تبليغاتX
مرکز ضد صهیونیسم
  • مرکز ضد صهیونیسم
  • مرکز ضد صهیونیسم
  • شنبه دوم تیر 1386 9:43
    از توطئه ‌ی غرب نسبت به فلسطین بر حذر باشیم

       این كه آمریكا و كشورهای اروپایی به این سرعت خارق‌العاده از تشكیل دولت جدید یا دولت اضطراری فلسطین استقبلال كرده‌اند و آمادگی خود را برای انجام هر گونه تعامل سیاسی و اقتصادی با این دولت اعلام كرده‌اند امری بسیار مشكوكی است كه مطمئنا محقق ساختن اهداف خاصی را دنبال می‌كند.

    " استقبال گسترده‌ی اتحادیه‌ی اروپا و آمریكا از تشكیل دولت اضطراری فلسطین و شكسته شدن تمامی موانع موجود بر سر راه روابط این كشورها با دولت جدید فلسطین از جمله از سرگیری كامل روابط دیپلماتیك و پایان دادن به محاصره‌های اقتصادی موجود به همان اندازه كه می‌تواند افق روشنی در حل قضیه‌ی فلسطین تلقی شود به همان اندازه می‌تواند برای این قضیه خطرساز و ویران كننده باشد. نباید فراموش كنیم كه پیش از این همین كشور آمریكا و دیگر كشورهای اروپایی بودند كه دست محمود عباس (ابومازن) را برای هرگونه پیشبردی در قضیه‌ی فلسطین بسته بودند، همین كشورها بودند كه تا به امروز مسوول اصلی گشنگی و آوارگی بسیاری از كودكان و زنان و مردان فلسطینی هستند. چه دلیل و عاملی باعث تغییر سریع موضع‌گیری این كشورها و اتخاذ تاكتیك‌های جدید در قبال قضیه‌ی فلسطین شده است. این سوالی است كه فلسطینی‌ها و تمامی رهبران منطقه قبل از انجام هر اقدامی باید به آن درست بیندیشند

    ادامه مطلب>>>
  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • پنجشنبه سی ام فروردین 1386 20:41
    استراتژی شكست خورده
     

      این روزها بحث اصلی در منطقه خاورمیانه، استراتژی جدید «جرج بوش» رئیس جمهور آمریكا است. با توجه به شكست های پی درپی نظامیان آمریكایی در ایجاد امنیت در عراق و افغانستان رئیس جمهور آمریكا دست به یك اقدام جدید زده است.

    سؤال این است كه عاقبت استراتژی جدید جرج بوش چه خواهد شد؟

    آیا دولت آمریكا به دنبال ایجاد امنیت در عراق با استراتژی جدید خود می باشد، عراق كه ماه هاست به جز انفجار و خون و دود چیز دیگری ندیده است. به رغم اینكه دموكرات ها بیشترین مخالفت با ماندن نیروهای آمریكایی و افزایش آنها را در عراق دارند برخی از جمهوری خواهان نیز حاضر نیستند در این استراتژی، جرج بوش را همراهی كنند نتایج تازه ترین نظر سنجی ها، نشان داد كه اكثریت مردم آمریكا-51- درصد برای اولین بار مخالفت شدید خود را با عملكرد بوش اعلام كردند و این در حالی بود كه 17درصد از عملكرد وی رضایت داشتند. نتایج دیگر این نظرسنجی هم این بود كه 65درصد هم اكنون با اعزام 21هزار و 500 نظامی آمریكا به عراق مخالف هستند. این رقم در سخنرانی تلویزیونی بوش در 10ژانویه 61درصد بود كه نشان می دهد مخالفت ها افزایش یافته اند


    ادامه مطلب>>>
  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • پنجشنبه پنجم بهمن 1385 14:27

    "امنيت اسرائيل" عامل افراطی گری های ويرانگر دولت بوش

    حضور گسترده نظامیان آمریکا در خلیج فارس تنها برای قدرت نمایی نیست ؛ اگر چه که دولت بوش بعد از فرو ریختن کاخ هیبتش به خاطر تحمل ضربات ناشی از اعلام جنگ علیه تروریسم نیاز شدید به چنین قدرت نمایی ها و مانورهایی دارد. به این معنا که استقرار دومین غول هواپیمابر آمریکایی در آب های خلیج فارس، مفهوم گسترده تری از یک نمایش بی هدف دارد، به ویژه بعد از آنی که شورای امنیت قطع نامه ای را به منظور مجازات ایران صادر کرده است.


    ادامه مطلب>>>
  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • یکشنبه هفدهم دی 1385 12:8

    بحران داخلی فتح همچنان ادامه دارد

     درخواست محمود عباس برای برگزاری انتخاباب زودهنگام و پیامدهای این اقدام و حمایت ها و مخالفت ها با این درخواست، ابعاد جدیدی از بحرانی را که فتح با آن مواجه است، آشکار ساخت.

    در حالی که گروهی از رهبران و اعضای فتح در داخل از این درخواست عباس حمایت کرده اند، فاروق قدومی مهم ترین شخصیت خارجی جنبش فتح و دبیر کمیته مرکزی آن، ضمن مخالفت با این درخواست، در پاسخ به اظهارات عباس که قدومی را به دریافت کمک از ایران متهم کرده بود، انتقادات شدیدی را علیه عباس مطرح کرد. پس از این انتقادات دو طرفه و به ویژه پس از آنکه عباس از سوی شورای انقلابی فتح که در رام الله تشکیل جلسه داده بود، به عنوان فرمانده کل فتح نیز انتخاب شد، جبهه گیری مجدد عباس ـ قدومی آغاز گردید.  


    ادامه مطلب>>>
  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • سه شنبه شانزدهم آبان 1385 16:36

    تحولات جاری در عرصه سياسی "اسرائيل"

    رای گیری اخیر در کابینه رژیم صهیونیستی درباره درخواست لیبرمن رئیس حزب تندرو "اسرائیل خانه ما" نکات مهمی دارد که توجه به آن لازم است. لیبرمن برای ورود به کابینه ائتلافی اولمرت خواستار تغییر نظام حکومتی "اسرائیل" از وضع کنونی به یک نظام ریاست جمهوری یا شبیه به آن شده بود که بر اساس آن رئیس کابینه به صورت مستقیم از جانب مردم انتخاب می شود و از این رو، اختیارات گسترده تری دارد و علاوه بر آنکه ریاست قوه مجریه را در دست دارد در مقابل پارلمان نیز مصونیت بیشتری می یابد و فقط با رای اکثریت بیش از دو سوم نمایندگان "کنست" می توان وی را برکنار کرد، بر خلاف آنچه امروز در جریان است و آن امکان برکناری نخست وزیر با رای نیمی از نمایندگان مجلس. برای آنکه کلید تحولات جاری در عرصه سیاسی رژیم صهیونیستی قابل فهم باشد باید به بررسی دقیق تر این مسأله بپردازیم.


    ادامه مطلب>>>
  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • پنجشنبه سوم فروردین 1385 20:13

    بیوگرافی وزیران مهم کابینه جدید فلسطین

     

    استاد اسماعيل عبدالسلام احمد هنيه نخست وزير فلسطين

    نخست وزیر جدید فلسطین در سال 1963 در اردوگاه الشاطی غزه دیده به جهان گشود. زادگاه پدری وی روستای "الجوزه" عسقلان می باشد. ایشان صاحب 13 فرزند است. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدارس آژانس امداد رسانی و استخدام آوارگان فلسطینی "آنروا" در الشاطی و مقطع دبیرستان را مدرسه دینی الازهر غزه به اتمام رساند و سپس وارد دانشگاه غزه شد و در دانشکده تربیت بخش زبان عربی به تحصیل پرداخت. این مقام عالی رتبه فلسطین از سال 1981 به عضویت انجمن اسلامی دانشگاه اسلامی غزه درآمد و از سال 1983 تا سال 1984 عضو شورای دانشجویی و از سال 1985 تا 86 رئیس شورای دانشجویی دانشگاه اسلامی غزه بود. اشغالگران صهیونیست نخستین بار او را در 24/12/1987 به مدت 18 روز و دومین بار در تاریخ 15/1/1988 به مدت 6 ماه و سومین بار در تاریخ 18/5/1989 به مدت 3 سال بازداشت و در سال 17/12/1992 به همراه بیش از 415 تن از رهبران جنبش مقاومت اسلامی حماس و جهاد اسلامی نوار غزه و کرانه باختری به مدت یکسال به مرج الزهور در جنوب لبنان تبعید کردند.   

    اما پست هایی را که این مسئول فلسطینی تاکنون عهده دار شده است به شرح ذیل است:


    ادامه مطلب>>>
  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • سه شنبه دوم اسفند 1384 13:54

    مطالعه آماری و سياسی نتايج انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطين

    فهرست مطالب

    مقدمه

    نتایج انتخابات

    تحلیل آماری نتایج

    نظرسنجی ها و نتایج انتخابات

    تحلیل چگونگی تحقق نتایج

    مواضع و واکنش های جریان های مختلف

    پیامدهای تحول سیاسی فلسطین

    چالش های فرا روی حماس

    منبع :مرکز اطلاع رسانی فلسطین


    ادامه مطلب>>>
  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 3:7

    به رسمیت شناخته شدن "حماس" در جهان سرآغاز یک راه

     

    جنبش حماس که اکثریت کرسی های مجلس قانونگذاری فلسطین را کسب کرده است تلاش دارد دو هدف مهم را محقق سازد؛ اولی: جلب همکاری جریان های فلسطینی برای مشارکت در کابینه ائتلاف ملی و دوم: کسب مشروعیت بین المللی. بیشتر اظهارات رهبران این جنبش آشکارا نشان می دهد که آنان همچنان در مسیری واقعی و عملی در جهت حفظ اصول ملی فلسطین گام بر می دارند و برای مشارکت همه گروه های فلسطینی در کابینه آینده تشکیلات خودگردان که پس از آغاز فعالیت های مجلس قانونگذاری جدید تشکیل خواهد شد، هیچ پیش شرطی در نظر نگرفته است. آنان همچنین هیچ مانعی در برقراری آتش بس بلندمدت با "اسرائیل" نمی بینند و از هم اکنون اعلام کرده اند که به همه توافقات بین المللی احترام خواهند گذاشت مشروط بر آنکه اهداف ثابت ملت فلسطین در تشکیل دولت و حق بازگشت آوارگان و عقب نشینی کامل اشغالگران از اراضی اشغالی 1967م. در چارچوب اجرای قطعنامه 242 شورای امنیت سازمان ملل ـ مبنی بر لزوم عقب نشینی اشغالگران صهیونیست از اراضی اشغالی یاد شده ـ و برچیدن شهرک های صهیونیست نشین و خروج از قدس شریف، را محقق سازد.

    بر اساس نگرش آمریکا و رژیم صهیونیستی، حماس باید "اسرائیل" را به رسمیت بشناسد و به خشونت پایان دهد و گروه های مسلح را خلع سلاح کند و اگر چنین نکند نامش همچنان در لیست گروه های تروریست خواهد بود


    ادامه مطلب>>>
  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 18:1

    خرافه‌اي به نام «دولت دموكراتيك اسرائيل»

    گزارش مستند ۲۳/۱۱/۸۴

    از خرافه‌هاي بسيار شايعي كه دربارة رژيم صهيونيستي گفته مي‌شود توصيف اين رژيم به عنوان رژيمي دمكراتيك و لائيك مي‌باشد. دمكراسيي كه از بقية دمكراسي‌هاي جهان برتر بوده و فقط در برخورد با اعراب و فلسطينيان كارايي خود را دست مي‌دهد. از ويژگي‌هاي اين دمكراسي رها نمودن عنان اختيار به فرهنگ‌هاي سياسي ضد عربي مي‌باشد اگرچه اين اعراب كيش يهودي داشته باشند


    ادامه مطلب>>>
  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • جمعه بیست و یکم بهمن 1384 14:45

    تاريخچه‌ي حملات رژيم صهيونيستي به كشورهاي منطقه

     

    خاورميانه در طول سال‌هاي قرن بيستم و خصوصا پس از جنگ جهاني دوم با تاسيس رژيم صهيونيستي همواره يكي از بحران‌زاترين مناطق جهان بوده است و اين مساله دو علت اساسي دارد، اول وجود كشورهاي عمده توليد كننده انرژي جهان در اين منطقه و دوم حساسيت و موقعيت ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك اين منطقه.


    ادامه مطلب>>>
  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • پنجشنبه بیستم بهمن 1384 12:9

    گفتگوی ويژه خبرنگار مرکز اطلاع رسانی فلسطين با "ام نضال فرحات"


    ادامه مطلب>>>
  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • سه شنبه هجدهم بهمن 1384 2:30

     سردبیر مجله "لوموند دیپلماتیک"

    عدم تعامل غرب با حماس روند اصلاحات در کشورهای عربی را به چالش می کشاند

    آلن جریش کارشناس امور خاورمیانه و سردبیر مجله "لوموند دیپلماتیک" چاپ فرانسه هشدار داد که تا زمانی که کشورهای غربی با جنبش مقاومت اسلامی حماس پس از پیروزی چشمگیر این جنبش در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین تعامل نکنند، سخن گفتن از دموکراسی و انجام اصلاحات سیاسی در این کشورها هیچ فایده ای ندارد.


     


    ادامه مطلب>>>
  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • جمعه چهاردهم بهمن 1384 11:27

    از این ظالمانه‌تر نمی‌توان تصور کرد

    ویر، الیسون؛ جام جم

    الیسون ویر به‌عنوان یک روزنامه‌نگار مستقل از وضعیت فلسطین و فلسطینی‌ها گزارش تهیه کرده ‌است. در این گزارش به وضعیت نامطمئن خبرنگاران در فلسطین اشاره شده که همیشه در معرض خطر حمله اسرائیلی‌ها هستند و حملات اسرائیلی‌ها به خانه و محل کار فلسطینی‌ها توصیف شده‌است. ویر همچنین از وضع اسفبار زندگی مردم فلسطین و استفاده اسرائیل از بمب‌های گازی خبر می‌دهد. وی به کمک آمریکا به اسرائیل اشاره نموده و اضافه کرده است مردم فلسطین می‌خواهند دلیل این کمک‌ها را بدانند.


    ادامه مطلب>>>
  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • سه شنبه یازدهم بهمن 1384 12:52

    تغيير وضعيت احزاب در جامعه صهيونيست و تاثير آن بر مسئله فلسطين

     

     

    با ظهور حزب كادیما به رهبری شارون و پیوستن شیمون پرز و شماری از نمایندگان و شخصیت های برجسته احزاب راست و چپ صهیونیست به این حزب، سرزمین اشغالی فلسطین تحولات و تغییراتی عمیق را در وضعیت احزاب صهیونیست به خود دید.

    در این جریان (جدایی شخصیت های برجسته صهیونیست از احزاب پیشین خود و پیوستن شان به حزب جدید شارون) كه شكلی دراماتیك به خود گرفت و حكایت از عدم استقرار در وضعیت احزاب "اسرائیل" داشت، علاوه بر انگیزه های شخصی، باورهای سیاسی نیز دخیل بود. از دیگر تغییراتی كه در وضعیت احزاب "اسرائیلی" رخ داد، باید به ریاست نتانیاهو بر حزب لیكود و همچنین پیشتازی حزب کادیما بر دیگر احزاب اشاره كرد.

     * علل و انگیزه ها:

     پر واضح است كه مجموعه ای از دلایل و عوامل در تغییر وضعیت احزاب و ظهور حزب کادیما دخیل بوده است كه برخی از آنها به باورها و تیپ شخصیتی شارون باز می گردد، البته تاثیر عوامل دیگر را نیز نباید از یاد برد. به طور کل دلایل این پدیده سیاسی را می توان به صورت ذیل بر شمرد:

     

    1- تمایل شارون برای رهایی از دست رقبای لیکودی اش که رهبری شان را نتانیاهو به عهده داشت. نتانیاهو همان کسی بود که علاوه بر تلاش های مستمر برای پایین کشیدن شارون از تخت ریاست حزب و به تبع آن نخست وزیری، به شدت با سیاست های این نخست وزیر صهیونیستی به ویژه در مورد طرح جداسازی یک جانبه مخالفت می کرد که این امر نیز نگرانی دائمی شارون و دوستانش را به همراه داشت.

     2ـ طبیعت و تیپ شخصیتی شارون به گونه ای است که جز خود و افکارش دیگر معتقد به چیزی نیست و خود را به عنوان تنها فرد مخلص و توانا در تصدی مسئولیت های خطیر میهنی یهود می داند که نمود این مسئله را می توان در منش سیاسی و تاکید فراوانش بر اقدامات یک جانبه در جریان طرح جداسازی یافت، ضمن آنکه حتی تیرهای انتقاد راستگراهای افراطی صهیونیست که گهگاه به مرز اتهام به خیانت نیز می رسید، نتوانست تغییری در تصمیم گیری های شارون ایجاد کند.

    3ـ برخی فاکتورهای دیگر نیز شارون را به سمت اتخاذ این تصمیم (تشکیل یک حزب جدید) کشاند که از آن میان می توان به حمایت اکثریت صهیونیست ها از برنامه های امنیتی شارون به عنوان یک جنگاور کارکشته در عرصه نبرد با فلسطینی ها و عرب ها و همچنین برنامه های سیاسی اش به عنوان یک سیاستمدار برجسته اشاره کرد، سیاستمداری که علاوه بر توانایی در اتخاذ تصمیمات ویژه و برداشتن گام های حیاتی در مسئله مناقشه میان اعراب و "اسرائیل" که اجرای طرح جداسازی یک جانبه یکی از این نمونه هاست، دیدگاهش درباره مسائل مربوط به خاورمیانه جدید و مبارزه با تروریسم با سیاست های دولت آمریکا و رئیس جمهور این کشور بسیار نزدیک است.

     4ـ تاکید ملت فلسطین بر آزادسازی کشورشان و پایان بخشیدن به اشغالگری های رژیم صهیونیستی از طریق  انتفاضه و تداوم مقاومت با وجود شرایط سخت و ناگوار باعث شد که شمار زیادی از مقامات راست و چپگرای دولت عبری به این باور برسند که عقب نشینی و برپایی دولت فلسطینی یک ضرورت است و از همین جا اختلاف نظرهایی در رابطه با اجرای این ضرورت به وجود آمد.

    شارون معتقد بود که عقب نشینی باید بدون هیچ گونه گفتگو یا مذاکره با طرف فلسطینی صورت گیرد و مدعی بود که دولت عبری هیچ شریک مذاکره کننده ای را در طرف فلسطینی ندارد؛ در مقابل، دیدگاه رقیب سرسخت شارون یعنی نتانیاهو وجود دارد که به ضرورت عقب نشینی باور داشت ولی با این شرط که اجرای آن باید با توافقات لازم الاجرا مبنی بر توقف مقاومت، نابودی گروه های مبارز فلسطینی و خلع سلاح آنان صورت گیرد، البته دیدگاه حزب کار نیز در زمان ریاست شیمون پرز تفاوتی با نظرات شارون نداشت.

    در مقابل این سه گروه، احزاب راستگرا (مفدال، کاخ، یهودت هتورات و تمامی شهرک نشینان) قرار داشتند که با عقب نشینی از هر بخشی از کرانه باختری و نوار غزه مخالف بودند.

     بنابراین می توان گفت که رخداد اخیر (تغییر وضعیت احزاب) یک تحرک سیاسی جدید در جامعه صهیونیستی است که در آن انگیزه های شخصی و باورهای سیاسی افراد با مجموعه ای از تحولات در فلسطین (ادامه مقاومت) و همچنین تحولات بین المللی که به رهبری واشنگتن در جهان عرب و خاورمیانه صورت گرفته، در هم آمیخته است.

     * تغییر وضعیت احزاب

     روشن است که وضعیت احزاب "اسرائیلی" پس از سه دهه که تابع تنها دو نظام حزبی بود و قدرت میان حزب راستگرای مذهبی لیکود و حرب چب میهن گرای کار رد و بدل می شد، دچار تغییر و با جدایی شارون از حزب راستگرای لیکود و تصدی ریاست حزب راستگرای میانه رو "کادیما" به یک نظام سه قطبی مبدل شد. از همین رو می توان گفت که وضعیت احزاب در "اسرائیل" به صورت ذیل خواهد بود:

     ـ راستگرای مذهبی (اتحاد میهنی، یهودت هتوراه، مفدال و شهرک نشینان) که رهبری شان را حزب لیکود و بنیامین نتانیاهو به عهده دارد.

     ـ راستگرای میانه رو که رهبری شان را شارون به عهده دارد و پس از پیوستن شماری از چهره های برجسته لیکود (ایهود اولمرت، شائول موفاز، آوی دیختر، هنگبی، زیگمون لونی) و گروهی از اعضای حزب کار (شیمون پرز، حییم رامون و یااتسیک) تشکیل شده است.

     ـ چپگرا (حزب کار، شینوی، میرتس، احزاب عربی)

     از ناحیه دیگر، تاسیس حزب جدید شارون و پیوستن شماری از برجسته ترین چهره های راست و چپگرا به آن باعث می شود که سه حزب از نظر قدرت و توان با هم در یک سطح قرار گیرند.

    مسئله شایان توجه آن است که در بررسی کلی روند تحولات اخیر باید گفت که این سه حزب متاثر از شخصیت و منش سیاسی روسای شان هستند ؛ زیرا بخشی از آن تغییری که در وضعیت احزاب صهیونیستی صورت گرفته، در نتیجه تاثیر برخی شخصیت ها، باورها و میزان محبوبیت شان در جامعه بوده است.

    حزب کادیما تا این لحظه به عنوان حزب شارون شناخته می شود و متاثر از اندیشه های این مقام برجسته صهیونیستی است و حتی کار به جایی رسیده است که شمار زیادی از چهره هایی که به این حزب پیوسته اند، هراس از سکته مغزی شارون باعث شده است که نفس های شان را در سینه حبس کنند.

    سیاست حزب لیکود به ویژه در زمینه اجرای طرح جداسازی یک جانبه مبتنی بر باورهای نتانیاهو و مخالفتش با سیاست های شارون است.

    وضعیت حزب کار نیز مرهون منش رهبر جدید این حزب است که شعار حمایت از فقرا، بهبود وضعیت اجتماعی و اقتصادی صهیونیست ها را سرداده است. در حال حاضر رهبر جدید حزب کار جای شیمون پرزی را گرفته که متهم به تبعیت از شارون بود و این مسئله تا به جایی رسیده بود که برخی ها ادعا می کردند که هیچ تفاوت ریشه ای میان لیکود به ریاست شارون و کار به ریاست پرز وجود ندارد. به هر حال باید گفت که آینده حزب کار به عنوان مدافع طبقه متوسط و فقیر جامعه صهیونیست در گرو اقدامات "عمیر پرتس" رهبر جدید این حزب است که عضویت در اتحادیه کارگران "اسرائیل" (هسترود) نیز را در کارنامه خود دارد.

    مسئله دیگر آن است که اختلاف میان برنامه های انتخاباتی احزاب سه گانه تا حدی کم است، به عنوان نمونه در مورد برنامه های اقتصادی و اجتماعی می توان گفت که تفاوتی بنیادین در برنامه های انتخاباتی سه گروه وجود ندارد، تنها تفاوت در آن است که برنامه های اقتصادی و اجتماعی در راس برنامه های حزب کار به عنوان مدافع اصلی فقرا قرار دارد.

    در مورد برنامه های سیاسی و امنیتی سه حزب اصلی "اسرائیل" باید به این نکته اشاره کرد که در بازار تبلیغات انتخاباتی هر حزب، دیگری را متهم می کند. به طور کلی می توان گفت که توجه به مسائل سیاسی و امنیتی در راس برنامه های حزب لیکود و کادیما قرار دارد.

    نکته مشخص آن است که هر سه حزب به ضرورت عقب نشینی از کرانه باختری و نوار غزه و تشکیل یک دولت فلسطینی ایمان دارند ولی اختلاف نظرشان در مورد جزئیات این دولت و همچنین میزان و چگونگی عقب نشینی است.

     در مورد شانس پیروزی هر کدام از این احزاب در انتخابات نمایندگی رژیم صهیونیستی باید گفت که پیش بینی نتایج انتخابات دشوار است و نمی توان حدس زد که پیروز میدان انتخابات چه حزبی خواهد بود ؛ چرا که در حال حاضر فاصله زمانی بالغ بر سه ماه تا اجرای انتخابات باقی مانده است ولی نکته کاملا مشخص و بدیهی آن است که حزب کادیما از شانس بیشتری نسبت به رقبای خود یعنی کار و لیکود برخوردار است که دلیل آن را نیز باید در مسائل ذیل جستجو کرد:

    ـ شارون ریاست این حزب را به عهده دارد، شارونی که توانسته خود را به عنوان یک مهره کهنه کار در عرصه سیاست و جنگ در "اسرائیل" معرفی و اعتماد اکثریت را به خود جلب کند و در نگاه صهیونیست ها به چهره ای کاریزماتیک بدل شود.

    در یک نظرسنجی که توسط روزنامه یدیعوت آهارانوت ( 16/12/2005) در مورد مناسب ترین فرد برای تصدی پست نخست وزیری انجام شد، 54 درصد افراد تاکید کردند که شارون مناسب ترین گزینه برای این پست است و بعد از آن نیز عمیر پرتس با 21 و نتانیاهو با 16 درصد آراء در این نظرسنجی قرار دارد ؛ ولی اگر اتفاقی بیافتد و شارون به خاطر بیماری، مرگ و یا هر علت دیگری از صحنه سیاسی خارج شود، انتظار می رود که میزان محبوبیت حزب کادیما کاهش یابد.  

    ـ دومین علت را باید در جایگاه سیاسی حزب کادیما در مقایسه با دیگر احزاب جستجو کرد. در حال حاضر، حزب شارون علاوه بر شخصیت های برجسته راستگرایی همچون "موفاز" (وزیر دفاع)، "آوی دیختر" (از مسئولان برجسته اطلاعاتی صهیونیست) و "ایهود اولمرت" (معاون نخست وزیر پیشین و وزیر اقتصاد و دارایی)، چهره های قدیمی و برجسته چپگرایی همچون "شیمون پرز"، "حییم رامون" و "ایتسیک" را در خود جای داده است.

    شایان ذکر است در یک نظرسنجی که توسط روزنامه عبری زبان "معاریو" و در تاریخ 20/12/2005 یعنی در زمانی که شارون بر اثر سکته مغزی در بیمارستان به سر می برد، منتشر شد، حزب کادیما به ریاست شارون 42 کرسی، حزب کار به ریاست عمیر پرتس 22 کرسی و حزب لیکود به ریاست نتانیاهو 13 کرسی را به دست آورد.

     ـ تاثیر و پیامدهای تغییر وضعیت احزاب صهیونیستی بر مسئله فلسطین

     در سایه هیمنه و تسلط آمریکا بر سیاست کلی جامعه جهانی، بی گمان دگرگونی ها و تغییراتی که در وضعیت احزاب "اسرائیلی" رخ می دهد، شایان توجه و اهتمام است و دلیل آن را نیز باید در تاثیرات احتمالی این مسئله بر آینده منازعه اعراب و "اسرائیل" جستجو کرد.

    در این راستا، باید گفت که قدرت یافتن یک حزب صهیونیستی و ضعف دیگری، هیچ تغییر بنیادینی را در برنامه های احزاب "اسرائیلی" در قبال مسئله فلسطین ایجاد نخواهد کرد.

    احزاب اصلی رژیم صهیونیستی تاکنون هیچ چیز جدید و شایان توجهی را در رابطه با مسئله فلسطین مطرح نکرده اند. به عنوان نمونه نتانیاهو همچنان بر توقف مقاومت، نابودی گروه های مبارز و خلع سلاح فلسطینی ها ـ پیش از انجام هر گونه مذاکره ـ تاکید می کند و البته این سیاست، یک سیاست قدیمی است که دیگر تاریخ مصرفش در عرف مسئله فلسطین گذشته است.

    عمیر پرتس نیز حرف جدیدی نمی زند و تنها عبارت هایی مانند صلح نهایی و مذاکرات سریع را تکرار می کند ولی در این میان موضعش را در قبال مسئله بازگشت پناهندگان، عقب نشینی کامل و برپایی دولت خودمختار فلسطین بیان نمی کند. ضمنا پرتس در گفتگویی مطبوعاتی که با روزنامه عبری زبان "معاریو" انجام داده، در مورد مسئله قدس گفته است: "باید مرزهای قدس را مشخص کرد ولی هیچ مذاکره ای در این مورد با طرف فلسطینی انجام نخواهد گرفت!!!" یعنی اینکه مسئله قدس تابع نظر صهیونیست هاست و فلسطینی ها هیچ حقی در رابطه با این شهر ندارند.

    شارون که تحول جدیدی را در وضعیت آرام و بی تغییر احزاب در "اسرائیل" ایجاد کرده و تا کنون نیز مورد تایید صهیونیست هاست، هیچ تغییری را در باورها و برنامه های سیاسی خود صورت نداده است؛ بلکه تنها حزب لیکود را که سال ها حیات سیاسی خود را در آن صرف کرده بود، ترک کرده است تا بتواند باورهای خود در مورد راه حل های یک جانبه را که در آن حقوق ملت فلسطین نادیده گرفته می شود، عملی سازد و با تداوم ساخت دیوار حائل و الحاق شهرک های صهیونیست نشین کرانه باختری و قدس به "اسرائیل" واقعیت های جدیدی را در منطقه خلق کند.

    در یک جمع بندی باید گفت که احزاب اصلی رژیم صهیونیستی در مورد یهودی سازی قدس و مخالفت با مسائلی همچون حاکمیت فلسطینی ها بر بیت المقدس حتی بر قسمت شرقی آن، بازگشت آوارگان فلسطینی حتی به کرانه باختری و نوار غزه و همچنین عقب نشینی به مرزهای 4 ژوئن 1967 اتفاق نظر دارند و تنها تغییر ریشه ای که در این میان به وجود آمده است، موافقت راستگرایان "اسرائیلی" با عقب نشینی از بخش هایی از کرانه باختری، نوار غزه و برپایی دولت فلسطینی است که البته این مسئله نیز در سایه مقاومت و پایداری فلسطینی ها حاصل شده است.

    در حال حاضر، احزاب صهیونیستی بر سر مساحت منطقه ای که باید از آن عقب نشست و همچنین ماهیت دولت فلسطینی و میزان اختیاراتش با هم اختلاف نظر دارند و هر کدام از احزاب صهیونیستی معیار مخصوص به خود را دارند که درصدد دیکته کردن آن به طرف فلسطینی هستند، البته اساس همه این معیارها و برنامه ها منافع صهیونیستی است که هر کدام از احزاب از نگاه خود آن را عنوان می کنند.

     بدین ترتیب باید گفت برخی از طرف های فلسطینی و یا عربی که چشم امید به پیروزی هر کدام از سه حزب صهیونیستی و دیدگاه شان در مورد مناقشه میان اعراب و "اسرائیل" بسته اند، امیدشان بی نتیجه خواهد ماند چرا که تنها ظاهر طرح ها و نقشه های سیاسی رژیم اشغالگر قدس تغییر کرده ولی جوهر اصلی برنامه های این رژیم در مورد حقوق ملت فلسطین و مسائل عربی و اسلامی همچنان ثابت و غیر قابل تغییر است.

    بد نیست که نگاهی به دفتر تاریخ بیاندازیم. از 15 سال پیش و از زمان آغاز مذاکرات مادرید در سال 1991، بیشتر چهره های برجسته سیاست "اسرائیل" از جناح راست و چپ، حاکمیت را چه به صورت ائتلافی و چه به صورت مستقل در مناطق اشغالی به دست گرفته اند و جالب اینجاست که در طول این دوره پانزده ساله سه بار حزب کار (اسحاق رابین، شیمون پرز و ایهود باراک) و سه بار حزب لیکود (اسحاق شامیر، بنیامین نتانیاهو و آریل شارون) به روی کار آمده اند ولی وضعیت با روی کار آمدن هیچ یک از این احزاب تغییری نکرد و تنها تفاوت بر سر اختلاف نظر گروه ها در مورد برخی مسائل جزئی در جریان روند مذاکرات بود.

     پس باید چشم امید همه به مقاومت و تداوم روند مبارزه باشد، مقاومتی که امروز به بار نشسته است و نمود ثمرات آن را می توان در توقف سیاست راهبردی رژیم صهیونیستی در اجرای طرح های شهرک سازی یافت ؛  سیاستی که با تخلیه شهرک های صهیونیست نشین در نوار غزه و بخش هایی از کرانه باختری که در نهایت به عقب نشینی کامل صهیونیست ها از منطقه غزه انجامید، روند قهقرایی خود را طی می کند. اینها مسائلی بود در مورد آینده مورد انتظار در سایه انتخابات "اسرائیل" و بروز تحولات در وضعیت احزاب صهیونیستی.

     درباره زمان باقی مانده از حاکمیت کابینه شارون باید گفت که در فاصله چند ماه مانده تا انتخابات "اسرائیل" (مارس 2006) که فلسطینی ها مشغول برگزاری انتخابات پارلمانی هستند و آمریکا نیز سرگرم مسئله عراق است، شاهد یک خمود سیاسی خواهیم بود. در چنین وضعیتی و با وجود خمود سیاسی، شاید برخی احزاب اسرائیلی در چارچوب تبلیغات انتخاباتی خود، برای خوشامد صهیونیست ها که از هر چه فلسطینی و عرب متنفر هستند، وعده افزایش حملات علیه مردم مظلوم و بی دفاع فلسطین را بدهند که البته این مسئله باعث می شود تا دولت کنونی برای آنکه نشان دهد که از توانایی فراوانی برای حفظ امنیت برقرار است، بر جنایت های خود علیه ساکنان کرانه باختری و نوار غزه بیافزاید. تمامی این مسائل می طلبد که فلسطینی ها خرد را پیشه خود سازند و گروه های مختلف سیاسی نیز برای رویارویی با هر گونه تحولات جدید، ضمن حفظ همبستگی و بیداری، هماهنگ با هم عمل کنند و یک برنامه مناسب برای آینده فلسطین داشته باشند، فلسطینی دموکرات و مبارز که بتواند علاوه بر تداوم مقاومت، در مقابل هر گونه تحولات آتی که در نتیجه تکمیل طرح جداسازی به وجود می آید، پایداری کند.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • سه شنبه یازدهم بهمن 1384 1:17

    شهادت 791 کودک فلسطینی و زخمی شدن 28822 نفر در طول انتفاضه

    تا پایان سال 2005م. جمعیت کودکان فلسطینی به 1977591 رسید که این تعداد 5/52 درصد کل ساکنان فلسطین را شامل می شود. کمیته عالی اطلاع رسانی فلسطین در خصوص جنایت های رژیم اشغالگر قدس علیه کودکان فلسطینی اعلام کرد که از آغاز انتفاضه الاقصی تا تاریخ 31/10/2005، 791 کودک زیر هجده سال فلسطینی شهید و 28822 نفر نیز مجروح شدند.

    بر اساس این گزارش، از تاریخ 29/9/2000 لغایت 8/6/2005، 586 دانش آموز فلسطینی زیر هجده سال در مقاطع مختلف تحصیلی شهید شدند که از این تعداد 3/75 درصد دانش آموز مقطع ابتدایی و راهنمایی و 7/24 درصد دانش آموز مطقع متوسطه بودند.

    اشغالگران صهیونیست همچنین از تاریخ 29/9/2000 تا تاریخ 11/10/2005، چهار هزار کودک زیر هجده سال را بازداشت کردند که سه درصد بازداشت شدگان دختر بودند و 321 نفر آنان همچنان در قید بازداشت به سر می برند.

    در این گزارش آمده است که بیماری اسهال و بیماری تنفسی مهم ترین عامل مرگ و میر کودکان فلسطینی زیر پنج سال طی سال های گذشته بوده است، به طوری که در کرانه باختری 2/15 درصد و در نوار غزه 9/19 درصد کودکان بر اثر این بیماری ها جان خود را از دست داده اند. بیماری های دیابت، قلب، صرع و عقب ماندگی ذهنی و جسمی از جمله بیماری های مزمن کودکان در این گزارش یاد شده است.

    بر پایه این گزارش، میانگین مرگ و میر کودکان زیر پنج سال طی سال های 1990 الی 1994 از 2/32 نفر به 5/28 نفر در هر هزار نفر کاهش یافته است. در طول این مدت همچنین میانگین مرگ و میر نوزادان از 25 نفر به 4/24 نفر در هر هزار نفر کاهش یافته است.

    کمیته عالی اطلاع رسانی فلسطین در خصوص وضعیت تغذیه کودکان فلسطینی گزارش داده است که 4/64 درصد خانواده های فلسطینی به علت اقدامات سرکوبگرانه اشغالگران نظیر ایجاد ایست های بازرسی و محاصره طولانی مدت مناطق، از نظر دستیابی به مواد غذایی در مضیقه هستند و 40 درصد آنان نیز در زمینه دریافت خدمات درمانی با مشکل مواجه شده اند.

    در این گزارش ذکر شده است که 38 درصد کودکان شش ماهه الی پنج ساله فلسطینی از سوء تغذیه رنج می برند که از این تعداد 5/35 درصد آنان ساکن کرانه باختری و 6/41 درصد آنان ساکن نوار غزه هستند.

    بر اساس این گزارش، تعداد مراکز حمایت از مادران و کودکان فلسطینی به 375 مرکز رسید که 228 مرکز در کرانه باختری و 47 مرکز در نوار غزه است.

    در این گزارش همچنین آمده است که 7/63 درصد فلسطینیان تاکنون نتوانسته اند به علت درآمد پایین غذای مناسبی برای خود فراهم کنند. در این میان 9/61 درصد از خانواده های فلسطینی مجبور شده اند تا برای به دست آوردن غذای کافی و مناسب از دیگران قرض کنند. 3/43 درصد آنان مجبور شده اند تا املاک و دارایی خود را برای این کار بفروشند و 1/32 درصد به طور کامل به کمک های غذایی نهادهای بین المللی، سازمان کمک رسانی به آوارگان و سازمان های غیر دولتی وابسته اند.

    بر اساس این گزارش، مشکلات پیش از زایمان عامل اصلی مرگ و میر کودکان فلسطینی است، به طوری که 6/56 درصد کودکان بر اثر این مشکلات، 1/16 درصد بر اثر عقب ماندگی، 7 درصد بر اثر مسمومیت خونی و 3/6 درصد کودکان بر اثر بیماری های تنفسی می میرند.

    بر پایه این گزارش، 6/95 درصد زنان باردار فلسطینی هنگام بارداری تحت درمان قرار گرفته اند. بر اساس این گزارش، 8/96 درصد کودکان ساکن کرانه باختری و 98 درصد آنان در نوار غزه از شیر مادر استفاده کرده اند که میانگین مدت شیر خوارگی آنان 2/13 ماه بوده است.

    در این گزارش همچنین آمده است که در سال های 2004 الی 2005 تعداد دانش آموزان دختر و پسر فلسطینی به 1050327 تن رسید.

    بر اساس این گزارش، هفتاد درصد دانش آموزان در مدارس دولتی، 24 درصد در مدارس وابسته سازمان کمک رسانی به آوارگان فلسطینی و 6 درصد در مدارس خصوصی مشغول به تحصیل می باشند.

    این گزارش می افزاید که 40113 کودک فلسطینی در گروه سنی پنج الی هفده سال تا اواسط سال 2005 و به عبارتی 1/3 درصد از کل جمعیت کودکان، مشغول کار بوده اند.  

          

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • دوشنبه دهم بهمن 1384 20:39

    يديعوت آهارانوت: تشکيل "حماسستان" (دولت حماس) تابع ايران در فاصله هزار متری فرودگاه "بن گوريون"

     

    آن چه در ذیل می آید متن کامل گزارش روزنامه عبری زبان "یدیعوت آهارانوت" است که در تاریخ 28/1/2006م. منتشر شد. این متن اکنون بدون هیچ تغییری از نظر خوانندگان گرامی می گذرد:

     دیروز حادثه ای بزرگ رخ داد. در مقابل دیدگان ما دولت "حماسستان" مورد حمایت ایران تشکیل شد. این دولت نه در فاصله هزار کیلومتری که در فاصله هزار متری ما تشکیل شده است. خیلی نزدیک به فرودگاه "بن گورین" و مناطق "رعنانا"، "العفوله"، "کفر سابا" و "الخضیره". این دولت افراطی اسلامی است که شعار نابودی "اسرائیل" روی بیرق آن حک و دستان تمامی رهبران آن به خون "اسرائیلی ها" آغشته شده است.

    امروز که این دولت تشکیل شده است برای ما "اسرائیلی ها" روز حساب رسی است. مساله کاملا واضع و آشکار است. عقب نشینی های مجانی به "تروریسم" و "تروریست ها" جایزه و به حماس برگ برنده داد. یک سال و نیم پیش من (نویسنده) و موشه یعلون رئیس سابق ستاد مشترک ارتش و دیگر مقامات "اسرائیلی" هشدار دادیم که عقب نشینی یک جانبه منجر به تقویت حماس و تضعیف ابو مازن خواهد شد و در واقع همین طور نیز شد.

    اکنون آقای اولمرت و همکارانش چگونه می خواهند با پیروزی و محبوبیت بیش از پیش این جنبش در نزد فلسطینیان مقابله کنند. آنان به زودی مناطق دیگری را نیز به حماس هدیه خواهند داد. می دانم که عده ای می گویند که جنبش حماس در آینده تغییر خواهد کرد یا این که میانه رو تر خواهد شد. این دسته از افراد درباره روحانیون ایرانی نیز هنگامی که زمام حکومت ایران را در دست گرفتند و یا گروه طالبان که در افغانستان قدرت یافته بود، چنین عبارت هایی را مطرح کرده بودند. اما هرگز چنین نشد و نخواهد شد. مهم این نیست که رویه حماس و عملکرد این جنبش چگونه خواهد شد، بلکه مهم این است حماس هر طور که باشد، حماس است.

    هرگز شایسته نیست که گمان کنیم اگر حماس برنامه خود را تغییر دهد، می توان با آن به تفاهم رسید. امکان ندارد که ما با حماس به تفاهم برسیم؛ زیرا سرشت و ماهیت این جنبش بر اساس تحقق یک هدف استوار است و آن نابودی "اسرائیل" است. دولت حماس در آینده تابع ایران خواهد بود و این جنبش درست مانند ایران خود را ملزم به نابودی "اسرائیل" می داند. در سایه چنین وضعیتی کل خاورمیانه به پایگاهی برای حمله جدید به "اسرائیل" تبدیل خواهد شد. باید دانست که هر گونه عقب نشینی در نهایت خطر حملات موشکی و خمپاره ای به منازل ما را نزدیک تر خواهد کرد. بنابراین ما می بایست سیاست خود را از اساس تغییر دهیم. ما به متوقف ساختن سیاست عقب نشینی که مهمترین عامل عملیات های "تروریستی" علیه ماست، پایبندیم و در برابر این سیاست دیواری پولادین خواهیم ساخت. دولت "لیکود" هرگز با حماس مذاکره نخواهد کرد و در عین حال برای تامین امنیت در "اسرائیل" و  مرزها تلاش خواهد کرد.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • شنبه هشتم بهمن 1384 14:46

    حماس در مجلس قانونگذاری
    تلفيق مقاومت و سياست

     

    جنبش مقاومت اسلامی "حماس" از زمان تأسیس یعنی از 18 سال پیش تاكنون به ویژگی حكمت و متانت پیش از تصمیم گیری برای هر كار سرنوشت سازی، متصف بوده است. این جنبش همیشه مسائل را تحلیل و آن را به مجلس شورا و مجموعه سازمانی در داخل و خارج و زندان های صهیونیستی عرضه می كند. جنبش حماس در طول این سال ها توانسته است كوله باری از تجربه سیاسی كسب كند كه این تجربه به این جنبش امكان داده است تا در هر دو عرصه نظریه پردازی و عمل به بلوغ سیاسی برسد و همزمان خط مشی اصیل و اصول ملی خود را حفظ كند.

    "حماس" امروز در برابر وضعیت جدیدی در تاریخ خود و تاریخ ملت فلسطین قرار گرفته است. این جنبش هم اكنون وارد میدان فعالیت های سیاسی از طریق مجلس قانونگذاری شده است و برای اخذ این تصمیم تاریخی همه پیامدهای داخلی و منطقه ای و بین المللی آن و نیز تشكیل حكومت و سرنوشت توافق اسلو و نیز موضوع مقاومت را سنجید.

    همه رهبران حماس اتفاق نظر دارند كه مقاومت برای این جنبش به مثابه یك گزینه راهبردی است كه نمی تواند از آن چشم پوشی كند یا آن را در معرض مناقشه و سازش قرار دهد، مگر آنكه علل این مقاومت كه همان اشغالگری و اشغالگران است از بین برود. اما در تشریح جزئیات این مقاومت و زمان ومكان آن، رهبران حماس تصمیم گیری در این باره را برای فرماندهان شاخه نظامی این جنبش یعنی گردان های قسام وا گذاشته اند و اعلام كرده اند كه این شاخه نظامی است كه زمان و مكان و روش مناسب مبارزه را مشخص می كند و این سخن به صورت كلی صحیح است، هر چند كه شاخه نظامی هر جنبش یا گروهی به صورت مستقیم از دستورات و نظرات رهبران سیاسی آن پیروی می كند.

     چشم پوشی از مقاومت و سلاح مقاومت ممنوع

    وضعیت مراحل مختلف شكل و زمان مقاومت را تعیین می كند و این را دكتر محمد ابو طیر از نامزدهای فهرست حماس برای انتخابات مجلس قانونگذاری در شهر قدس پیش از بازداشتش تاكید كرد. دو تن دیگر از نامزدهای جنبشحماس در شهر قدیمی قدس نیز در روز 15/1/2006م. این موضوع را مورد تاكید قرار دادند. شیخ ابو طیر می گوید: "درباره مقاومت ما پیش از فرا رسیدن زمان مناسب درباره آن تصمیم نمی گیریم و وضعیت و شرایط هر مرحله تعیین كننده نوع مقاومت در آن مرحله است، اما قاعده این است كه چشم پوشی از مقاومت و سلاح آن امكان ندارد، زیرا سلاح مقاومت ضامن حقوق ملت فلسطین و حامی آن است و نادیده گرفتن این گزینه برای فلسطینیان امكان پذیر نیست و حماس سلاح خود را بر زمین نخواهد گذاشت و رهبری این جنبش این تصمیم را گرفته اند و مقاومت همچنان سازنده خواهد بود و نه ویرانگر".

    از سخنان شیخ ابو طیر چنین بر می آید كه "حماس" همچنان به مقاومت خود ادامه می دهد و سلاح خود را بر زمین نخواهد گذاشت، اما وضعیت هر مرحله شكل و روش مقاومت و مكان آن را مشخص می سازد.

     اشكال مقاومت

    دكتر رائد نعیرات رئیس بخش علوم سیاسی دانشگاه ملی النجاح می گوید: "حماس" می داند كه مقاومت فقط عملیات مسلحانه نیست، بلكه ابعاد و اشكال مختلفی دارد كه عملیات نظامی در راس آن قرار می گیرد و تغییر روند نظام سیاسی داخلی نیز بخشی از آن است.

     این ملت است كه مسئولیت مقاومت را بر دوش می كشد و حامی آن است

    مهندس ریاض رداد از رهبران جنبش حماس در شهر طولكرم و یكی از نامزدهای این جنبش در انتخابات مجلس قانونگذاری درباره مقاومت پس از ورود حماس به مجلس قانونگذاری چنین می گوید: حماس برای تقویت پایداری و انسجام داخلی ملت وارد مجلس قانونگذاری می شود و این ملت فلسطین است كه مسئولیت مقاومت را بر دوش می كشد و حامی آن است به همین سبب این ملت در داخل باید یكپارچه و منسجم باشد تا بتواند مسئولیت های مقاومتی را كه به گردن گرفته است به خوبی انجام دهد و به آن استمرار ببخشد و مقاومت حق مشروعی است كه همه ادیان آسمانی و همه قوانین زمینی آن را به رسمیت شناخته اند".

    مهندس رداد یادآور می شود كه حماس به خوبی از خواسته های عموم فلسطینیان آگاه است و عموم آنان خواستار ساماندهی به نظام داخلی فلسطین البته به دور از انحصارطلبی و خودكامگی و فساد است كه این نظام حاكم بر مناطق فلسطینی نشین در سال های گذشته گرفتار آن بوده است. فلسطینیان همچنین خواهان اسمرار مقاومت و انتفاضه اند و بر همین اساس آنان بر این باورند كه جنبش حماس تواناترین گروه برای مشاركت در این امر و از راه های دمكراتیك است.

     مقاومت مشروع و قانونی است

    مهندس فرید زیاده از نامزدها یحماس برای انتخابات مجلس قانونگذاری در شهر نابلس نیز دقیقا به همین موضوع اشاره می كند و می گوید: حماس بدان سبب به مجلس خواهد رفت تا از برنامه مقاومت حمایت كند و به آن وجهه قانونی بدهد، زیرا این گزینه پیش از این از مشروعیت مردمی و عمومی برخوردار شده است.

    مهندس زیاده می افزاید: پس از ورود حماس به مجلس قانونگذاری دیگر جامعه جهانی نمی تواند این به ملتی كه گزینه حماس را انتخاب كرده، برچسب تروریسم بزند و این امر موجب می شود كه جامعه جهانی و حتی آمریكا مجبور به بازنگری در مواضع گذشته خود در قبال حماس شده و نام این جنبش را از لیست های تروریسم خود حذف كنند.

     حماس و پیگیری همزمان مقاومت و سیاست

    چالشی كه حماس امروز با آن رو به روست آن است كه باید دید آیا این جنبش توان پیگیری همزمان فعالیت سیاسی و نظامی را دارد؟ این چالش با توجه به تجربه تاریخی كه غالبا به دشواری انجام چنین كاری اشاره می كند. ممكن است این امر مشكلات مختلفی را برای برخی از سازمان ها ایجاد كند و تجربه های جنبش فتح نمونه ای از این وضع است، زیرا این جنبش تاكنون نتوانسته است اهداف خود را مشخص سازد و نشان دهد كه آیا این جنبش یك حركت سیاسی است كه حزب حاكم در مناطق فلسطینی را نیز تشكیل می دهد یا آنكه همچنان یك جنبش مبارز است كه به انقلاب خود ادامه می دهد و علل مشكلات مختلف داخلی این جبنش از جمله درگیری بر سر كسب قدرت و بی انضباطی اعضا در رفتار خود، چیست. اما جنبش حماس تاكید كرده است كه با رویكردی نوین وارد عرصه سیاست خواهد شد، رویكردی كه طرف صهیونیستی تاكنون با آن مواجه نبوده است. استاد خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس با اشاره به ورود جنبش حماس به حیات سیاسی فلسطین همزمان با حفظ اصول ملی و مقاومت، این موضوع را مورد تاكید قرار داده است. جنبش حماس در این راستا به ضرب المثل اسپانیایی اشاره می كند كه می گوید: شباهت اسب ها و میدان مسابقه لزوما به معنای شباهت سواركاران نیست. به نظر می رسد كه شعار حماس در مرحله آینده چنین باشد:

    " نه ای برادر مگو كه فریاد مبارزه خاموش شده است   زیرا نبرد ما فراز و نشیب بسیار دارد" 

         

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • سه شنبه چهارم بهمن 1384 1:5

    صهيونيسم: ترانسفر و تبعيض نژادی

    (بخش چهارم)

    به قلم دكتر محمود محارب

    هدف از این پژوهش پیگیری و تحلیل مواضع سران جنبش صهیونیستم و اندیشمندان آن از هرتزل گرفته تا شارون درباره آنچه که صهیونیست ها بدان "مشکل جمعیتی" می گویند، است. در این راستا در این پژوهش راه حل هایی که سران و اندیشمندان صهیونیست برای این مشکل مطرح کرده اند، بررسی می شود. از جمله این طرح ها پیگیری سیاست کوچاندن اجباری فلسطینیان است. در این پژوهش همچنین عواملی که شارون را بر آن داشت تا سیاست نژادپرستی را در اراضی فلسطینی در پی بگیرد، بررسی شده است.

     كوچاندن فلسطینیان پس از جنگ ژوئن 1967م.

    پس از جنگ ژوئن سال 1967م. و به تبع آن شكست سنگین ارتش های عربی و اشغال بخش وسیعی از اراضی كشورهای عربی، مستی پیروزی جامعه صهیونیستی را فرا گرفت. آنچه این سرمستی را بیشتر با جنون تكبر و برتری طلبی صهیونیست ها به هم می آمیخت اشغال كرانه باختری رودن اردن، نوار غزه و بخشی از اراضی كشورهای عربی توسط اشغالگران صهیونیست بود. جنبش صهیونیسم و "اسرائیل" همیشه این مناطق را بخش غربی "سرزمین اسرائیل" می دانست كه این امر در افزایش خوی توسعه طلبی و یهودی سازی و اشغال اراضی دیگر نقشی مهم ایفا كرد. در این فضا و تنها دو هفته پس از پایان جنگ ژوئن كابینه رژیم صهیونیستی با تشكیل یك جلسه ویژه سیاست های این رژیم را بار دیگر ترسیم كرد و آن را بر اساس وضعیت جدید شكل داد.

    هر چند تاكنون به صورت رسمی پرده از آنچه در این نشست ویژه رخ داد، برداشته نشده است، اما مائیر اویدان پس از آگاهی از خاطرات شخصی یعقوب هرتزوگ كه در آن زمان رئیس دفتر نخست وزیر رژیم صهیونیستی بود، بخش هایی از آنچه را در آن جلسه گذشت، منتشر كرد. این اطلاعات نشان می دهد كه كابینه رژیم صهیونیست در آن جلسه جزئیات "مسأله جمعیت" و "مشكل" بقای فلسطینیان در مناطق اشغالی را كه می توانست مانعی بر سر الحاق مناطق اشغال شده به "اسرائیل" ایجاد كند، بررسی كرد.

    در طول این جلسه برای بحث و بررسی این "مشكل" پیشنهادها و راه حل هایی جهت رها شدن از دست آنچه مقامات صهیونیست آن را خطر جمعیتی می نامند، ارائه شد تا بر مشكلات و موانعی كه مانع از الحاق اراضی اشغالی فلسطین به بخش اشغالی در سال 1948م. می شد، فائق آیند. در همین جلسه بود كه بنحاس سابیر با حمایت آبا ایبان كه هر دو از رهبران جناح كبوترهای حزب كار رژیم صهیونیستی بودند، پیشنهاد اخراج آوارگان فلسطینی را از كرانه باختری و نوار غزه و اسكان آنان در كشورهای عربی به ویژه سوریه و عراق مطرح كرد.(31) مناخیم بیگن نیز در آن جلسه خواستار تخریب اردوگاه های آوارگان فلسطینی در مناطق اشغالی و انتقال ساكنان این اردوگاه ها به صحرای سینا شد.(32)

    منابع صهیونیستی گزارش دادند كه روح جلسه و خلاصه مطالب ارائه شده در آن با اندیشه های یگال آلون معاون نخست وزیر رژیم صهیونیستی كه خواستار انتقال آوارگان فلسطینی به سینا و كشورهای عربی بود، انسجام داشت. (33)

     سازمان ویژه اخراج فلسطینیان

    هر چند منابع صهیونیستی اشاره ای به این مطلب نداشته اند كه آیا كابینه رژیم صهیونیستی ایالات متحده آمریكا و دیگر كشورها را از تصمیم خود درباره اخراج و آواره كردن فلسطینیان آگاه كرده است یا نه، اما به نظر می رسد كه نگرانی و ترس از واكنش های بین المللی و عربی و نیز هزینه های زیاد انتقال و اسكان فلسطینیان در سینا مانع از اجرای اخراج گروهی فلسطینیان شد و این طرح را به بایگانی سپرد و مقامات صهیونیست به جای آن طرحی سری را پیگیری كردند كه در آن فلسطینیان به صورت آرام از مناطق اشغالی رانده می شدند.

    به همین سبب كابینه رژیم صهیونیستی پس از جنگ ژوئن سازمان ویژه ای را تأسیس كرد كه چندین وزاتخانه در آن عضویت داشتند و این سازمان مسئول كوچاندن فلسطینیان از مناطق اشغالی به آمریكای جنوبی و لیبی بود. موسه دایان وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در آن زمان ریاست این سازمان را بر عهده داشت. (34)

    منابع "اسرائیلی" گزارش دادند كه این سازمان در طول دو سال پس از جنگ ژوئن در برزیل و پاراگوئه و لیبی زمین هایی خریداری كرد تا مقدمات كوچاندن فلسطینیان به این كشورها را فراهم كند. این منابع می افزایند كه سازمان یاد شده با بهره گیری از ابزارهای مختلف تشویق و تهدید موفق شد هزار فلسطینی از ساكنان نوار غزه را به مهاجرت به پاراگوئه وادار سازد و به هر خانوار یك بلیط یك طرفه و مبلغ 4 هزار دلار پول نقد و وعده های زیادی داد كه تهیه گذرنامه های تازه و فراهم كردن محل مناسب برای كار از آن جمله بود.(35) به نظر می رسد كه این سازمان از وعده هایی كه به قربانیان خود داده بود شانه خالی كرد و همین امر برخی از فلسطینیان فریب خورده را بر آن داشت تا در ماه مه سال 1970 به این وضع واكنش نشان دهند. به همین سبب فرد ناشناسی در این سال به كنسولگری رژیم صهیونیستی در پاراگوئه رفت و خواستار دیدار با موشه فرون سركنسول وقت رژیم صهیونیستی در این كشور گردید.

    هنگامی كه سركنسول از دیدار با این فلسطینی خودداری كرد، این فرد ناشناس در شرایطی نامشخص اقدام به تیراندازی كرد كه بر اثر آن یك نفر كشته و یك نفر دیگر زخمی شد و فرد ناشناس نیز از محل گریخت و هیچ وقت دستگیر نشد. منابع صهیونیستی مدعی شده اند كه این فرد ناشناس طلال دماسی یكی از شهروندان اهل منطقه باریكه غزه بود كه سازمان ویژه صهیونیستی او را به پاراگوئه كوچانده بود. این منابع می افزایند، هنگامی كه طلال و دیگر دوستانش فهمیدند كه سازمان صهیونیستی مذكور قصد ندارد به وعده های خود عمل كنند به همین سبب او و شماری از دوستانش به كنسولگری حمله كردند و همین امر موجب شد كه طرح ها و برنامه های آن سازمان ویژه صهیونیستی كه برای آواره كردن فلسطینیان از وطنشان تشكیل شده بود، نتواند به فعالیت های خود ادامه دهد.

     مشكل جمعیتی

    "اسرائیل" از زمان اشغال بقیه مناطق فلسطین در سال 1967 میلادی با یك مشكل بزرگ مواجه گردید كه حل یا چیره شدن بر این مشكل برای این رژیم تاكنون ناممكن بوده است. همه مقامات صهیونیست و جنبش صهیونیسم و احزاب مختلف آن مناطق اشغالی كرانه باختری و باریكه غزه را بخشی از "سرزمین اسرائیل" می دانند و بر همین اساس عقیده صهیونیسم بر الحاق این مناطق به اراضی اشغالی دیگر (اسرائیل) تاكید دارد.

    مشكلی كه "اسرائیل" با آن مواجه بوده و همچنان نیز با آن روبروست اینكه اگر این مناطق را به مناطق زیر سیطره كامل خود ضمیمه كند تا مبادی و اصول صهیونیسم به اجرا درآید، با این كار یك كشور مختلط نژادی شكل می گیرد كه عرب ها در آن نیمی از جمعیت آن كشور را تشكیل می دهند كه این امر مانع از تحقق اهداف صهیونیسم – كه یكی از آنها تشكیل دولت خالص یهودی است - می گردد. از سوی دیگر، عقب نشینی "اسرائیل" از اراضی اشغالی سال 1967 فلسطین با مبادی صهیونیسم كه این مناطق را بخشی از اراضی "اسرائیل غربی" می داند، در تضاد خواهد بود. پیچیدگی این موضوع زمانی بیشتر می شود كه مسأله رشد سریع جمعیتی فلسطینیان را كه حدود سه برابر یهودی های اسرائیلی است در نظر بگیریم.

    به سبب همین مشكل كه به آن "مشكل جمعیتی" گفته می شود، دو جریان اصلی در رژیم صهیونیستی تلاش كرده اند كه راه حل هایی برای این موضوع پیدا كنند كه این راه حل ها با اهداف جنبش صهیونیسم تناسب داشته باشد. یكی از این جریان ها حزب كار و همپیمانان چپ گرای این حزب در جریان صهیونیسم هستند و جریان دیگر را فراكسیون لیكود و همپیمانان راستگرا و مذهبی و تندرو جنبش صهیونیسم رهبری می كنند.

    حزب كار بنا بر عادت خود همیشه تلاش كرده است كه برای حل این مشكل به نظام حاكم بر اردن پناه ببرد كه حزب كار این حكومت را همپیمان تاریخی خود می داند و با آن منافع مشترك و ثابتی دارد و هر دو حقوق ملی فلسطینیان را كه حق تعیین سرنوشت و تأسیس دولت مستقل فلسطینی است، رد می كنند. یگال آلون در ژوئیه 1967 با ارائه طرحی درصدد نجات "اسرائیل" از بحران و خطر مشكل جمعیتی بر آمد. در ماه های ژوئن و دسامبر سال 1968 و سپس در ژانویه سال 1969 و سپتامبر سال 1970 تغییراتی در این طرح داده شد. این تغییرات عمدتا در جریان مذاكرات میان رهبران رژیم صهیونیستی با پادشاه اردن ایجاد گردید. (37)

    در طرح آلون پیشنهاد شده است كه "اسرائیل" و اردن برای حل این مشكل توافقی منطقه ای امضا كنند كه بر اساس آن مناطق كم جمعیت در كرانه باختری و نوار غزه به "اسرائیل" ضمیمه گردد و در مقابل پادشاه اردن نیز مناطق پر جمعیت را به زیر سیطره خود در می آورد و به حكومت خود ملحق می ساخت. طرح آلون كه گاهی به آن "گزینه اردن" نیز اطلاق می شد مدت ها و برای چندین دهه طرح مورد تایید حزب كار بود و این حزب تلاش داشت تا به راه حلی میانه جهت تحقق خوی توسعه طلبی و اشغال اراضی بیشتر از یك سو و رهایی از مشكل "جمعیتی" از سوی دیگر دست یابد. آنچه این اهداف حزب كار را بیشتر مشخص می سازد این است كه این حزب تا زمانی كه ریاست كابینه رژیم صهیونیستی را (تا سال 1977) در اختیار داشت از ساخت شهرك های صهیونیست نشین در مناطقی كه جمعیت فلسطینیان در آنها زیاد بود، پرهیز می كرد و می كوشید این شهرك ها در مناطق كم جمعیت تری كه "اسرائیل" قصد دارد در آینده آنها را به اراضی اشغالی ملحق سازد، ایجاد شوند.

     بیگن حزب كار را به سخره گرفت

    حزب لیكود و همپیمانانش كه پس از اشغال كرانه باختری و نوار غزه اندك اندك افزایش یافتند و همه احزاب مذهبی "اسرائیلی" را در بر گرفتند و همه آنها مواضعی مشابه مواضع حزب لیكود اتخاذ می كردند و گاهی نیز با تندروی های بیشتر از این حزب كه همپیمان تاریخی حزب كار بود، باج می گرفتند. این احزاب عادتا موضوع جمعیتی را بی اهمیت جلوه می دادند و به آن توجه نمی كردند و همچنان بر عقیده صهیونیستی خود مبنی بر تحمیل حاكمیت "اسرائیل" بر سرزمین "اسرائیل غربی" پایبند و خواستار الحاق باقی اراضی اشغالی فلسطین بودند.

    آنچه جناح حزب لیكود را در رقابت با جناح حزب كار به ویژه در سال های پس از اشغال اراضی فلسطینی در سال 1967 به موفقیت در مناقشات مربوط به مسأله جمعیتی رساند، آن بود كه خوی اشغالگری و توسعه طلبی حزب كار بر تلاش این حزب برای رهایی از مشكل جمعیتی چیره شد. مناخیم بیگن در واكنش به نظر جریان كارگری در رژیم صهیونیستی درباره مسأله جمعیت كه مناقشه ها بر سر آن به ویژه در سال 1968م. به اوج خود رسیده بود، با تمسخر ادعاهای حزب كار مبنی بر اینكه برنامه این حزب راه حلی برای مشكل جمعیتی ارائه می دهد، گفت: مقامات حزب كار كه به ما می گویند كه در صورتی كه با تقسیم "سرزمین اسرائیل" مخالفت كنیم، یك میلیون عرب دیگر به 320 هزار عرب و دروزی ساكن اراضی "اسرائیل" (فلسطین اشغالی 1948) افزوده می شود، اشتباه می كنند، زیرا هنگامی كه از ساكنان نوار غزه كه 340 هزار نفر جمعیت دارد بپرسید خواهند گفت كه این منطقه به ما تعلق داشت و از ما گرفته شد، اما تا ابد به ما تعلق دارد. هنگامی كه درباره بلندی های جولان سخن گفته می شود، همه ساكنانش می گویند كه این منطقه مال ماست و هنگامی كه درباره قدس یكپارچه كه 70 هزار فلسطینی در آن ساكنند سخنی به میان می آید، همه آنها می گویند كه اینجا مال ماست و به هیچ وجه با تقسیم آن موافق نیستیم. با مطرح شدن نام الخلیل و كوه های الجلیل كه ساكنان آنها بیش از 80 هزار نفرند، آنها خواهند گفت كه اینجاها به ما تعلق دارد و با مطرح شدن قلقیلیا ساكنانش كه 8 هزار نفرند خواهند گفت كه اینجا مال ماست و تل آویو آن را از ما غصب كرده است". بیگن سپس با یك محاسبه ساده چنین نتیجه می گیرد كه نقشه حزب كار نزدیك به یك میلیون عرب را در خود دارد و این حزب تنها 440 هزار عرب را كه ما را از مشكل جمعیتی آن می ترسانند، مستثنا كرده است". بیگن در ادامه می گوید: اگر این فرضیه كه می گوید با این یك میلیون پس از بیست سال شمار عرب ها و یهودیان مساوی خواهد شد، باید بگوییم كه با افزودن آن 440 هزار نفر هم 27 سال شمار عرب ها و یهودیان مساوی خواهد شد، بنابراین آیا این راه حل برای مشكل جمعیتی است؟ ملتی فقط برای 7 سال زندگی كند؟(38)

    بر اساس اصول و مبادی صهیونیسم كه مناطق اشغالی فلسطین و سوریه را بخشی از اراضی غربی "اسرائیل" معرفی می كند و موضوع جمعیت را بی اهمیت جلوه می دهد، حزب لیكود و همپیمانان این حزب خواستار "احقاق حق تاریخی و تحمیل حاكمیت یهودی بر مناطق اشغالی و الحاق آنها به دولت یهودی شده اند".

    به نظر می رسد، تلاش های لیكود برای بی اهمیت نشان دادن معضل جمعیتی و تظاهر به اینكه این معضل مشكلی برای رژیم صهیونیستی و سیاست هایش در قبال اراضی اشغالی فلسطین ایجاد نمی كند، این تلاش ها توجیه عملی نداشته است، زیرا هنگامی كه حزب لیكود در سال 1977 به قدرت رسید، قانون مربوط به حاكمیت "اسرائیل" بر مناطق اشغالی فلسطین را اجرا نكرد و جسارت الحاق این مناطق را به "اسرائیل" نداشت، البته نه بدان سبب كه از ارتش های عربی یا رهبران و پادشاهان كشورهای عرب واهمه ای داشته باشد، بلكه می دانست كه چنین اقدامی در آینده نزدیك یا دور به خاموش شدن شعله های طرح صهیونیسم و مواجه شدن "اسرائیل" با خطر حذف دولت یهودی آن و تبدیل حكومت به یك دولت عربی - یهودی خواهد انجامید. به همین سبب كابینه رژیم صهیونیستی به رهبری حزب لیكود در سال 1981 میلادی بلندی های اشغالی جولان سوریه را به "اسرائیل" ضمیمه كرد و به واكنش های سوریه و كشورهای عربی هیچ توجهی از خود نشان نداد، البته نه بدان سبب كه این مقامات این رژیم به وجود حق تاریخی مهم تر در این منطقه در مقایسه با سایر مناطق اشغالی به ویژه مناطق فلسطینی اعتراف داشته باشند، بلكه بیشتر بدان سبب بود كه جمعیت چندانی در بلندی های جولان سكونت ندارد و بر خلاف آن مناطق فلسطینی نشینی كه در سال 1967 به اشغال درآمد، از تراكم جمعیتی بالایی برخوردار است.

     

    ادامه دارد

    31. ملمان و رویو، منبع پیشین.

    32. همان منبع

    33. همان منبع

    34. رعنان فایتز عضو كنیست در سخنرانی خود به تاریخ 2/6/1985م. كه در مركز بین المللی صلح خاورمیانه در تل آویو ایراد كرد، نقش موشه دایان در طرح اخراج فلسطینیان و ریاست سازمان اخراج فلسطینیان را افشا كرد. مراجعه شود به مردخای نیسان، دولت یهودی و معضل حضور عرب ها، تل آویو، هدار، 1986م. ص 119.

    35. ملمان و رویو، همان منبع

    36. همان

    37. برای آگاهی از جزئیات مذاكرات ملك حسین با رهبران صهیونیستی به كتاب یوسی ملمان و دانئیل رویو، مشاركت خصمانه، روابط سری اسرائیل و اردن (به زبان عبری)، تل آویو، بدون ناشر، سال 1987 و كتاب آوی شلایم به نام توطئه از طریق اردن: ملك عبدالله، جنبش صهیونیسم و تقسیم فلسطین، چاپ آكسفورد، 1988 مراجعه شود.

    38. هیوم، 6/12/1968م.

     

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • سه شنبه چهارم بهمن 1384 1:5

    چالش های فراروی مسئله فلسطين در سال جديد

    به قلم: طاهر شاش

    روزنامه الاهرام 14/1/2006

     بر اساس طرح نقشه راه، قرار بود در سال گذشته میلادی (2005) دولت دائم فلسطینی ـ پس از اجرای سه مرحله اصلی طرح نقشه راه ـ تشکیل شود ولی تمامی این امیدها به یاس مبدل شد و حتی جرج بوش پسر، مبدع اصلی طرح دو دولت (فلسطینی و صهیونیستی) نیز اجرای طرح نقشه راه را تا پایان دوره دوم ریاست جمهوری اش بعید دانست.

    سال جدید میلادی در حالی آغاز شد که تمامی اطراف درگیر در مسئله فلسطین ـ مستقیم یا غیر مستقیم ـ خود را در تنگنایی جدید احساس می کردند.

    تشکیلات خودگردان از هر سو با چالش های مختلف رو به رو است. تشکیلات انتظار داشت که با انعقاد توافق نامه آتش بس که در ماه فوریه سال 2005 به امضای گروه های فلسطینی رسید، بتوان فضایی مناسب را برای ورود به مذاکرات نهایی با "اسرائیل" فراهم کرد؛ همچنانکه انتظار داشت که شارون به وعده های خود که در شرم الشیخ متعهد به اجرای آن شده بود، جامه عمل بپوشاند و به مرزهای پیش از انتفاضه عقب بنشیند، اسرای فلسطینی را آزاد کرده و دست از تجاوزات و جنایت های مکرر خود بردارد ولی شارون خلف وعده کرد و تجاوزات خود را تدوام بخشید که این مسئله واکنش گروه های فلسطینی و حملات موشکی آنان به شهرهای "اسرائیلی" را با خود به همراه داشت.

    محمود عباس انتظار داشت که از یک سو مورد حمایت فتح و از سوی دیگر مورد حمایت گروه های مقاومت فلسطینی قرار گیرد ولی اختلافات داخلی فتح این روزها به حدی بالا گرفته است که اعضای این جنبش دست به سلاح بر می دارند و با این کار خود سهم عمده ای را در نابسامانی های امنیتی ایفا می کنند. از سوی دیگر ابومازن با چالشی دیگر به نام حماس رو به رو است. حضور جنبش حماس در انتخابات و رقابت شدیدش با جنبش فتح باعث می شود تا روند سازش با مشکلات جدید رو به رو شود.

    مسائل داخلی "اسرائیل" یکی دیگر از خطرات پيش روي مسئله فلسطین است؛ همان طور که می بینیم سه حزب صهیونیست برای کسب کرسی های کنست به رقابت می پردازند که هر کدام دیدگاه های مربوط به خود را در رابطه با چگونگی برخورد با فلسطینی ها دارند، البته نباید این نکته را نیز فراموش کرد که این سه گروه در برخی مسائل با هم توافق نظر دارند که از آن جمله می توان به مخالفت با حق بازگشت فلسطینی ها، یکی کردن قدس شرقی و غربی و انتخاب این شهر به عنوان پایتخت "اسرائیل" و ابقای شهرک های صهیونیست نشین اشاره کرد.

    در نگاهی موشکافانه به جامعه صهیونیست می بینیم که وخامت حال شارون به دگرگونی وضعیت داخلی "اسرائيل" انجامیده است. در حال حاضر گزارش های پزشکی در مورد وضعیت شارون از وخامت حال او حکایت دارند و این مسئله می تواند به کناره گیری کلی نخست وزیر بیمار رژیم اشغالگر قدس از عرصه سیاست بیانجامد و با نظر به این مسئله، از احتمال پیروزی حزب کادیما کاسته شود و این حزب موفق به کسب کرسی های زیادی در انتخابات آتی "اسرائیل" نشود.

    در وضعیت کنونی بسیار سخت است که در مورد انعکاس مرگ شارون بر اوضاع داخلی "اسرائیل" و روند سازش سخن بگوییم. تنها می توان گفت که دو احتمال وجود دارد. نخست اینکه چنین شرایطی به بهبود وضعیت حزب کار و یا لیکود در انتخابات بیانجامد و این امکان نیز وجود دارد که رای دهندگان به منظور ابراز علاقه به نخست وزیر بیمار و تایید گرایش های راستی وی، به حزب کادیما رای دهند؛ پس روی هم رفته، پیش بینی نتایج انتخابات رژیم صهیونیستی و ماهیت دولتی که نتایج انتخابات آن را مشخص خواهد کرد، نیز مشکل است.

    با همه این وجود، در این مورد شکی نیست که پیروزی حزب کار در جریان انتخابات، به این حزب اجازه می دهد که دولت آینده را به گونه ای تشکیل دهد که چرخ سازش میان دو طرف را به همان شکلی که عمیر پرتس اعلام کرده است، اندکی به پیش براند.

     طبیعی است که تحولات داخلی رژیم صهیونیستی در انتخابات ماه جاری فلسطین نیز تاثیر بگذارد.

     تشکیلات خودگردان، برگزاری انتخابات را به مشارکت اهالی قدس در انتخابات مشروط کرده است و تا کنون نیز دولت عبری تصمیمی را در این رابطه اتخاذ نکرده و موافقت و یا مخالفت خود را با حضور شهروندان ساکن قدس اشغالی نیز اعلام نکرده است. ضمنا در چنین وضعیتی بعید به نظر می رسد که دولت عبري با این مسئله موافقت کند، به ویژه آنکه هراس از پیروزی قاطع حماس در انتخابات را در دل دارد؛ مگر اینکه دولت آمریکا برای موافقت با مسئله برگزاری انتخابات در شهر قدس، "اسرائیل" را تحت فشار قرار دهد؛ البته این امکان نیز وجود دارد که فشارهای داخلی جنبش فتح برای تعویق زمان برگزاری انتخابات نیز موثر افتد که این مسئله خود در تناقض کامل با اصول دموکراسی است.

    از جمله دیگر مشکلات و چالش های فراروی قضیه فلسطین، تهدیدات جدید کنگره آمریکا است. کنگره از دولت آمریکا خواسته است که در صورت پیروزی حماس در انتخابات، کمک های مادی خود به تشکیلات خودگردان را قطع کند. نکته عجیب اینجاست که اتحادیه اروپا نیز در این زمینه موضعی مشابه را اتخاذ کرده و خاویر سولانا از مسئولان برجسته این اتحادیه اعلام کرده است که در صورت پیروزی حماس در انتخابات، کمک های خود به تشکیلات خودگردان را قطع خواهد کرد.

    از سوی دیگر، تشکیلات خودگردان نیز مخالفت آمریکا و اتحادیه اروپا با حضور حماس در انتخابات را رد می کند و این کار را دخالت آشکار و غیر قابل قبول در مسائل داخلی فلسطین می داند.

    ابومازن بر این باور است که اجرای انتخابات، شکل گیری مجلس قانونگذاری و حضور حماس در پارلمان باعث می شود که این جنبش به صورت دواطلبانه دست از سلاح بردارد؛ ولی با این همه تاکید می کند که در صورت مخالفت صهیونیست ها با برگزاری انتخابات در شهر قدس، امکان تاخیر در انتخابات وجود دارد و این همان مسئله ای است که می تواند خشم جنبش حماس را بر انگیزد.

    تمامی مشکلاتی را که در این مجال اندک بیان شد، بخشی از تمامی آن چالش هایی است که ملت فلسطین در سال جدید با آن رو به رو است ولی اين ملت مبارز به مقابله با مشکلات و بحران ها خو گرفته و همیشه در اندیشه تحکیم همبستگی ملی اش بوده است. در حال حاضر شدیدترین خطری که جامعه فلسطین را تهدید می کند، بروز شکاف و دو دستگی است که می تواند در آینده به نابسامانی های امنیتی بیانجامد.       

     

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • سه شنبه چهارم بهمن 1384 1:3

    نماينده‌ حماس درتهران درگفت‌وگو با خبرگزاری فارس:
    برگزاری انتخابات پارلمانی فلسطين تنها راه خروج ملت از بحران داخلی است

     

    خبرگزاری فارس: نماينده جنبش مقاومت اسلامی فلسطين (حماس) برگزاری انتخابات پارلمانی را تنها راه خروج مردم كشورش از بحران داخلی دانست و عدم برگزاری آن را به معنای تشديد آشوب، نابسامانی امنيتی و فساد مالی و اداری تشكيلات خودگردان عنوان كرد.

    ابواسامه عبدالمعطی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در خصوص تركيب گروه‌های حاضر در انتخابات پارلمانی فلسطين و نتايج احتمالی انتخابات تصريح كرد: 11ليست انتخاباتی در اين انتخابات حضور دارند كه برخی از اين ليست‌ها از جمله حماس و فتح مهم و از محبوبيت برخوردار هستند.
    وی با بيان اينكه بقيه ليست‌های انتخاباتی از محبوبيت و جايگاه چندانی برخوردار نيستند، ادامه داد: با توجه به نظرسنجي‌های صورت گرفته، رقابت واقعی تقريبا ميان حماس و فتح است و مردم در 25 ژانويه با ميزان آرايی كه به هر ليست مي‌دهند، مشخص كننده هستند چرا كه ما نمي‌توانيم به نتايج نظرسنجي‌ها اعتماد داشته باشيم.

    نماينده جنبش حماس در تهران افزود: به دو دليل نمي‌شود اين نظرسنجي‌ها را ملاك قرار داد يكی اينكه بيشتر اين مراكز نظرسنجی يا طرفدار گروه خاصی هستند و يا به دليل نوپا بودن معيارهای علمی را در نظرسنجي‌ها رعايت نمي‌كنند.

    ابواسامه بيان كرد: دليل دوم اينكه 20 درصد از مصاحبه‌ شوندگان تاكنون تصميم نگرفته‌اند در انتخابات به كدام گروه و يا ليست رای دهند و گفته‌اند كه در روز انتخابات نظر خود را اعلام خواهند كرد؛ به هر حال ما به نتايج انتخابات پايبند خواهيم بود و اطمينان داريم كه ملت مجاهد ما افراد شايسته را انتخاب مي‌كند.

    وی همچنين در خصوص تاثير اختلافات موجود ميان گروه‌های فلسطينی بر اين انتخابات و اداره اين سرزمين گفت: خطرناك‌ترين مسئله‌ای كه وضعيت داخلی و آينده فلسطين به خصوص انتخابات را تهديد مي‌كند، اختلافات شديد درون حزب حاكم، يعنی فتح است.

    نماينده جنبش حماس عنوان كرد: اين اختلافات منعكس كننده دو مطلب است يكی نشانگر وجود اختلافات اصلی و حاد در درون فتح است و ديگری بيانگر ميزان نابسامانی امنيتی سازمان يافته‌ای است كه يك جريان خاص در فتح آن را هدايت مي‌كند و نمي‌خواهد انتخابات در موعد خودش برگزار شود و حتی تهديد كرده كه به هر شيوه ممكن از برگزاری آن جلوگيری مي‌كند.
    المعطی علت اين امر را بيم اين جريان از نتايج انتخابات، مناصب و كرسي‌ها دانست و يادآور شد: ما معتقديم كه برگزاری انتخابات تنها راه خروج ملت فلسطين از اين بحران داخلی است و عدم برگزاری انتخابات به معنای تشديد آشوب و نابسامانی امنيتی و فساد مالی و اداری تشكيلات خودگردان است.
    وی در پاسخ به اين سؤال كه با توجه به مواضع اسرائيلي‌ها در مقابل گروه‌های جهادی به ويژه حماس، تاثير پيروزی اين جنبش بر اسرائيلي‌ها را چگونه ارزيابی مي‌كنيد، تصريح كرد: رژيم صهيونيستی به شدت از پيروزی حماس در اين انتخابات بيم و هراس دارد چرا كه مي‌داند با پيروزی حماس و تشكيل حكومت، انقلاب گسترده‌ای در همه عرصه‌های نظامي، سياسي، فرهنگی و اقتصادی فلسطين روی خواهد داد.

    نماينده جنبش حماس افزود: حزب كاديما كه پيش بينی مي‌شود در انتخابات بعدی پيروز شود برنامه خود مبتنی بر تحميل راه حل يكجانبه در كرانه باختری را ارائه داده و بر اساس اين راه حل مرزهای نهايی رژيم صهيونيستی كه ديوار حايل آن را ترسيم مي‌كند، تعيين شده است.
    المعطی گفت: در اين طرح حزب كاديما با شهر قدس به عنوان پايتخت فلسطين مخالفت و اعلام كرده كه اين شهر پايتخت ابدی رژيم صهيونيستی است و همچنين در آن حق بازگشت ناديده گرفته شده و مسئله تخريب شهرك‌های صهيونيست‌نشين در كرانه باختری حذف شده است.
    وی ادامه داد: برای اجرای اين طرح حكومت آينده "اسرائيل" خواهان تشكيل حكومتی ضعيف در فلسطين است كه تسليم ديكته‌های آن شود؛ رژيم صهيونيستی از اين بيم دارد كه حماس در صورت پيروزی در انتخابات حكومتی مقتدر و قوی تشكيل دهد و با توسل به هر شيوه ، وسايل نظامی و سياسی طرح‌های صهيونيستی را ناكام گذارد.

    نماينده جنبش حماس در خصوص خبر روزنامه عربی "دنيا الوطن" كه حماس شعار "نابودی رژيم صهيونيستي" را از برنامه انتخاباتی خود حذف كرده، بيان كرد: برنامه انتخاباتی حماس يكی دو هفته پيش منتشر شده و هنگام انتشار هيچ چيزی از آن حذف نشده و اين برنامه بر اصول آرمان ملی فلسطين تاكيد دارد.

    عبدالمعطی با بيان اينكه به هيچ وجه نمي‌شود از اين اصول چشم پوشی كرد، تاكيد كرد: حمايت از برنامه مقاومت، عدم مذاكره با رژيم صهيونيستی و به رسميت نشناختن اين رژيم از جمله اصول است؛ همچنين در اين برنامه آمده فلسطينی كه خواهان آزادی آن هستيم، فلسطين تاريخی است كه مرزهای آن مشخص و از رفح تا ناقوره و از دريای مديترانه تا رود اردن است و قلب فلسطين كه همان قدس شريف است را نيز آزاد مي‌كنيم و به عبارتی ديگر اين بدان معناست كه رژيم صهيونيستی بايد از بين برود.

    وی در مورد تاثير مرگ شارون بر وضعيت و مواضع اسرائيل گفت: توجه زيادی به مرگ شارون يا زندگي‌اش نمي‌كنيم چرا كه مواضع رژيم صهيونيستی در قبال فلسطين ثابت است و از يك ايده راهبردی منشاء مي‌گيرد كه هر كسی كه در انتخابات كنيست اين رژيم پيروز شود بايد به آن پايبند باشد.

    نماينده جنبش حماس تصريح كرد: تجريه نشان داده است كه نخست‌وزيران رژيم صهيونيستی با هم بر سر حمله به ملت فلسطين و كشتار اين ملت رقابت مي‌كنند؛ به عنوان مثال از سال 1991 (سال انعقاد پيمان صلح مادريد) تا امروز شش نخست‌وزير در رژيم صهيونيستی سر كار آمده‌اند كه سه تن آنها (رابين،پرز و باراك) از حزب كار و سه نفر ديگر از حزب ليكود (شامير،نتانياهو و شارون) بودند.

    عبد المعطی يادآور شد: واقعيت ثابت كرده است كه فرقی ميان اين نخست‌وزير و آن يكی نيست و آنها در مواضع خود در قبال ملت فلسطين مثل هم هستند.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • سه شنبه چهارم بهمن 1384 1:3

    مهتدی در گفت‌وگو با فارس:

    پيروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطين، آمريكا را در بن بست قرار می‌دهد

    كارشناس مسائل خاورميانه با بيان اينكه پيروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطين، آمريكا را در بن‌بست قرار می‌دهد، گفت: آمريكا، حماس را به عنوان گروهی تروريستی می‌داند و هنگاميكه اين جنبش در انتخابات پيروز شود نماينده مردم خواهد بود و نمی‌شود تشكيلاتی را كه نمايندگی گسترده‌‌ای از سوی يك ملت دارد، تروريست خواند.

    محمد علی مهتدی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در خصوص تاثير پيروزی حماس در انتخابات فلسطين بر اسرائيل و حتی آمريكا گفت‌: آنچه حماس را بر آن داشته كه در اين انتخابات شركت كند، اثبات پايگاه مردمی است زيرا آمريكا حماس را به عنوان گروهی تروريستی مي‌داند و هنگامی كه اين جنبش در انتخابات پيروز شود نماينده مردم خواهد بود و نمي‌شود تشكيلاتی را كه نمايندگی گسترده‌‌ای از سوی يك ملت دارد، تروريست خواند.

    وی افزود: بدين ترتيب آمريكا در بن بست قرار مي‌گيرد و آنگاه بايد بپذيرد كه يك ملت تروريست است؛ هدف حماس رسيدن به قدرت نيست بلكه مايل است تشكيلات به عنوان مقاومت به فعاليت و كار خود ادامه دهد اما اين فشاری كه از غرب، آمريكا و اسرائيل بر حماس به عنوان سازمانی تروريستی وارد مي‌شود، اين جنبش را وادار مي‌كند كه به اين شكل وارد شود و نمايندگی گسترده از طرف مردم فلسطين داشته باشد.

    اين كارشناس مسائل خاورميانه در خصوص تركيب گروه‌های فلسطينی در انتخابات پارلمانی و نتايج احتمالی آن تصريح كرد: انتخابات پارلمانی 25 ژانويه برگزار خواهد شد و تا اين ساعت كه بحث برگزاری و عدم برگزاری آن وجود دارد، احتمال خرابكاری اسرائيل نيز هست و بر فرض برگزاری انتخابات، مسئله مهم حضور جنبش حماس برای اولين‌بار در اين انتخابات است.

    وی با بيان اينكه با توجه به محبوبيت حماس در ميان مردم انتظار مي‌رود بخش مهمی از كرسي‌های مجلس را اين جنبش به خود اختصاص دهد، ادامه داد: آمريكا و اسرائيل بيم دارند كه حماس اكثريت را بدست آورد و حتی آمريكا تهديد كرده‌ كه در صورت حضور حماس كمك‌های مالی خود را به تشكيلات خودگردان قطع مي‌كند كه اين خود دخالت در امور فلسطين است.

    اين كارشناس مسائل خاورميانه با اشاره به اينكه جنبش فتح، رقيب اصلی حماس است، در خصوص تاثير اختلافات ميان گروه‌های فلسطينی بر انتخابات پارلمانی و اداره فلسطين بيان كرد: در جنبش حماس اختلاف نظری نيست بلكه سازماندهی دقيق و موضع واحد وجود دارد و مشكل درون سازمان فتح است كه پس از ياسر عرفات، رهبران جديد نتوانستند اين جنبش را حفظ كنند و طبيعی است كه كسی هم نمي‌تواند جای عرفات را بگيرد.

         

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • شنبه یکم بهمن 1384 21:23

    اشغالگران حتی اگر در یک وجب از خاک فلسطین باقی بمانند ، آرمان فلسطین محقق نخواهد شد

     

    رئیس جمهور اسلامی ایران در دیدار خالد مشعل و تعدادی از رهبران جنبش حماس، فلسطین را نقطه نبرد نهایی اسلام و استکبار عنوان کرد و گفت: امروز موفقیت در صحنه فلسطین هم برای جهان اسلام و هم برای مستکبران جنبه مرگ و زندگی پیدا کرده است.

    به گزارش خبرگزاری "مهر"، دکتر احمدی نژاد در این دیدار که پیش از ظهر امروز در محل اقامت وی در دمشق انجام شد با ابراز خوشحالی از دیدار با مبارزان فلسطینی گفت: خوشبختانه انتفاضه مردم فلسطین و حرکت مبارزان با اشغالگران رو به جلو و گسترش است و دشمن روز به روز در حال ضعف و شکست بیشتر است.

    رئیس جمهور با تاکید بر اینکه نباید یک لحظه از توطئه های دشمنان غافل شد خاطر نشان کرد: کوچک شمردن آرمان فلسطین که همچنان از سوی دشمنان دنبال می شود توطئه ای بزرگ است و به دلیل اینکه برخی ها به رفع اشغال در گوشه ای از خاک فلسطین قانع شده اند تاکنون خسارات فراوانی به مسلمانان وارد کرده است در حالی که حتی اگر اشغالگران در یک وجب از خاک فلسطین باقی بمانند آرمان فلسطین محقق نخواهد شد.

    دکتر احمدی نژاد با اشاره به پیروزی جنبش حماس در انتخابات شهرداری ها گفت: باید پس از بدست گرفتن شوراهای شهر و شهرداری، حماس آنچنان به مردم خدمت کند که شیرینی آن در کام مردم فلسطین ماندگار شود و به خواست خدا با هوشمندی و مقاومت، مردم فلسطین موفق و پیروز خواهند شد.

    خالد مشعل نیز دیدار رئیس جمهور از سوریه را نوعی حمایت سیاسی از این کشور و مقاومت اسلامی دانست و با تشکر از اظهارات دکتر احمدی نژاد درباره مساله فلسطین گفت: هر چند تعدادی از دولتها از این سخنان منطقی و حق طلبانه خشمگین شدند اما سخنان شما ملتهای مسلمان و حق طلب و مبارزان برای رفع اشغالگری را خوشحال کرد و موجب افزایش روحیه آنان شد.

    وی تصریح کرد: جنبش حماس مقاومت را تنها راه احقاق حقوق ملت فلسطین می داند و بر بازپس گیری کامل حقوق از دست رفته اصرار دارد.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • شنبه یکم بهمن 1384 21:22

    ایرانی ؛ مقتدر باش


    ایرانی ؛ مقتدر باش/ غرب از فریب جهان دست بکشد / وقتی اسرائیل بمب اتم می ساخت، شورای امنیت کجا بود؟! / آمریکا نیات خود را تبدیل به نگرانی های بین المللی می کند

    آیا کسی هست که بتواند دلیلی برای تحریم ایران ارایه کند؟ آیا ایران روستاهای کشور دیگری را بمباران کرده است؟ آیا خانه های کسانی را ویران کرده است؟ آیا به همسایگانش حمله کرده؟ یا در کشورهای دیگر زندانهای مخفیانه برای خارجیان بنا کرده ؟ آنها می گویند ایران از تروریزم حمایت می کند، اما آیا می توانند ادعای خود را ثابت کنند؟

    به گزارش خبرنگار سیاسی "مهر" ، شبکه خبری بین المللی "بی.بی.سی" انگلستان در پایگاه اینترنتی خود موضوع بحران هسته ای میان ایران و غرب را به قضاوت خوانندگان خود در سراسرجهان گذاشته است. هرچند گردانندگان زیرک "بی.بی.سی " سعی کرده اند در لفافه طرح نظرات خوانندگان خود درباره فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران ، با تبلیغ " حق ایران برای داشتن تسلیحات اتمی " افکار عمومی و دولتمردان ایرانی را دچار وسوسه کنند - همان سیاستی که خبرنگار بی.بی.سی در کنفرانس مطبوعاتی احمدی نژاد با طرح این سئوال که وقتی اسرائیل سلاح اتمی دارد، چرا شما داشتن سلاح را حق خود نمی دانید، آن را پی می گرفت - اما صرف نظر از این شیطنت رسانه ای ؛ مجموعه و برآیند کلی این نظرات، " تنها" بودن آمریکا و انگلیس و رسانه های آنان را در دنیای امروز به خوبی نشان می دهد.

    خبرگزاری "مهر" در این راستا منتخبی از نظرات مخاطبان "بی.بی.سی" در هند و چین و اروپا و آمریکا و کانادا را منتشر می کند:

    -من یک شهروند ایرانی هستم که با بسیاری از سیاست های دولت ایران مخالف هستم. بسیاری از حرفهای آقای احمدی نژاد را هم قبول ندارم. با این وجود ایمان دارم که کشورهای اروپایی و آمریکا در قضیه انرژی اتمی بطور آشکار زورگویی می کنند و امیدوارم که دولت ایران به شدت در مقابل این خواسته های زورگویانه مقاومت کند. در این مورد اگر دولت ایران خواهان پشتیبانی باشد باید مردم ایران با هر طرز فکر و عقیده ای پشتیبانی کنند. این یک قضیه ملی است و ربطی به ایدئولوژی و مرام فکری ندارد. علی احمدی - تهران

    -آمریکا، اتحادیه اروپا، چین و روسیه هر کدام به فکر منافع ملی خود هستند. چه اشکالی دارد که ایران در داخل خاک خود تحقیقات اتمی انجام دهد؟ در چنین شرایطی بر اساس قوانین بین المللی دلیل محکمی برای مداخله خارجی وجود ندارد. بزون - چین

    -شورای امنیت سازمان ملل متحد که مثل عروسکی در دستان آمریکاست، وقتی اسراییل بمب اتمی می ساخت کجا بود؟ ایران برای اینکه اجازه فعالیت هسته ای دریافت کند باید اول خواسته یا ناخواسته تسلیم آمریکا شود، در حالی که این حق ایران است که تا وقتی که از بودجه و توانایی فنی لازم برخوردار است، این برنامه ها را ادامه دهد. عماد الصدیق - مصر

    - همه می دانند که غرب برای تامین منافعش از معیار های دوگانه استفاده می کند. بوش سعی دارد با تهدید ایران این کشور را مرعوب کند، اما تهدیدهای او هرگز عملی نخواهد شد. اگر ایران به بمب اتمب مسلح شود آنوقت میان کشورهای عرب و غرب نوعی تعادل برقرار می شود. سلما العبد - عربستان سعودی

    -واقعا هیچ اشکالی ندارد که ایران توانایی های هسته ای خود را تقویت کند. ایران می گوید که برنامه های اتمی اش صرفا مقاصد صلح آمیز دارد. اگر ایران تصمیم بگیرد برنامه اش را در جهت تولید سلاح منحرف کند، دنیای غرب را باید به خاطر آن سرزنش کرد. سانجوگ کومار- هند

    -من با هرگونه اقدام جهت کنترل برنامه هسته ای ایران مخالفم. همه اش تقصیر آمریکاست. همه می دانند که آمریکا اهداف و نیات مخفیانه خود را دنبال می کند و بعد هم آنها را به نگرانی های بین المللی تبدیل می کند. ماهندرا میشرا - هند

    -آمریکا اروپا و سایر کشورها باید درک کنند که توسعه هسته ای برای هیچ کس تهدیدی به شمار نمی رود. هند و پاکستان نمونه این مسئله هستند، از وقتی که توانایی هسته ای خود را توسعه داده اند هرگز به جنگ هم نرفته اند. این درست نیست که انحصار تسلیحات اتمی در اختیار غرب باشد. راویش وایشا - کانادا

    -آمریکا اول باید تسلیحات کشتار جمعی خود را تحویل بدهد. دیگه وقت آن رسیده که این گونه کشورها از فریب دادن جهان دست بکشند. جاود اعظم - هند

    -من فکر می کنم تداوم حمایت مصرانه آمریکا از برنامه هسته ای اسراییل عامل پافشاری ایران برای داشتن برنامه اتمی مستقل خود است. محمد شیمی - مصر

    -به عقیده من در این برهه حساس همه با هم باید از این هدف ملی پشتیبانی کنیم که این خود یک نمونه بارز مبارزه با زورگویی است. ایرانی همواره مقتدر باش. امیرهوشنگ - تهران

    به گزارش "مهر" در ادامه اظهار نظرهای شبکه بی بی سی می خوانیم:

    -باید بگم اگر چه شخص من و شاید بخش مهمی از مردم ایران با اکثر سیاستهای تندروها موافق نباشند اما در مورد این قضیه و انرژی هسته ای و بخصوص چرخه سوخت با احمدی نژاد هم رای هستیم. بدون تردید ایرانی ها این فناوری را که خواست همه هست بدست می آورند چون ملت خواستار پیشرفت و بدست آوردن آزادی هستند برای آزادی و دموکراسی اول باید پیشرفت اقتصادی داشت و فن آوری نوین تا امنیت ملی تامین شود و بعد دولت در راستای این امنیت درها را باز می کند به امید مجد و عظمت ایران بزرگ. حسن پور - امارات متحده عربی ابوظبی

    -این مسئله باید از طریق مذاکراتی میان ایران و سازمان ملل متحد حل و فصل شود. چین و روسیه هم می توانند برای کمک به حل مسئله نقش خود را ایفا کنند. طاهر حسین - کانادا

    -اعمال تحریمهای سختگیرانه علیه ایران تنها باعث تقویت مقامات بنیادگرای این کشور خواهد شد. جنگ دوم عراق یا جنگ اول ایران هیچگونه توجیهی نداشت مگر برای آمریکا که می خواهد رئیس بودن خود را ثابت کند. سیدور - روسیه

    -آیا کسی هست که بتواند دلیلی برای تحریم ایران ارایه کند؟ آیا ایران روستاهای کشور دیگری را بمباران کرده است؟ آیا خانه های کسانی را ویران کرده است؟ آیا به همسیگانش حمله کرده؟ یا در کشورهای دیگر زندانهای مخفیانه برای خارجیان بنا کرده ؟ آنها می گویند ایران از تروریزم حمایت می کند. اما آیا می توانند ادعای خود را ثابت کنند؟ کاستوس - بلاروس

    -روش دیپلماسی همیشه ارزش امتحان کردن دارد. اظهارات تحریک آمیز رئیس جمهور ایران بر مبنای منطق است. اگر پرونده (اتمی ایران) به شورای امنیت ارجاع شود، جنگ ناگزیر خواهد بود. ایوگنی نیکیتین - لیتوانی

    -از لحاظ ژئوپولیتیک، سربازان آمریکا ابتدا افغانستان و سپس عراق را اشغال کردند و واضح است که حالا آنها می خواهند از دو طرف به ایران حمله کنند. اما من به شدت با اشغال ایران مخالفم و معتقدم که بریتانیا باید موضع بی طرف خود را حفظ کند. شولون - تایوان

    -چین نیاز حیاتی به نفت ایران دارد و به اندازه کافی تلاش کرده است که احیانا تحریمی علیه ایران وضع نشود. در صورتی که جنگ در بگیرد چین حداکثر می تواند با نشان دادن اعتراض و مخالفت خود، به ایران - شریک انرژی مهم خود - کمک روانی کند. گ.گ. - چین

    -ایران حق دارد آزمایشهایی را که ضروری می داند انجام دهد. البته واضح است که باید نظارتهایی صورت بگیرد تا اطمینان حاصل شود که این کشور قصد تولید سلاح ندارد. اما پیش از همه مهم است که بررسی شود آیا ادعاهای آمریکا اصلا پایه و اساسی دارد یا اینکه مثل ادعا های مربوط به عراق دروغ است. لوئیس اومبرتو تخدا تایبو - مکزیک

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • شنبه یکم بهمن 1384 21:21

    نصرالله: احمدي‌نژاد سياست هسته‌اي خاتمي را دنبال مي‌كند


     

    دبيركل حزب‌الله لبنان با اشاره به اينكه محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران همان سياست هسته‌اي سيد محمد خاتمي رئيس جمهوري سابق را دنبال مي‌كند، گفت:«عرب‌ها از سياست وي در قبال تل‌آويو سود مي‌برند.»

    سيد حسن نصرالله در مصاحبه با روزنامه فرامنطقه‌اي الحيات گفت: سياست رئيس جمهوري جديد ايران در زمينه هسته‌اي همان سياست محمد خاتمي رئيس جمهوري پيشين اين كشور است زيرا مسئله هسته‌اي مورد اجماع و اتفاق نظر همه ايراني‌هاست.

    وي افزود: سياست احمدي نژاد درباره محو اسرائيل از صفحه روزگار و توصيف تل‌آويو به عنوان غده سرطاني و افسانه پنداشتن هولوكاست افكار عمومي جهان را شوكه و دشمنان را تحريك كرد.

    سيد حسن نصرالله اظهار داشت: اين سياست برخي را در منطقه نگران و برخي ديگر را آشفته كرد و به نظرم وي احساس يك و نيم ميليارد، مسلمان جهان را ابراز كرد.

    دبير كل جنبش حزب‌الله لبنان گفت: به اعتقاد من هنگامي كه وي مسئله هولوكاست و پيشنهاد انتقال اسرائيل به كانادا، آلمان يا آلاسكا را مطرح كرد آنچه را كه در ذهن يك ميليارد و 390 ميليون مسلمان جهان مي گذرد، بيان كرد و بقيه را ناراحت ساخت.

    وي افزود: بيشتر مردم از سخنان احمدي‌نژاد خوشحال شدند و معتقد بودند كه وي احساسات و اعتقادات آنها را كه نمي توانستند به علت شرايط بين المللي، منطقه‌اي و رژيمهاي حاكم بر كشورهايشان بيان كنند، اعلام كرده است.

    سيد حسن نصرالله در ادامه اين سوال را مطرح كرد پس مشكل سخنان احمدي نژاد بر ضد اسرائيل چيست؟ آيا به زيان اعراب است؟ نصرالله گفت: به اعتقاد من، ما از آن سود مي‌بريم.

    سيد حسن نصرالله، حزب الله را يكي از مهم‌ترين و بزرگترين احزاب سياسي در لبنان دانست و هرگونه دخالت ايران در امور داخلي اين حزب را رد كرد و گفت: اين مسئله تاكنون پيش نيامده است و مناسبات تنگاتنگي ميان ما و ايران وجود دارد.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • شنبه یکم بهمن 1384 21:21

    در راه منافع ملی خود مبارزه خواهیم کرد


    توطئه نه تنها سوریه و لبنان بلکه همه اعراب را هدف قرارداده است/ در راه منافع ملی خود مبارزه خواهیم کرد/ حمایت اعراب از فلسطین در سایه فشارهای قدرتهای حامی اسرائیل کاهش یافته است

    رئیس جمهوری سوریه در سخنانی در جمع وکلای عرب با اشاره به کاهش حمایت کشورهای عربی از مسئله فلسطین تصریح کرد که عقب نشینی اعراب در حمایت از مسائل اساسی از جمله در موضوع فلسطین به علت فشارهای مستمری است که به نفع اشغالگران اسرائیلی اعمال می شود.

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شبکه های العالم و العربیه، بشار اسد درافتتاحیه بیست و دومین کنفرانس کانون وکلای عرب در دمشق گفت که حمایت از مسئله فلسطین کاهش یافته استو همه پنجره ها به روی روند صلح در منطقه بسته شده است.

    رئیس جمهوری سوریه گفت حمایت اعراب از مسئله فلسطین به علت فشارهایی که بر عربها وارد می شود، کاهش یافته است.

    بشار اسد افزود: پیامدهای جنگ علیه عراق ، دامن سوریه و همه کشورهای عربی را خواهد گرفت.

    وی تصریح کرد که عقب نشینی اعراب در حمایت از مسائل اساسی به علت فشارهای مستمری است که به نفع اشغالگران اسرائیلی اعمال می شود.

    بشار اسد همچنین با متهم کردن رژیم صهیونیستی به دست داشتن در ترور یاسر عرفات رئیس فقید تشکیلات خودگردان فلسطین از وکلای عرب خواست تا گزارشی درباره شرایط ترور عرفات و احتمال دست داشتن اسرائیل در این ترور ارائه کنند.

    رئیس جمهوری سوریه درباره مسئله عراق گفت : مسئله عراق یک واقعیت جدیدی را در منطقه ایجاد کرده است که هدف از آن متزلزل کردن احساسات ملی گرایانه است.

    به گزارش مهر، گفت سیاستهای اشتباه منطقه ای و بین المللی باعث تقویت تروریسم شده است.

    وی گفت پروژه (سناریو) عراق در مقابل جهان شکست خورده است و قطعا توطئه ای که سوریه و لبنان را هدف قرار داده است، شکست خورده است.

    بشار اسد افزود: این اشتباه است اگربگوییم فقط سوریه و لبنان در معرض توطئه های خارجی قرار گرفته اند، بلکه همه عربها و مسلمانان درمعرض این توطئه ها قرار دارند.

    وی گفت : هدف قراردادن سوریه و لبنان بخشی از پروژه و طرح تکمیلی است که امت های عربی و اسلامی را هدف قرار داده است.

    سوریه همچنان همانند گذشته به علت نقشهای استراتژیکی که در منطقه دارد، کانون حوادث بوده است.

    وی گفت : از اینکه قدرتهای بزرگ واژه تروریسم دولتی را به راه انداخته اند، نباید تعجب کرد.

    رئیس جمهوری سوریه در ادامه به پایبند نبودن رژیم صهیونیستی به قطعنامه های بین المللی برای حل مشکلات خاورمیانه اشاره کرد و گفت : اسرائیل تمام طرحها و ابتکارات اعراب را در سایه حمایتهای کامل آمریکایی و بین المللی نادیده گرفته است.

    وی تصریح کرد که ما خواهان صلح عادلانه و فراگیر در منطقه تحت نظارت و چتر سازمان ملل متحد هستیم.

    بشار اسد به روند تحقیقات در پرونده ترور رفیق الحریری نخست وزیر اسبق لبنان اشاره کرد و برخی گروههای لبنانی و بین المللی را به سنگ اندازی در مسیر تکمیل تحقیقات متهم کرد.

    اسد گفت : منحرف کردن روند تحقیقات از مسیر بی طرفی و شفافیت برای کسانی که به دنبال گرفتن ماهی از آب گل آلود هستند، نتیجه معکوس به دنبال خواهد داشت.

    وی تصریح کرد که همکاری کامل ما با تیم تحقیق ترور حریری به معنای حفظ شفایت، بی طرفی و حاکمیت ملی است.

    اسد تاکید کرد که برای همکاری سوریه و تیم تحقیقات سازمان ملل حد و مرزی وجود دارد، و همکاری بی حد و مرز را نمی خواهیم.

    وی تاکید کرد: آنچه ما با ملت لبنان طی چندین دهه بنا کردیم، نمی توان با موضع انفعالی از دست بدهیم.

    به گزارش مهر، رئیس جمهوری سوریه تاکید کرد که حوادث پس از ترور رفیق حریری صرفا با هدف مسموم کردن فضاها صورت گرفت.

    اسد بار دیگر مخالفت خود را با هرگونه تعرض به حاکمیت ملی سوریه اعلام کرد.

    رئیس جمهوری سوریه گفت که دمشق به اصل دخالت نکردن در امور عراق پایبند است.

    اسد در عین حال گفت که عراقی ها باید طائفه گری را نفی کنند، زیرا این مسئله به تجزیه کشورشان منجر خواهد شد.

    وی تصریح کرد که پیامدهای جنگ عراق بر سوریه و همه اعراب تاثیر خواهد گذاشت.

    رئیس جمهوری سوریه در واکنش به تلاشها برای خلع سلاح مقاومت تصریح کرد که مقاومت منحصر به حمل سلاح نمی شود.

    به گزارش مهر، اسد تصریح کرد: سوریه برادر بزرگتر فداکار برای سعادت و خوشبختی دیگر کشورها باقی خواهد ماند.

    وی گفت : هرگز از منافع ملی خود عقب نشینی نخواهیم کرد، و در راه آن مبارزه خواهیم کرد.

    بشار اسد بدون اشاره به گروهی خاص اظهار داشت : برخی شخصیتهای لبنانی وجود دارند که منافع خود را در تخریب لبنان می بینند.

    اسد خاطر نشان کرد که تلاشها برای تهدید سوریه بی تردید با شکست روبرو خواهد شد.

    به گزارش مهر، رئیس جمهوری سوریه با متهم کردن برخی گروههای لبنانی به مانع تراشی در مقابل طرحها وابتکارها برای حل بحران میان دمشق و بیروت گفت : سوریه از هر طرحی برای برقراری روابط حسنه با لبنان استقبال می کند.

    وی با بیان اینکه مخالفان سوریه در لبنان وضعیتی گذرا دارند، گفت : سودان طرحی برای حل بحران میان سوریه و لبنان ارائه کرد، اما به نتیجه ای نرسید.

    اسد تاکید کرد که سوریه اولین طرفی بود که برای بهبود روابط با لبنان طرح ابتکاری ارائه کرد.

    وی گفت : حتی از دیدگاه لبنانی ها برای حل بحران حرکت کردیم، اما آنها حتی نظرات خودشان را نیز رد کردند.

    رئیس جمهوری سوریه تصریح کرد که هیچ مشکلی میان دمشق و بیروت درباره مزارع اشغالی شبعا وجود ندارد.

    وی در عین درواکنش به تهدیدهای خارجی گفت که حاکمیت ملی سوریه از همه بالاتر است نه قطعنامه های شورای امنیت

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • شنبه یکم بهمن 1384 21:20

    رژیم صهیونیستی ایران و سوریه را طراحان عملیات شهادت طلبانه تل آویو معرفی کرد


     

    وزیر جنگ رژیم صهیونیستی مدعی شد که ایران و سوریه در حمله انتحاری اخیر در منطقه فلسطین دخالت داشته اند .

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه ، " شائول موفاز " وزیر جنگ رژیم صهیونیستی ادعا کرد که ایران هزینه برنامه طراحی شده از سوی سوریه را برای حمله انتحاری فلسطین تامین کرده است.

    موفاز مدعی شد که رژیم صهیونیستی در این باره مدارکی دارد و آن را به اروپایی ها ارائه کرده است.

    خبرگزاری ها روز پنج شنبه از عملیات شهادت طلبانه دریک ایستگاه اتوبوس در تل آویو در سرزمین های اشغالی خبر دادند که بعدا گردان های القدس شاخه نظامی گروه جهاد اسلامی مسئولیت آن را به عهده گرفتند.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • شنبه یکم بهمن 1384 21:18

    پيش‌بيني شارون درباره شكست اسرائيل


     

    وي در كتاب خاطراتش ضمن ابراز تأسف از کشته شدن فرزند دوازده ساله‌اش بر اثر بازي با اسلحه کمري شارون که باعث شد وي مدتي از عرصه فعاليت‌هايش دور شود، سياست اسرائيل را چنين ابراز مي‌کند: «سياست اسرائيل مانند نرخ ارز در حال نوسان است، گاهي بالا مي رود و گاهي پايين مي‌آيد».

    «آريل شارون» در بخشي از كتاب خاطراتش با نام «جنگجو» ـ عنواني كه براي خود انتخاب كرده ـ آمدن «صلاح‌الدين» جديدي در اعراب، براي شكست اسرائيل را پيش‌بيني كرده است.

    وي در اين كتاب در پاسخ به سؤالي که به نظر وي در آينده، اسرائيل بالا مي‌رود يا پايين، مي‌گويد: «احساس مي‌کنم که صلاح‌الدين جديدي براي اعراب خواهد آمد و اين اسرائيل است که بايد چنين روزي را در نظر داشته باشد!».

    «صلاح‌الدين ايوبي»، سردار مسلماني بود كه در دوران جنگ‌هاي صليبي به بيت‌المقدس حمله كرد و بار ديگر، مسلمانان را بر آن حاكم كرد.

    يك ماجراي ناشنيده ديگر، مرگ فرزند شارون در اثر بازي با كلت اوست.

    وي در كتاب خاطراتش ضمن ابراز تأسف از کشته شدن فرزند دوازده ساله‌اش بر اثر بازي با اسلحه کمري شارون که باعث شد وي مدتي از عرصه فعاليت‌هايش دور شود، سياست اسرائيل را چنين ابراز مي‌کند: «سياست اسرائيل مانند نرخ ارز در حال نوسان است، گاهي بالا مي رود و گاهي پايين مي‌آيد».

    به گفته خود آريل شارون، پدرش که از يهوديان ضدعرب معروف بود، اعتقاد داشت جوانان يهودي روزي بايد تمامي سرزمين فلسطين را از اعراب پس بگيرند و در مزارع آن مشغول کشاورزي شوند. همچنين در سال 1933 در پنجمين سال تولدش، پدرش به عنوان هديه تولد، به او يک تفنگ شکاري هديه مي‌دهد تا ياد بگيرد که به وسيله آن، زمين‌هاي کشاورزي‌شان را از دست اعراب حفظ کند!

    پدر آريل، علاقمند بود فرزندش در رشته کشاورزي تحصيل کند، به همين منظور او را در کودکي براي کار کردن به مزارع موشاف (نوعي مزارع اشتراكي) مي برد. اما آريل پس از رسيدن به جواني ترجيح داد به جاي کشاورزي در رشته تاريخ و حقوق تحصيل کند.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • شنبه یکم بهمن 1384 21:17

    پشت پرده سیاست در تل آویو پس از شارون


     

    خبرگزاری مهر- گروه بین الملل: مرگ احتمالی آریل شارون نخست وزیر رژیم صهیونیستی بر روند سیاسی و رفتار حکومتی که ایدئولوژی آن سیطره صهیون بر نیل تا فرات است، تاثیری نخواهد گذاشت.

    به گزارش خبرگزاری "مهر" محافل سیاسی جهان این روزها بخشی از نظام فکری شان را به رویدادهای لحظه ای اسرائیل و آینده این رژیم پس از مرگ شارون منعطف کرده اند.

    در سایه چنین شرایطی است که بسیاری از اهالی خبره سیاست بر این باورند که شارون ذاتا براساس آنچه در حافظه تاریخ به جا گذارده، شخصیتی جنگ طلب و رادیکال بوده است. آنچه که وی درطول حضور در سیستم نظامی آن رژیم در برخورد با مقوله مسائل فلسطین و در دوره ای خاص با تشکیلات سیاسی فلسطینیان انجام داده، ناشی از خط و مشی فکری بود که دنبال می کرد و به بیان دیگر نخست وزیر در حال احتضار رژیم صهیونیستی سعی داشت به بازی موش و گربه چند دهه ای به این رژیم مرکز ثقل دهد و با عقب نشینی از نوار غزه خط حائلی را در بحران دامنه دار سرزمینهای اشغالی به وجود آورد.

    در شرایط جدید وقوع بحران های سیاسی در تل آویو، از آنجا که عملکرد مرد سختدل صهیونیستها در درون رژیم صهیونیستی و خارج از آن با مخالفت هایی همراه بوده است، شارون با درپیش گرفتن سیاست مشت آهنین و با قتل عام رهبران جهادی فلسطین و تاسیس حزب جدید "کادیما" و جدایی از سایر رهبران منتقد اسرائیلی سعی کرد، اهداف خود را به کرسی بنشاند و تا نیمه راه نیز پیش رفته بود که سکته مغزی به وی فرصت نداد.

    همان طور که مرگ "اسحاق رابین" و قدمهایی که وی در مسیر حل مشکلات با فلسطینیان برداشته بود با روندی کند دنبال شد احتمال اینکه پس از مرگ احتمالی شارون، مصالحه با فلسطینیان با انسداد حرکتی موقت روبرو شود، زیاد است، اما با همه این اوصاف خروج شارون از صحنه سیاست تاثیر کلانی در روند صلح خاورمیانه و برنامه های رژیم صهیونیستی نخواهد گذاشت. چرا که بنظر می رسد در سایه آموزه های جریان صهیونیسم وتحت تاثیر بودن آن ازلایه های خارجی صهیونیسم بین الملل، شارون و اسحاق رابین ونظایرآن در سرزمینهای اشغالی، عرفات درجغرافیای سیاسی فلسطین و چین و آمریکا در صحنه بین الملل تنها مفهومی از مفاهیمی هستند که چند صباحی بنا بر برخی ملاحظات بر سکان حوادث ورویدادهای سیاسی سوار گشته ودر گذر زمان وتحولات تغییر ناپذیرآن از صحنه برون رفتند، چراکه آنها در این معادلات مرکزتجمع همه جوانب نیستند .

    درعرصه بین الملل، کشورها در یک تقسیم بندی به دسته کشورهای ایدئولوژیک محور و منفعت طلب و یا مخلوطی از این دو ترکیب یافته اند و سیاست خارجی کشورها تحت تاثیر خط ومشی ها و گرایش های فکری فوق تعیین می گردند. در چینی فضایی است که اندیشمندان عالم سیاست چنین اظهار می دارند که دردولت های ایدئولوژیک محور اغلب تغییر سیاست به آسانی صورت نمی گیرد و جا به جایی مهره های شخصیتی در نظام سیاسی چندان تاثیرگذار نیستند.

    درحال حاضر، درعرصه بین الملل دولت هایی چون آمریکا ، چین ، ویتنام ، کوبا ، رژیم صهیونیستی و تاحدودی هند ایدئولوژیک محور هستند و کشورهایی نظیر روسیه ، ترکیه ، ژاپن ، کشورهای آمریکای لاتین و کشورهای قاره آفریقا منفعت طلب و کشورهای اتحادیه اروپا ممزوجی از این دو هستند.

    به گزارش "مهر" تغییر سیاست در کشورهای ایدئولوژیک محور زمانی روی می دهد که بدنه اصلی حاکمیت و شخصیت برجسته آن از نظام فکری خود عقب نشینی نمایند و درچارچوب متفاوتی حرکت کنند؛ نظیر آنچه که درشوروی سابق به سال 1990 توسط گورباچف صورت گرفت.

    مشاهده وضعیتی مشابه در رژیم اسرائیل که دربرگیرنده عدول از تفکرات صهیون باشد، هنوز دیده نمی شود؛ بر همین اساس با مرگ شارون تفکر از نیل تا فرات در اذهان صهیون از بین نمی رود؛ شخصیتها به تنهایی در جمله معنی پیدا نمی کنند، بلکه در چارچوب کلی مفاهیم هستند که صفت واقعی خود را نشان می دهند، در نظام بین الملل نیز وضع به همین منوال سپری می شود .

    تا زمانی که اسراییل در زمره رژیم های ایدئولوژیک محورقراردارد ، تغییر چندانی درسیاست های خارجی اش که شامل حال فلسطین نیز می شود، به وجود نخواهد آمد؛ کشورهای ایدئولوژیک محور تبیین کننده مفاهیم یک جمله جهانی یا به عبارتی بهتر خط ومشی فکری هستند که معتقدند پیروی و دنباله روی سایر کشورها از آن منجر به سعادت بشری با تفکرات خاص خواهد شد.

    بنابراین تا زمانی که سران نظامی صفت تل آویو در حوزه مفاهیم کشورهای ایدئولوژیک محور قرار دارند، نباید انتظار تغییر سیاست کلان از اسرائیل را داشت.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • شنبه یکم بهمن 1384 21:16

    بحران در سرزمین های اشغالی ناشی از سیاست غیر انسانی اشغالگران و نشان استیصال آنان است


     

    حمیدرضا آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه اظهارات اخیر موفاز وزیر جنگ رژیم صهیونیستی مبنی بر دخالت داشتن ایران در عملیات اسشتهادی اخیر در تل آویو را ناشی از استیصال این رژیم دانست.

    به گزارش خبرگزاری "مهر"، حمیدرضا آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه با بی پایه دانستن اظهارات شائول موفاز وزیر دفاع رژیم صهیونیستی گفت: بحران در سرزمین های فلسطینی ناشی از سیاست های غیر انسانی سرمداران رژیم اسرائیل است و این اظهارات نشان دهنده استیصال رژیم صهیونیستی است.

    حمیدرضا آصفی گفت: حمایت جمهوری اسلامی ایران از آرمانهای فلسطین و مردم بی دفاع آن کشور صرفا معنوی بوده و نه تنها ایران بلکه کلیه کشورهای اسلامی و آزادیخواه باید از مبارزات به حق مردم فلسطین حمایت کنند.

    سخنگوی وزارت امور خارجه افزود: رژیم صهیونیستی خود می داند که ریشه مشکلات حد سیاست های زشت آن رژیم نهفته است ولی با فرافکنی درصدد است تا بر شکستهای پی در پی و ضعف روز افزون خود سرپوش بگذارد.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 12:54

    افسانه اسراييل(1)

    مروري بر چگونگي تشكيل اسراييل

    نويسنده: محمدامير شيخ نوري

     



    امروز به جز ايالات متحده كه مرعوب لابي صهيونيستي است، براي كمتر كشوري دفاع از جنايات آشكار اسراييل معقول مي‏ نمايد. حتي اروپاييان كه آرزوهاي استعماري خود در خاورميانه را در استقرار و ثبات اين رژيم جستجو مي‏ كردند، از استمرار حمايت اين رژيم هراسناكند.

    در حال حاضر نظرسنجيها حاكي از انزجار روزافزون افكار عمومي جهان نسبت به اسرائيل و اقدامات اين كشور در جهت به خطر افتادن صلح جهاني دارد. اين در حالي است كه غولهاي رسانه‏اي غرب به اين رژيم و يا حاميان تعلق دارد و همواره تلاش شده تا افكار عمومي جهان تسليم مظلوم‏نمايي و ظاهر حق به جانب اسرائيل گردد.

    پس از پيروزي شكوهمند حزب‏الله در آزادسازي مناطق اشغالي جنوب لبنان، انتفاضه تنها راه مشروع براي احقاق حقوق ملت آواره فلسطين، در رفع تجاوز به شمار مي‏رود و از زمان آغاز تا اكنون، ثمرات آن براي ملت فلسطين كاملا مشهود است.

    در اين ميان تداوم روشنگري و مقابله جسورانه جمهوري اسلامي در قبال سياستهاي نامعقول اسرائيل، اعتماد به نفس و اميد فلسطينيان را دوچندان كرده است.

    مقاله حاضر، نگاهي مستدل و مستند به تعلق قطعي اين سرزمين به ملت فلسطين و جعلي‏بودن مدعيات رژيم صهيونيستي دارد. اميد است مورد توجه شما قرار گيرد.

    مناقشه فلسطينيها و رژيم اسراييل، طولاني‏ترين كشمكش در قرون اخير مي‏باشد و بارزترين ويژگي اين مناقشه، زور، خشونت و سبعيت است كه از سوي اسراييل اعمال مي‏شود. همچنين، اين مساله بلوغ فكري و عقلانيت بشر را در قرن بيست و يكم مخدوش ساخته و به شدت زير سوال برده است؛ زيرا پايمال شدن حق و عدالت انساني و كشته و مجروح شدن هزاران انسان ـــ شامل پير، جوان، زن و كودك به فجيع‏ترين وضع و با دست خالي ـــ لكه ننگي است كه رشد عقلانيت و بلوغ فكري بشر در جهان معاصر را مورد ترديد قرارداده است. اگرچه تلاشهاي فراواني براي حل اين مشكل صورت گرفته؛ اما وقتي به كنه اين تلاشها توجه كنيم، خواهيم ديد كه باز هم انگيزه‎هاي سياسي و منفعت‏طلبي بر انگيزه‏هاي اخلاقي و انساني، پيشي گرفته است.1

    اين عملكرد به‏خاطر حفظ منافع استعمار و امپرياليسم در منطقه مي‏باشد و در حقيقت، فلسفه وجودي اسرائيل همين است؛ يعني: تبديل اسرائيل به يك جانور درنده در جهت حفظ منافع استعمار. حمايت بي‏دريغ آمريكا و اروپا از دولت اسرائيل درهمين رابطه تنظيم شده است. يك روزنامه‎نگار ناراضي اسرائيلي چنين اظهار مي‏دارد:2

    «اگر آمريكا از اين زياده‏رويهاي احمقانه خشمگين شده و جريان كمكها را قطع كند، همه افسانه‎پردازيهاي قدرت امپراتوري خاتمه خواهد يافت.»

    مجله اكونوميست، چاپ لندن مي‏نويسد:3

    «معمولا آمريكا مي‏تواند با خودداري از ارسال سلاحهاي نو و براق، اسرائيل را متنبه سازد؛ اما اين تحريم در صورتي موثر خواهدبود كه بتوان به ادامه آن باور داشت. اگر اين بار اسرائيل باوركند كه رئيس‏جمهور آمريكا در سياست خود پابرجاست و در صورت لزوم، صدور اسلحه را تا مدت مديدي تحريم [نمايد] و در ميزان كمكهاي اعطايي تجديد نظر كند، بسيار موثر خواهدبود.»

    جنبه‏هاي اساسي كمك آمريكا در راه تشكيل «اسراييل بزرگ» با كشتار فلسطينيها در بيروت، در سپتامبر 1982، به صورتي خشن و بيرحمانه ظاهر شد كه فريادهاي اعتراض گسترده‏اي را هرچند به طور موقت به همراه داشت، به‏طور كلي آمريكا و تفسيرهاي مطبوعاتي از حمله اسراييل پشتيباني كردند و اشغال غرب بيروت در 15 سپتامبر نيز هيچ‎گونه انتقاد رسمي آمريكا را برنينگيخت؛ هرچند كشتارهاي صبرا و شتيلا را كه به دنبال آن صورت گرفت با خشم فراوان محكوم كردند.4

    ارتباط ويژه اين دو كشور را مي‏توان به شكل ملموس‎تري از ميزان كمكهاي نظامي و اقتصادي آمريكا به اسراييل در سالهاي گذشته دريافت. ميزان كمكهاي دريافتي اسراييل از آمريكا به طور سرانه از دريافت هر كشور ديگري بالاتر بوده است. در سالهاي مالي 1978 ـــ 1982م، از مجموع كمكهاي نظامي و اقتصادي آمريكا در همه كشورها به ترتيب 48درصد و 35درصد عايد اسراييل شده است و براي سال مالي 1983 دولت ريگان از 1/8 ميليارد دلار بودجه‏اي كه براي كمكهاي خارجي درخواست كرده است، 5/2 ميليارد آن را به اسراييل تخصيص داده بود.5

    با توجه به اين عملكرد نژادپرستانه اسراييل به كمك اروپا و آمريكا، شاهد شكل‏گيري انتفاضه مي‏باشيم كه هنوز هم ادامه دارد. نخستين حركت خودجوش مردم فلسطين عليه اشغالگران اسراييل كه براي اولين بار واژه انتفاضه را وارد فرهنگ سياسي كرد، در سال 1987 آغازشد و انتفاضه اول تا سال 1993 ادامه يافت. اگرچه فلسطينيها در اين انتفاضه، بيش از 1500 شهيد دادند؛ اما توانستند اسراييل را به نوعي در اعتراف به حقوق مردم فلسطين مجبور كنند تا اين كشور در عرصه سياست داخلي و نظام بين‏الملل، واقعيتي به نام فلسطين و فلسطيني را به رسميت بشناسد. انتفاضه نخست، تجربه بسيار ارزشمندي براي فلسطينيها در انتفاضه اقصي بود6

    از 1500 فلسطيني‏اي كه تا سال 1997 به شهادت رسيدند، قتل 1346 فلسطيني با تيراندازي مستقيم نظاميان رژيم صهيونيستي و بقيه به‏دست شهرك‏نشينان صهيونيست صورت گرفته است. به گزارش واحد مركزي خبر از بيروت بر اساس اين آمار از سال 1987ـــ 1997 م، 18 هزار فلسطيني به بهانه‏ هاي مختلف بازداشت و به زندانهاي كوتاه مدت و يا طولاني محكوم شده ‏اند. همچنين، نظاميان رژيم صهيونيستي در ده سال گذشته 481 فلسطيني را از خانه و كاشانه ‎شان اخراج و 247 باب منزل آنان را ويران كرده ‏اند.7 براي درك بهتر اين وضعيت لازم است، نگاهي علمي و مختصر به فلسطين داشته باشيم.

    تاريخچه فلسطين

    در دورانهاي گذشته، فلسطين را «ارض كنعان» مي‎گفتند؛ زير از ابتداي تاريخ، اعراب كنعاني در آنجا زندگي مي‏كردند و نام فلسطين، به مناسبت يكي از قبايل كريتي كه دوازده قرن پيش از ميلاد مسيح در سواحل مديترانه ميان «يافا» و «غزه» رحل اقامت افكنده بودند و بعدها به فلسطينيون معروف شدند، بر اين سرزمين نهاده شده است.8

    فنيقيها كه از نژاد سامي بوده و به زبان سامي تكلم مي‏كردند، حدود سه هزار سال پيش از ميلاد با مهاجرين آموري و كنعاني به نواحي شرق مديترانه مهاجرت كرده و حوالي شام (كله‏سيري) و اراضي ساحلي مديترانه مستقر شدند. در هزاره سوم، كاروانها و كشتيها و سپاهياني كه از طرف زمامداران بين‏النهرين و مصر به اين حدود اعزام مي ‏شدند، مردم اين نواحي را به نام آموري يا آمو (AMOU) يادمي‏كردند و به هيچ وجه، صحبتي از فنيقيان نبود. اين اصطلاح از زمان هومر معمول گرديد و كنعانيها از موقعي كه با نوشتن آشنا شدند، خود را به نام شهري كه مسكن آنها بود، اهل صيدا، اهل صور ويا به طور كلي، كنعاني مي‏خواندند و نام فنيقي بر خود نمي‏گذاشتند. مركز اصلي آنها به ظاهر، حوالي درياي سرخ و نزديكهاي خليج سوئز و خليج عقبه بود كه از آنجا هم به حدود مديترانه مهاجرت كرد‏ند.9 (بنابراين، اصل فنيقيها و كنعانيها، يكي است.)

    اين كنعانيها بودند كه شهر اورشليم يا يورشاليم را بنا نهادند. «يور» به معناي تاسيس و «شاليم» اسم رب‏النوع صلح است. كنعانيها كه بنا به روايات تاريخي، نخستين گروه موحد اين منطقه بوده‏اند و در پايان هزاره چهارم پيش از ميلاد در اين سرزمين مي ‏زيسته‏ اند، شهر «يورساليم» را بناكردند؛ اما چون ملك صادوق، پادشاه آنان دوستدار صلح و آرامش بود به احترام شاليم، خداوند صلح آن را يورشاليم (شهر صلح) ناميد و نيز پيش از حمله حضرت داوود به آنجا، آن را «يبوس» (JEBUS) مي‎ خواندند.10 (يبوس ‏نام قومي است كه در زمان حمله حضرت داوود، دراين شهر ساكن بود و به همين سبب شهر را به اين نام مي ‏خواندند.) كنعانيها از نظر تمدن در سطح بالايي قرارداشتند. آنها از برنز و آهن دركارهاي صنعتي استفاده كرده مهارت خاصي در ساختن حلقه‏ هاي نظامي داشتند.11

    بر اساس روايات، حدود 1730 ق.م، چندين قبيله عبري از مكه به سرزمين كنعان آمدند. اين قبايل در سرزمين كنعان مستقر نشدند؛ بلكه به مصر رفته و تحت حكومت فراعنه به زندگي خود ادامه دادند. اين قبايل، يك‏هزار و دويست و نود سال قبل از ميلاد از مصر بيرون آمده و مدتي در بيابانها سرگردان بودند.

    چنانكه از روايات تورات برمي‏آيد، در 1200 ق.م تصرف كنعان به دست يوشع انجام گرفت. يوشع از نهر اردن گذشت و به شهر اريحا حمله‏ور شد (درست 1800 سال بعد از آمدن كنعانيها به منطقه.)

    در سفر يوشع‎بن‎نون، عهد عتيق، فصل ششم آمده است:12

    «بني اسراييل، تمام مردم اريحا را از مرد و زن، پير و طفل كشتند و حتي حيوانات را از دم شمشير گذراندند. هر چه در شهر يافتند، آتش زدند، فقط طلا و نقره و ظروف مسي و ادوات آهني را تلف نمي ‏كردند و در خزانه «رب» جمع مي ‏نمودند.

    پس از اريحا بعضي از شهرهاي ديگر فلسطين را متصرف شدند؛ ولي اهالي بيت‏المقدس (يبوس) مقاومت كردند و بالاخره، تسليم نشدند و سواحل فلسطين نيز به دست فلسطينيون باقي ماند.»

    ميان اسراييليها و ساكنان اصلي فلسطين به مدت 200 سال جنگهاي پراكنده صورت گرفت تا اينكه در 1000 سال پيش از ميلاد، حضرت داوود،13 نخستين حكومت اسراييل را ايجاد كرد.

    دوران حكومت حضرت داوود و حضرت سليمان (1000 ـــ 935 ق.م) سالهاي طلايي دولت باستاني اسراييل بود. حكومت متحد اسراييل در 922 ق.م به دو بخش شمالي و جنوبي (اسراييل و يهوديه) تقسيم شد كه بعدها هر دو سقوط كردند.

    حكومت اسراييل شمالي در 721 ق.م در جريان محله آشوريها و حكومت يهوديه در 587 ق.م توسط بابليها سقوط كرد و به‏طور كامل از بين رفت، يهوديان به اسارت درآمده، پراكنده شدند. جرج فريدمن در اين مورد مي‎نويسد:14 «دوازده قبيله بني‏اسراييل به قفقاز، ارمنستان و به ويژه بابل تبعيد شدند و بدين ترتيب، مردم يهود با تماميت وجود خود، به همراه نژاد، جامعه ملي و مذهبي خود براي هميشه از بين رفت.»

    اگرچه، كوروش ـــ پادشاه ايران ـــ در 520 ق.م بابل را شكست داد و يهوديان را آزاد كرد و به فلسطين بازگرداند؛ اما آنها زير سلطه مقدونيها و روميان درآمدند و هرگز به حكومت نرسيدند. در دوران سلطه مقدونيها و روميان، مردم يهود به چند شورش دست زدند؛ اما برخلاف همه اين شورشها (به ويژه شورش سكابيها كه شدت داشت) حكومت يهود دوباره، اعاده نشد.

    بسياري از مورخين صهيونيستي اين پراكندگي و از بين رفتن را تاييد مي ‏كنند. چنانكه خاخام اعظم بريتانيا در سال 1917 مي‎ نويسد:16 «پس از فرماني كه كورش صادر كرد، عمده مردم يهود همچنان در بابل ماندند.»

    اين نكته مورد تاييد آ.ت. المستد (A.T.OLMESTEAD)، مورخ آمريكايي نيز مي‎ باشد. وي مي ‏نويسد:17 «مشكل مي‏ شد انتظار داشت، يهودياني كه اينك ثروتمند بودند سرزمين حاصلخيز بابل را به ‏خاطر تپه‏ هاي بي ‏حاصل يهوديه ترك كنند…»

    از آن زمان تا قرن بيستم ـــ صهيونيستها توانستند تحت قيمومت بريتانيا، مهاجرت گروه كثيري از يهوديان را به فلسطين ترتيب دهند ـــ عده قليلي يهودي در اين كشور زندگي مي‏كردند و براي 19 قرن فلسطين كم‎وبيش از وجود يهوديان خالي بود. بنجامين، زايري يهودي كه در حدود سالهاي 1170 ـــ 1171م از سرزمين مقدس ديدار مي‏ كند، تنها 1440 يهودي را در آنجا مي ‏يابد و نمان جروندي مي‏گويد: «در 1267م فقط دو خانواده يهودي در بيت‏المقدس زندگي مي‏ كردند.»18

    با توجه به اين واقعيات تاريخي، ادعاي صهيونيسم مبني بر اينكه خود را وارث فلسطين دانسته، تاريخ سياسي اين سرزمين را با حكومت پادشاهي اسراييل در سالهاي پيش از ميلاد برابر مي‏ داند و عبرانيها را جزو نخستين ساكنان فلسطين به حساب مي‏ آورد، از هيچ اعتباري برخوردار نيست. برخي از محققان يهودي نيز اين نكته را تاييد مي‏ كنند. براي مثال، ماكسيم رودنسون، محقق يهودي فرانسوي مي‏ گويد: «مردم فلسطين به تمام معنا از نظر بومي همان فلسطينيهاي قديم و فرزندان كنعانيها و ساير قبايل اوليه فلسطين هستند.»19 جالب اينجاست كه حتي حاميان اروپايي تشكيل دولت اسراييل در فلسطين در قرون جديد نيز به اين امر آگاه بوده و آن را مطرح مي ‏كردند. به عنوان نمونه، در سال 1920 هنگامي كه حكم قيمومت بريتانيا بر فلسطين در مجلس اعيان اين كشور مورد بحث قرارگرفته بود، لرد سيدنهام چنين اعلام كرد: «من كاملا با خواست يهوديان براي يافتن يك وطن ملي موافقم؛ ولي اين را مي‏ گويم كه اگر اين خواست مستلزم اعمال بي‏عدالتي بزرگي نسبت به مردمي ديگر شود، بايد از اين خواست صرف‏نظر كرد. فلسطين وطن اصلي يهوديان نيست. يهوديان اين سرزمين را پس از يك كشتار بي‏رحمانه به دست آوردند و هرگز همه آن را كه اكنون آشكارا درخواست مي‏ كنند، متصرف نشدند. اعتبار اين ادعا مثل اين مي ‏ماند كه اعقاب روميان قديم مالكيت كشور انگلستان را ادعا كنند؛ زيرا كه روميان به همان مدتي كه يهوديان فلسطين را در اشغال داشتند، بر انگلستان حكومت كردند و در اين كشور به مراتب آثار مفيد و ارزشمندتري از آنچه اسراييليها در فلسطين به جا گذاردند، باقي نهادند.

    اگر قرار شود ادعاي فتح چندين هزار سال قبل را مبناي كار قرار دهيم تمام جهان بايد واژگون شود… تنها ادعاي واقعي نسبت به فلسطين از آن ساكنين فعلي آن است كه بعضي از آنها همان فرزندان مردمي كه قبل از حمله يهود در آنجا زندگي مي كردند، بوده و بقيه فرزندان اسراييليهايي كه مسلمان شدند مي ‏باشند.»20

    آرنولد توين‏بي، مورخ سرشناس معاصر بر اين امر تاكيد مي‏ورزد كه فلسطين يك سرزمين عربي است و يهوديان چه در زمان قديم و چه در زمان معاصر، تجاوزكارانه وارد آن شده ‏اند. به گفته او: «پيش از آنكه هرتصل، جنبش صهيونيستي خود را آغاز كند، از تاريخ سكونت مردم فلسطين در آنجا دست كم هفده قرن و نيم گذشته بود.»

    جميز فريزر، مورخ معروف اسكاتلندي نيز در اين باره مي‏ گويد: «كشاورزان عرب زبان فلسطين از اعقاب قبايلي هستند كه پيش از حمله اسراييليها در دوران حضرت داوود در آن سكونت داشتند و از آنجا نقل مكان نكرده، ريشه ‏كن نشده ‏اند. آنان به رغم امواج فتوحات، در سرزمين خود ثابت مانده، به اقامت در آن ادامه دادند.»

    بدين ترتيب، از نظر مورخين و محققين (يهوديان ضدصهيونيست و محققين بي‏طرف) ادعاي تاريخي صهيونيستها نسبت به فلسطين از اعتبار برخوردار نمي‏ باشد و نمي‏ توان بر اساس اين پيوند تاريخي، اشغال فلسطين و تاسيس اسراييل را توجيه كرد.21

    فلسطين در قرون جديد

    مساله بازگشت يهوديان به فلسطين و تاسيس جامعه و حكومت اسراييل، در اصل نه صهيونيستي بود و نه يهودي؛ بلكه از سوي كشورهاي استعمارگر اروپا به خاطر منافع و ايجاد پايگاهي در منطقه مطرح مي ‏شود. ناسيوناليسم يهود در جهت حفظ اين منافع به وجود مي ‏آيد كه پديده‏اي اروپايي بود22 و در نيمه دوم قرن نوزدهم در كشورهاي اروپاي غربي و روسيه شروع و توسعه مي‏ يابد.23

    در 1652م با اجازه كمپاني هلندي هندغربي، قطعه زميني در جزيره كوراسااو (CURASAO) به ژوزف نونزدا فونسه‏كا (NUNEZDAFONSECA) و ديگران داده شد كه مستعمره‏اي يهودي‏نشين را در اين جزيره تاسيس كنند... اما اين اقدام موفقيتي نيافت.24 در 1654م انگلستان در نظر داشت، يهوديان را در مستعمره خود به نام سورينام (SURINAM) اسكان دهد. فرانسه نيز چنين نقشه‏اي را در موقع غلبه بر مصر طرح مي‏كند. ناپلئون پس از تسخير مصر و به دنبال آن اشغال فلسطين، در صدد برمي‏آيد تا دولتي يهودي در فلسطين ايجاد كند؛ زيرا اين موضوع به خاطر حفظ منافع فرانسه ضروري بود. اين اقدام با شكست فرانسه از انگلستان ناكام ماند.

    در سال 1840م قدرتهاي بزرگ استعماري اروپا كه مي‏ كوشيدند در امپراتوري رو به زوال عثماني رخنه كنند، مساله آينده سوريه را كه آن زمان در اشغال قواي مصر بود، پيش كشيدند. در اوت 1840 روزنامه تايمز مقاله‏اي با عنوان «سوريه، بازگرداندن يهوديان» انتشار داد كه قسمتي از مقاله بدين شرح مي ‏باشد:

    «پيشنهاد استقرار يهوديان در سرزمين آبا و اجدادي خود، تحت حمايت پنج قدرت بزرگ، اينك، ديگر مساله‏اي ذهني و خيالي نيست؛ بلكه موضوعي است از نظر سياسي در خور اعتنا.»25

    ارل شافتس‎بري (EARL OF SHAFTESBURY) يكي از سياستمداران برجسته انگليسي در نامه‏اي به تاريخ 25 سپتامبر 1840 براي پالمرستون، وزير امور خارجه وقت نوشت:26 «لازم است، سوريه را به صورت يكي از دومينيونهاي انگليس درآورد و اگر بازگشت ايشان يعني يهود را در پرتو وضع جديد فلسطين يا استعمار آن مورد توجه قراردهيم، خواهيم ديد كه اين طرح و اقدام ارزان‎ترين و مطمئن‎ترين راه تدارك نيازمنديهاي اين نواحي كم‏ جمعيت است.»

    لرد پالمرستون به نوبه خود درهمان تاريخ نامه‏اي به سفير انگلستان در آنكارا مي‏نويسد و از او مي‏ خواهد كه سلطان عثماني را متقاعد سازد تا با تشكيل يك كانون يهودي در فلسطين و بازگشت يهوديان به آنجا موافقت نمايد.27 در سال 1842 كنسولگري انگلستان در بيت ‏المقدس افتتاح شد. همين كنسولگري در سال 1848 بيانيه‏اي صادر كرد، مبني بر اينكه انگلستان تنها كشور حمايت‏ كننده از اتباع يهودي روسي مقيم فلسطين است. با تمام اين تلاشها، پالمرستون موفق به جلب نظر يهوديان براي رفتن به فلسطين و ايجاد دولت يهود نشد؛ زيرا يهوديان نمي ‏خواستند، اروپا و زندگي خوش خود را رهاكنند؛ بنابراين، مساله براي مدتي مسكوت ماند. بعدها در زمان ديزرائيلي، نخست‏ وزير وقت انگلستان بين سالهاي 1868 ـــ 1880 اين مساله دوباره، احياگرديد. در يك گزارش استعماري كه نامش «كامپل بانورمان» است، وضعيت رابطه انگلستان به عنوان سركرده استعمار با منطقه و به‎ خصوص فلسطين مشخص شده است. در اين گزارش، چنين آمده است: مساله‎اي كه وجود امپراتوريهاي اروپايي را در منطقه مديترانه جنوبي و شرقي به خطر مي‏ اندازد، اين است كه اگر ملل اين منطقه همچنان راه بيداري وهماهنگي و پيشرفت را طي كنند، بدون شك، منافع اروپاييان به ‎كلي از بين خواهد رفت؛ بنابراين، همه كشورهاي ذي‎نفع بايد همچنان در سياست تجزيه و تقسيم منطقه به عقب نگهداشتن مردمان آن پايداري كنند.»

    در گزارش توصيه شده است كه براي از بين ‏بردن ارتباط فكري و معنوي ملل منطقه بايد از هرگونه وسايل علمي فعال استفاده شود. به عنوان نمونه، با برقراري يك مانع انساني قوي و بيگانه بايد قسمت آفريقايي از قسمت آسيايي آن مجزاگردد. اگر اين نيروي جديد در نزديكي كانال سوئز مستقر شود، مي‎تواند منافع غرب را به بهترين وجه حفظ كند. بر اساس اين گزارش، استعمار بريتانيا، سياست تجزيه سرزمين عربي را دنبال كرد.28

    بدين ترتيب، خميرمايه اصلي انديشه صهيونيستي، يعني بازگشت به فلسطين و تاسيس حكومت اسراييل، در اصل از سوي قدرتهاي استعماري رقيب در اروپا مطرح شد و بعدها بورژوازي يهود نيز جهت دست يافتن به اهداف خود، با سرمايه‏داري اروپا همدست شد و حركت صهيونيستي را بنيان نهاد.29

    با توجه به اين جناح‏بنديهاي استعمار، شاهد به وجودآمدن انجمنها و گردهم‏آيي‏هاي يهوديها در سراسر اروپا هستيم كه از طرف انگلستان حمايت مي ‏شد. يكي از معروف‏ترين اين انجمنها، «جنبش عشاق صهيون» بود كه براي نخستين بار در سال 1882 در روسيه به ‏وجود آمد. افرادعشاق صهيون در سراسر اروپا به فعاليت مشغول بودند، محل كميته اصلي آنها در پاريس قرارداشت. سرهنگ گلداسميت (GOLDSMITH) در انگلستان طرح تاسيس يك ارگان نظامي را براي تامين امنيت مستعمره‏هاي يهودي در فلسطين ارائه داد. او همچنين نقشه‏هايي به زبان عبري در مورد فلسطين تهيه كرد. گلداسميت معتقد بود كه «مساله يهود هرگز حل نخواهدشد؛ مگر در صورت تاسيس يك كشور يهودي در سرزمين فلسطين.» او كه رهبري عشاق صهيون را در انگلستان و در بخشهاي عمده اروپاي غربي بر عهده داشت، طرح خود در رابطه با دولت يهود را چنين ارائه كرد:30

    1 ـــ باوركردن «انديشه ملي» در اسراييل

    2 ـــ توسعه طرح مستعمره كردن فلسطين و پياده كردن اين طرح در سرزمينهاي مجاور آن به وسيله يهوديان از طريق ايجاد مستعمره‏هاي جديد

    3 ـــ گسترش آموزش زبان عبري به عنوان يك زبان زنده

    4 ـــ بهبود وضع اخلاقي، فكري و مادي اسراييل

    5 ـــ اعضاي جامعه يهود در فلسطين از قوانين سرزمين اسراييل اطاعت كنند تا رفاه خود را افزايش دهند.

    اگرچه عشاق صهيون و ديگر انجمنهايي كه به دنبال آن تشكيل مي‏ شوند، زمينه‏ هاي اصلي بازگشت به فلسطين را از طرف يهوديه فراهم مي ‏سازند؛ اما بنيانگذار صهيونيزم سياسي ودولت اسراييل، تئودور هرتصل است.

    از نقطه نظر تاريخي مي‏توان پيدايش صهيونيزم31 سياسي را با انتشار كتاب دولت يهوديان اثر تئودور هرتصل اتريشي در 1896 همزمان دانست. در اين كتاب، سعي شده كه در عناصر مرموز عقيدتي صهيونيسم مذهبي، واقعياتي ناسيوناليستي جست و جو گردد. هسته اساسي نظريات هرتصل ـــ آنچنان كه خود وي ابراز مي‏دارد ـــ عبارت از آن است كه مساله يهوديان را، «نه به عنوان يك مساله اجتماعي و نه به عنوان يك مساله مذهبي، هيچ‎كدام نمي‏توان توجيه كرد. اين مساله در واقع، مساله ملي است. مساله ملي‏اي كه براي سر و صورت بخشيدن به آن، ناچاريم آن را به صورت يك مساله سياسي در روابط بين ‏المللي عرضه نماييم … در واقع، ما يك ملت هستيم، يك ملت متحد.»32

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 12:39

    سرنوشت ابومازن با برگزاری انتخابات گره خورده است 

     

    به قلم : حافظ البرغوثی

     

    تبلیغات انتخاباتی در فلسطین در حالی ادامه دارد که همچنان شک و تردید نسبت به برگزاری انتخابات در موعد مقرر آن وجود دارد و هنوز به یقین نمی توان گفت که این انتخابات برگزار می شود. این در حالی است که زمان مقرر برگزاری انتخابات در بیست و پنجم ماه جاری میلادی نزدیک می شود. تشکیلات خودگردان از زبان ناصر القدوه وزیر امور خارجه اش هشدار داده است که اگر اسرائیلی ها در آخرین لحظه هم مانع تراشی و از رای دادن ساکنان قدس در داخل این شهر جلوگیری کنند، انتخابات لغو خواهد شد.

    علی رغم این، نگرانی های اصولی فلسطینیان نسبت به عدم برگزاری انتخابات تنها به مانع تراشی های رژیم صهیونیستی مربوط نمی شود بلکه عوامل داخلی هم دارد. حتی آن هایی هم که بسیار خوشبین هستند از حمله به مراکز رای گیری به خصوص در منطقه آشوب زده نوار غزه بیم و هراس دارند. تشکیلات خودگردان تاکنون نتوانسته است مجموعه های مسلح وابسته به خانواده های بزرگ نوار غزه را کنترل کند و از حملات باندهای مواد مخدر به مراکز پلیس در این منطقه جلوگیری نماید.

    بر اثر این حملات دو پلیس کشته شدند و به دنبال آن نیروهای پلیس هم در اعتراض به بازداشت نشدن عاملان این حادثه راه ها و گذرگاه رفح را بستند و به مراکز حکومتی را حمله کردند.

    اشغالگران صهیونیست نیز به نوبه خود از تبلیغات انتخاباتی در قدس جلوگیری می کنند و هر نامزدی را که وارد این شهر می شود بازداشت می کنند. همچنین در اطراف شهرها ایست های بازرسی دایر کرده و از فعالیت و تردد ساکنان شهرهای شمال کرانه باختری و مسافرت آن ها به مرکز این منطقه جلوگیری می کنند. به دنبال اعلام مقررات منع رفت و آمد در این منطقه 750 هزار نفر در زندانی بزرگ قرار گرفته اند و از تردد آن ها و سفر نامزدهای انتخاباتی از نوار غزه به کرانه باختری و بالعکس ممانعت می شود که این خود به معنای فلج شدن کامل تبلیغات انتخاباتی است.

    عملا تبلیغات انتخاباتی به دور از هر گونه شور و شوق انتخاباتی است و در روزنامه ها هم خبری از تبلیغات انتخاباتی نیست و نامزدهای انتخابات با نصب پوستر و ملاقات با مردم و دادن وعده تبلیغ می کنند.

    علی رغم این که بیش تر رهبران فتح به علت بحران داخلی این جنبش و وجود چهره های ناشناخته در لیست انتخاباتی آن و ضعیف بودن فعالیت های تبلیغاتی در مقابله با تبلیغات گسترده و منظم جنبش حماس ـ که مبتنی بر برگزاری جشنواره ها، نشست ها و ملاقات های مردمی است ـ همچنان خواهان به تعویق انداختن انتخابات هستند، اما محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان بیش از همه بر برگزاری انتخابات در موعد خود تحت هر شرایطی تاکید می کند و حماس نیز که فرصتی بهتر از این برای اثبات جایگاه مردمی خود و ورود مقتدرانه به مجلس ندارد، در این باره از او حمایت می کند ؛ به خصوص این که رقیب اصلی حماس یعنی فتح از بحران داخلی رنج می برد.

    ابو مازن آمریکایی ها را به ضرورت برگزاری انتخابات با مشارکت حماس ـ که پایبندی اش به آتش بس را به اجرای انتخابات منوط کرده است ـ قانع کرده است.

    واشنگتن هم دو مقام آمریکایی را برای اقناع اسرائیلی ها در خصوص مشارکت ساکنان قدس در انتخابات به فلسطین اشغالی اعزام کرد. محمود عباس راه خروج از بحران داخلی خود را در برگزاری انتخابات می بیند و از این رهگذر تلاش می کند که از بار مسئولیت هایش بکاهد و مجلس قانونگذاری جدید و احزاب شرکت کننده در آن هم بخش هایی از این مسئولیت ها را متحمل شوند.

    به همین خاطر ابومازن نهایت تلاش خود را برای اقناع نامزدهای فتح که به عنوان افراد مستقل ثبت نام کرده بودند، برای عقب نشینی و خالی کردن صحنه برای نامزدهای این جنبش مبذول داشت تا از این طریق از پراکنده شدن آرای هواداران فتح جلوگیری کند ؛ به ویژه این که نیروها و اعضا و هواداران جنبش مقاومت اسلامی حماس کاملا سازمان یافته و منظم فعالیت می کنند و همگی به عنوان یک تشکل یکپارچه به لیست انتخاباتی حماس و نامزدهای آن در مناطق رای می دهند.

    اما تبلیغات انتخاباتی جنبش فتح که دکتر نبیل شعث متولی آن است، بسیار ضعیف و به دور از هر گونه فعالیت و راهپیمایی مردمی است و شعث کاملا رئیس لیست انتخاباتی فتح یعنی مروان برغوثی را در پوسترهای تبلیغاتی نادیده گرفته و پوستری از وی به چاپ نرسانده است.

    همین مسأله باعث شد که برغوثی شخصا از داخل زندان بیانیه ها و اطلاعیه های انتخاباتی منتشر و در آن برنامه ها و سیاست های لیست فتح را اعلام و از عملکرد منفی تشکیلات خودگردان انتقاد کند. هواداران او هم به دنبال نادیده گرفته شدن برغوثی در تبلیغات انتخاباتی فتح، فعالیت های تبلیغاتی جداگانه ای را تدارک دیدند و پوسترها و عکس هایی از او منتشر می کنند.

    اکنون سؤال اینجاست که آیا انتخابات در امنیت کامل برگزار می شود و نهادهای تشکیلات خودگردان می توانند از مراکز و صندوق های رای گیری حفاظت کنند؟

    محمود عباس با صدور دستوراتی به سازمان های امنیتی و پلیس برای حمایت از مراکز رای گیری به این سؤال جواب داده است. اما باید گفت که چه کسی از حملات شبه نظامیان مسلح به صندوق های رای گیری و ربودن این صندوق ها جلوگیری می کند؟ و ابومازن در صورت شکست انتخابات چه واکنشی خواهد داشت؟ آیا استعفا خواهد داد؟

    برخی ترجیح می دهند که ابو مازن استعفا دهد. علت آن هم این است که وی معتقد است راهی جز توسعه مشارکت سیاسی نیست و درصورتی که در این باره ناکام ماند، دیگر نیازی به ماندن وی در این شرایط نامناسب و آشوب زده نیست.

     

    روزنامه البیان چاپ امارات
    2006/1/18

      

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 0:37

    برنامه لیست "تغییر و اصلاح" در انتخابات سال 2006م. مجلس قانونگذاری فلسطین

     

     

    «إن ارید إلا الإصلاح ما استطعت وما توفیقی إلا بالله علیه توکلت و إلیه أنیب»

    (هود: 88)


     

    مقدمه

    ما بر اساس این باور که در بخشی مهم از سرزمین اسلام زندگی می کنیم و با توجه به احساس مسئولیتی که در قبال ملت مجاهد فلسطین و قضیه مقدس و عادلانه اش می کنیم و همچنین با توجه به وظیفه ای که در قبال مشارکت در امر ساماندهی به امور داخلی به منظور کاستن محنت های ملت مبارز فلسطین و تقویت پایداری و مبارزات آن و نیز حمایت از این ملت در برابر فساد داریم و با امید به تقویت وحدت ملی، تصمیم گرفته ایم تا در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین در سال 2006 شرکت کنیم.

    لیست "تغییر و اصلاح" یقین دارد که مشارکت آن در انتخابات مجلس در مقطع کنونی، بر اساس برنامه ای جامع و به منظور آزادی سرزمین فلسطین و بازگشت ملت فلسطین به دیار خود و تشکیل دولتی مستقل به پایتختی قدس شریف صورت می گیرد تا از برنامه مقاومت و انتفاضه که ملت فلسطین آن را به عنوان گزینه ای استراتژیک برای پایان دادن به اشغالگری پذیرفته است، حمایت کند.

    لیست "تغییر و اصلاح" تلاش می کند تا با وجود حضور اشغالگرانه رژیم صهیونیستی در فلسطین و دخالت های بیجای آن در امور داخلی فلسطینیان، جامعه ای پیشرفته و متمدن بر پایه تکثر گرایی سیاسی، گردش حکومت، جهت بخشی به ساختار و برنامه سیاسی به منظور تحقق آرمان های ملی فلسطینیان تشکیل دهد.

    لیست "تغییر و اصلاح" بر پایه اصل وفاداری به ملت صبور فلسطین ـ که برنامه این لیست را جایگزینی بهتر می داند و به فعالیت های حماس و لیست وابسته به آن برای رسیدن به فردایی بهتر امیدوار است ـ برنامه خود را در ذیل ارائه می دهد.

    خداوند می فرماید:«وإن هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله ذلکم وصاکم به لعلکم تتقون» (الانعام: 153)

     

     

    1ـ اصول ثابت ما

    لیست "تغییر و اصلاح" اصول ثابتی دارد که مرجع آن اسلام است ؛ اصولی که نه تنها ملت فلسطین بلکه همه امت اسلام بر آن اتفاق نظر دارند. این اصول به شرح ذیل می باشد:

    1ـ اسلام حنیف و دستاوردهای متمدنانه آن مرجع و منهج زندگانی ما در تمامی عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی است.

    2ـ سرزمین تاریخی فلسطین بخشی از سرزمین های عربی و اسلامی و حق ملت فلسطین است و این حق با گذشت زمان از بین نمی رود و هیچ یک از اقدامات نظامی یا حقوقی کذایی آن را از بین نخواهد برد.

    3ـ مردم فلسطین در هر کجا که باشند ملتی متحد و واحد و در واقع بخشی تفکیک ناپذیر از امت اسلام هستند. «إن هذه أمتکم أمه واحده و أنا ربکم فاعبدون» (الأنبیاء 92)

    4ـ ملت فلسطین هم اکنون در مرحله آزادسازی میهن قرار دارد و حق اوست که حقوق از دست رفته خود را باز ستاند و با استفاده از هر وسیله ممکن از قبیل مقاومت مسلحانه، به اشغالگری پایان دهد. ما می بایست از تمامی امکانات خود برای حمایت از مقاومت و پایداری ملت فلسطین استفاده و کلیه امکانات لازم را برای برپایی دولت فلسطین به پایتختی قدس فراهم آوریم.

    6ـ به حقوق ثابت ملت فلسطین در خصوص میهن، قدس، مقدسات، آب ها، مرزها و دولت مستقل فلسطینی به پایتختی قدس پایبندی کامل داریم.

    7ـ از وحدت ملی فلسطینیان به عنوان اولویت های فعالیت ملی خود حمایت می کنیم.

    8ـ مساله اسرا و بازداشت شدگان در سرلوحه برنامه های کاری ما قرار دارد.

     

    2ـ سیاست داخلی

    ما در مقوله سیاست داخلی فلسطین با ابعاد مختلف آن، به تحقق برنامه های ذیل چشم دوخته ایم؛ برنامه ای که آینده جهاد و ایثارگری ملت را تضمین و از مقاومت تا رسیدن به آزادی کامل و اصلاحات مطلوب، حمایت می کند:

    1ـ حفظ اصول آرمان ملی فلسطین و مبارزه با هرگونه کوتاهی و سهل انگاری در این زمینه.

    2ـ حمایت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از فلسطینیان ساکن قدس و مبارزه با تلاش های رژیم صهیونیستی برای یهودی کردن این منطقه مقدس و نیز حمایت از مقدسات اسلامی و مسیحی قدس در برابر هر گونه بی حرمتی رژیم صهیونیستی به آن ها.

    3ـ حمایت از آزادی سیاسی، تکثر گرایی، آزادی تشکیل احزاب، شرکت در انتخابات، گردش مسالمت آمیز قدرت به عنوان برنامه ای سازمان یافته در فعالیت های سیاسی فلسطین و تضمین اجرای اصلاحات و مبارزه با فساد و تلاش برای ایجاد جامعه ای پیشرفته.

    4ـ تقویت رشته های وحدت ملی و اهتمام ورزی به گفتمان و تعامل منطقی برای حل اختلافات داخلی و ممانعت از بروز جنگ داخلی و جلوگیری از استفاده از زور و تهدید برای رفع مشکلات داخلی.

    5ـ تلاش برای تثبیت آزادی های عمومی (آزادی بیان، آزادی مطبوعات، تحصن، تردد و کار و ...) به عنوان واقعیت های زندگی ملت فلسطین.

    6ـ ریختن خون فلسطینیان در جامعه فلسطینی عملی حرام و خط قرمز به شمار می آید و گفت و گو و مذاکره تنها راه حل مقبول و معقول برای حل نزاع و اختلافات داخلی است.

    7ـ تحریم بازداشت سیاسی و مخالفت با هرگونه نادیده گرفتن آرای دیگران.

    8ـ حمایت از نهادها و موسسات غیر دولتی و فعال سازی نقش آنان در زمینه توسعه و نظارت.

    9ـ اصلاح و تقویت نقش دستگاه های امنیتی در حمایت از امنیت شهروندان فلسطین، مهار اقدامات ناشایست و سرکوبگرانه، تضمین آزادی شهروندان و حمایت از دارایی های عمومی و خصوصی و نظارت مجلس بر این دستگاه ها و وادار کردن آن ها به پاسخگویی.

    10ـ هرگونه همکاری امنیتی یا به اصطلاح "هماهنگی امنیتی" با رژیم صهیونیستی جنایتی ملی و گناهی کبیره تلقی می گردد و باید به شدت با آن مقابله کرد.

    11ـ حمایت از مقاومت و فعال کردن آن در مبارزه با اشغالگران و ادامه روند آزاد سازی میهن.

    12ـ تربیت انسان فلسطینی به نحوی که به دین، سرزمین، آزادی و عزت و کرامت خود افتخار کند و آماده جانفشانی در راه آن باشد.

    13ـ تقویت مبارزه با ساخت دیوار نژادپرستانه حایل و نابودی آن به هر وسیله ممکن نظیر پناه بردن به نهادها و دادگاه های بین المللی.

    14ـ تامین و تضمین حقوق اقلیت ها و احترام گذاشتن به آن ها در همه عرصه ها بر اساس حقوق شهروندی.

    15ـ بیت المال حق آحاد ملت فلسطین بوده و می بایست در خدمت توسعه جامعه فلسطین و تحقق عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه منابع و ثروت ها در مناطق به دور از هر گونه سوء استفاده، اسراف، دزدی، فساد و اختلاس قرار بگیرد.

    16ـ اسرا، مجروحان و شهدا سمبل جانفشانی های ملت فلسطین هستند و می بایست از آنان و خانواده های شان حمایت کرد و آزادی اسرا از سیاه چال های رژیم صهیونیستی در راس برنامه های ملی قرار گیرد.

    17ـ بالابردن قابلیت ها و توانمندی های نهادهای حامی جنبش اسیران و خانواده های شهدا و مجروحان و تعامل با اسرا و شهدا مانند تعامل با دیگر شهروندان و در نظر گرفتن حقوقی معادل حقوق شهروندان برای آنان.

    18ـ حمایت از موقوفات فلسطینی، اسلامی و مسیحی و صیانت از آن ها در برابر هرگونه تعدی و توسعه موقوفات مناسب با ارزشهای مادی و معنوی.

    19ـ تلاش برای بهبود روابط میان سازمان آزادی بخش و تشکیلات خودگردان فلسطین ؛ به گونه ای که در راستای اهداف ملی و عدم مداخله در امور این سازمان ها باشد.

     

    3ـ روابط خارجی

    1ـ تحکیم روابط با جهان اسلام در تمامی عرصه ها به عنوان پشتوانه اصلی فلسطین و روابط حسنه با سایر کشورها.

    2ـ فعال سازی نقش ملت های اسلامی در راستای حمایت از مقاومت فلسطینیان در برابر رژیم اشغالگر قدس و مخالفت با هرگونه سازش با این رژیم.

    3ـ مخالفت با هر گونه فرقه گرایی و ملی گرایی (ناسیونالیستی) که به تفرقه و تجزیه امت می انجامد.

    4ـ ایجاد روابط سیاسی متوازن با سازمان های بین المللی که ضامن مشارکت فعال در جامعه بین الملل باشد و وحدت امت و حاکمیت ملی و پیشرفت آن را حفظ و از حقوق و قضیه امت و در راس همه آن ها قضیه فلسطین و راندن اشغالگران از این سرزمین، حمایت کند.

    5ـ تاکید در تمامی محافل بین  المللی و جهانی بر عدم مشروعیت اشغالگری و تبعات آن.

    6ـ در نظر گرفتن اشغالگری به عنوان شنیع ترین اشکال تروریسم و مبارزه با آن به هر وسیله ممکن که ادیان آسمانی و قوانین بین المللی بر آن صحه گذارده اند.

    7ـ درخواست از تمامی ملت ها و موسسات خیریه جهان برای برقراری صلحی جهانی و عادلانه مبتنی بر رهایی از هر نوع اشغال و استعمار و ممانعت از هر گونه مداخله خارجی در امور داخلی فلسطین.

    8ـ احقاق حقوق پایمال شده فلسطینیان در محافل عربی و بین المللی به ویژه حق رهایی از بند اشغالگری، بازگشت آوارگان، تشکیل دولت مستقل فلسطینی و درخواست برای اتخاذ مواضع و صدور قطعنامه هایی در حمایت از این حقوق.

    9ـ درخواست از جامعه بین الملل برای مشارکت فعال در زمنیه حمایت از بازسازی و مرمت شهرها، روستاها و فراهم ساختن زیرساخت های لازم برای این مناطق.

    10ـ مخالفت با هرگونه کمک های مشروط به چشم پوشی از اصول ملی و تلاش بی وقفه برای ایجاد راه حل های جایگزین و مناسب در این زمینه.

     

    4ـ اصلاح امور اداری و مبارزه با فساد

    1ـ مبارزه با همه اشکال فساد به عنوان عامل اصلی تضعیف جبهه داخلی و تخریب پایه های وحدت ملی و ادامه تحقیقات در خصوص پرونده های فساد مالی و اداری و مجازات افراد فاسد.

    2ـ تقویت شفاف سازی، نظارت بر بودجه کل فلسطین در تمامی مراحل آن اعم از برنامه ریزی، تهیه، بررسی، تصویب و اجرای آن.

    3ـ نوسازی و تجدید قوانین و آیین نامه های اداری، به گونه ای که ضامن افزایش فعالیت دستگاه های اجرایی باشد. با هدف ارائه خدمات آسان تر و بهتر در تمامی سطوح، عینیت بخشی به مفهوم تمرکز زدایی و تلاش برای نهادینه کردن گردش قدرت و مشارکت در تصمیم گیری ها.

    4ـ اصلاح برنامه گزینش و استخدام، به طوری که ضامن فرصت های شغلی برابر برای همه آحاد ملت فلسطین بر اساس اصل شایسته سالاری باشد و مبارزه با رانت خواری، واسطه گری، حزب گرایی و قوم گرایی در انتصاب ها و ترفیعات شغلی در موسسه های دولتی و غیر دولتی.

    5ـ تشکیل کمیسیون ملی ـ پارلمانی برای نظارت بر موقوفات اسلامی و مسیحی به منظور تضمین استفاده درست از آن ها و تحقق اهداف مورد نظر.

    6ـ مبارزه با بی نظمی در فعالیت های دولتی و هدر دادن بیت المال و تلاش برای تقویت روحیه مسئولیت پذیری میان کارمندان بر اساس این حدیث شریف "کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته".

    7ـ اجرای اصل بازخواست (از کجا آورده ای؟) میان کارمندان خدمات عمومی.

    8ـ گسترش و فعال سازی دستگاه های نظارتی مانند دیوان نظارت مالی، اداری و دستگاه های نظارتی دیگر.

    9ـ تاسیس دیوان رسیدگی به شکایات شهروندان.

     

    5ـ قانونگذاری و اصلاح دادگاه ها

    1ـ در نظر گرفتن دین اسلام به عنوان منبع اصلی قانونگذاری در فلسطین.

    2ـ تاکید بر تفکیک قوای سه گانه مقننه، مجریه و قضائیه

    3ـ فعال کردن نقش دادگاه قانون اساسی

    4ـ وضع و تدوین قوانین با توجه به آداب و رسوم ملت فلسطین و ارزش ها و میراث ملی آن

    5ـ تاسیس یک باشگاه حقوقی برای تربیت و آموزش افراد خبره در امور حقوقی

    6ـ تشکیل مجدد شورای عالی قضاوت از طریق برگزاری انتخابات در میان قضات فلسطینی و بر اساس قابلیت ها و سابقه کاری افراد و به دور از هر گونه پارتی بازی، حزب گرایی سیاسی و اجتماعی

    7ـ تدوین قوانین هدفمند به منظور فعال سازی امر بازرسی قضایی برای نظارت بر دستگاه قضایی در تمامی سطوح آن

    8ـ تدوین قوانین لازم برای جلوگیری از سیاسی کردن دادستانی کل و رعایت اصل شایسته سالاری در این بخش و نظارت بر آن

    9ـ اصلاح قوانین مدنی، تجاری و جزایی به منظور جلوگیری از اطاله دادرسی و تعیین سقف زمانی مشخص برای رسیدگی به پرونده ها و تعیین مدت های به تعویق انداختن زمان دادرسی.

    10ـ تقویت دموکراسی و مشورت در همه زمینه ها و مواضع مختلف و تحقق مشارکت فعال مردمی.

    11ـ تلاش برای مهار تخلفات تشکیلات خودگردان در قانون اساسی مانند صدور قوانین موقت، تغییرات و تعدیلات مکرر در قانون اساسی و تاخیر در اجرای قوانین یا تخلفاتی از این دست

    12ـ تلاش برای صدور قانون جدید انتخاباتی با محوریت عدالت و به دنبال آن تشکیل مجلسی که نمایندگانش نمایندگان واقعی ساکنان کرانه باختری و نوار غزه باشند.

    13ـ مقابله با امضای هرگونه قوانین یا توافقنامه با دشمن صهیونیستی که حقوق ملت فلسطین را نادیده بگیرد.

     

    6ـ آزادی های عمومی و حقوق شهروندی

    1ـ تحقق اصل مساوات میان شهروندان فلسطینی در زمینه حقوق و وظایف

    2ـ فراهم کردن امنیت برای شهروندان، حمایت از دارایی های آنان و جلوگیری از بازداشت های سرکوبگرانه، شکنجه و اعمال انتقام جویانه علیه آنان

    3ـ متوقف کردن دخالت دستگاه های امنیتی تشکیلات خودگردان در زمینه استخدام و لغو به اصطلاح در نظر گرفتن "معیارهای امنیتی" در گزینش

    4ـ تقویت فرهنگ گفت و گو و احترام گذاردن به آرای دیگران به طوری که با باورهای ملت و میراث فرهنگی آن در تضاد نباشد

    5ـ تامین حقوق گروه های خاص مانند اسرا و خانواده های شان، خانواده های شهدا، زنان و کودکان، معلولان و فقرا و ...

    6ـ حمایت از نهادهای رسانه ای و تضمین حقوق خبرنگاران در دستیابی به اطلاعات و انتشار آن

    7ـ حمایت از آزادی اصناف، حفظ استقلال آنها و مصونیت آنها در مقابل اقدمات سلطه گرانه و دادن فرصت به اصناف برای تاسیس واحد های صنفی جدید به منظور حمایت از حقوق کارمندان در تمامی عرصه ها

    8ـ به رسمیت شناختن گروه های سیاسی و تشویق و بهره گیری از فعالیت های آن ها و حمایت از نهادهای مختلف مدنی

    9ـ مد نظر قرار دادن اصل فرصت های شغلی برابر و منصوب کردن افراد شایسته در پست های مختلف

     

    7ـ آموزش و پرورش

    از آن جا که تربیت بن مایه آماده سازی نسلی توانا برای خدمت به جامعه، آزادی و استقلال میهن است و آموزش نیز می بایست با تحولات جدید جهانی همسو شود، لذا لیست "تغییر و اصلاح" در این عرصه بر اساس نکات ذیل عمل می کند:

    1ـ اجرای اصولی که فلسفه آموزش و پرورش فلسطین مبتنی بر آن است؛ نخستین اصل اینکه اسلام نظامی کامل است که خیر و سعادت انسان ها را در بر دارد و از حقوق انسان ها به طور مساوی حمایت می کند.

    2ـ اجرای قانون آموزش اجباری در مقطع ابتدایی و توسعه آموزش در مقطع متوسطه در دو شاخه فنی و نظری.

    3ـ توسعه برنامه های آموزشی متناسب با فلسفه و اهداف بخش آموزش و پرورش در فلسطین و همگامی این برنامه ها با نیازهای عصر

    4ـ توجه به علوم انسانی و تاکید بر آموزش زبان های زنده دنیا به ویژه زبان عربی در مقاطع مختلف تحصیلی

    5ـ تقویت و تثبیت اصول اخلاقی حرفه آموزگاری و احترام به حقوق معلمان و توسعه توانمندی های آنان.

    6ـ صدور قوانینی که فرایند آموزشی را در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی از هرگونه پارتی بازی و فعالیت های سلیقه ای مصون می دارد

    7ـ تاسیس و توسعه  نهادهایی برای حمایت از استعداد های درخشان

    8ـ توسعه نهادها و مراکز آموزش عالی و حمایت از تحقیقات و پژوهش های علمی از جمله تاسیس مرکز تحقیقات علمی فلسطین

    9ـ گسترش فعالیت های صنفی دانشجویی و دانش آموزی و فراهم ساختن فضایی مناسب برای فعالیت شوراهای دانشجویی و دانش آموزی و حمایت از آن ها به منظور تبدیل مدارس و دانشگاه ها به کانون های فعالیت ملی

    10ـ تلاش برای ساخت مراکز ورزشی و فرهنگی و آزمایشگاه های علمی و رایانه ای در تمامی مدارس فلسطین

    11ـ فراهم کردن تخصص های مختلف در مناطق مختلف فلسطین از طریق جذب نوابغی که به خارج سفر کرده اند و آموزش نوابغی که مقیم فلسطینند

    12ـ افزایش گردش های علمی و سفرهای داخلی؛ این مسئله باید در برنامه های علمی و آموزشی گنجانده شود

    13ـ گسترش موسسات آموزش خصوصی در مقاطع مختلف تحصیلی پیش از دانشگاه به منظور کاستن بار مالی دولت و ایجاد رقابت سالم در عرصه آموزش.    

     14ـ اعطای جواز آموزش به دانشگاه های خصوصی و غیر انتفاعی به منظور ایجاد رقابت برای توسعه توانمندی ها و حفظ دانشجویان در داخل کشور که این مسئله خود می تواند درآمدهای جدیدی را برای کشور به دنبال داشته باشد

    15ـ توجه به آموزش فنی و حرفه ای و آموزش کشاورزی

    16ـ توسعه راهبردهای آموزش و تاکید بر توانمندی ها و دوری از هرگونه پارتی بازی در امر گزینش و استخدام و نیز تاکید بر خلاقیت دانش آموختگان.

    17ـ حمایت از صندوق دانشجویان نیازمند و توسعه دقیق و شفاف ابزارهای آن و رساندن کمک به دست افراد مستحق.

     

    8ـ موعظه و تبلیغ

    1ـ بالابردن سطح توانایی وعاظ و مبلغان و برابری حقوق، ترفیعات و پاداش آنان با همتایان خود در وزارت خانه های دیگر و تدوین لوایح و آیین نامه های عدالت محور.

    2ـ جلوگیری از دخالت های نیروهای امنیتی در زمینه موعظه و تبلیغ و زمینه سازی برای فعالیت علمای دین و متوقف کردن سیاست حذف و کنار زدن دیگران.

    3ـ تجدید نظر در قانون موعظه و ارشاد به طوری که به صاحبان علم فرصت ادای وظایف دینی و ملی خود را بدهد.

    4ـ رسیدگی به امور مساجد و بنای آن و فعال سازی نقش تربیتی و تبلیغی آن در جامعه.

    5ـ توجه و اهتمام به حج و عمره به منظور تسهیل در انجام مناسک حج.

     

    9ـ سیاست اجتماعی

    1ـ حمایت از نظام خانواده به منظور حفظ ارزش های اجتماعی و اخلاقی فلسطینیان.

    2ـ گسترش شبکه خدمات اجتماعی موجود و توسعه آن به منظور تضمین ثبات سیاسی و اقتصادی خانواده و جامعه

    3ـ ارائه خدمات اجتماعی (آموزش، بهداشت و بیمه) و دیگر خدمات به همگان بدون تبعیض و پارتی بازی و قوم گرایی.

    4ـ یکپارچه سازی قانون بازنشستگی، به طوری که عدالت و برابری را در میان بازنشست گان محقق سازد.

    5ـ  لیست "تغییر و اصلاح" در خصوص قانون احوال فردی و محاکم شرعی بر اساس ذیل عمل می کند:

    ـ تدوین قانونی واحد مبتنی بر نصوص دینی و فقهی مستند و انتخاب آن چه که با توسعه و پیشرفت جامعه فلسطین سازگار باشد.

    ـ تدوین قوانین ویژه دادگاه های مختلف و اجرای آن به طور واحد در دادگاه های قدس و کرانه باختری و غزه مانند قانون وقف، ارث و قانون اقلیت های غیر مسلمان.

    ـ تلاش برای عضویت شمار معقولی از قضات محاکم شرعی در دادگاه قانون اساسی.

    6ـ حفظ بافت اجتماعی ملت فلسطین و اصول اخلاقی و تضمین عدم بی حرمتی به اصول اجتماعی و جلوگیری از هر گونه اقداماتی که به این بافت لطمه وارد سازد.

    7ـ حمایت از نهادهای اجتماعی که از اقشار مختلف جامعه نظیر زن، کودک، یتیم و فقیر و انسان های نیازمند حمایت می کند.

    8ـ توسعه مراکز و نهادهای آموزشی و تربیتی ویژه اسرا و آزادگان که تلاش شان برای مشارکت دادن خانواده های اسرا و شهدای فلسطینی در توسعه میهن است.

    9ـ ارائه خدمات گسترده آموزشی و بهداشتی به خانواده های شهید و بازداشت شدگان و قشرهای نیازمند جامعه.

    10ـ فعال سازی کمیته های زکات و توسعه آن.

    11ـ مبارزه با فقر از طریق برقراری عدل و توزیع عادلانه منابع و گسترش جمعیت های خیریه و برداشتن هر گونه مانع از سر راه فعالیت آنها

    12ـ توسعه سازمان های تامین اجتماعی به منظور ریشه کن کردن فقر

    13ـ مبارزه با مواد مخدر، شرب خمر و انواع موارد بزه کاری از طریق فرهنگ، روشنگری و پرورش و برقراری قانون.

    14ـ حمایت از نهادها و موسسات ویژه جانبازان و معلولان و افراد دارای شرایط خاص و توسعه برنامه های تلفیق و ادغام آنان در جامعه.

    15ـ اتخاذ سیاستی آشکار برای کمک به نیروهای انسانی از طریق توسعه نیروهای کار، ایجاد امنیت شغلی و روحی برای کارگران.

    16ـ فعال سازی کمیته های اصلاح و حمایت از آن ها؛ لزوم این کار به خاطر نقشی است که این کمیته های در حل اختلافات میان افراد و ایجاد فضای دوستانه در جامعه است

     

    10ـ فرهنگ و رسانه

    با توجه به نقش برجسته فرهنگ و رسانه در شکل دهی به اندیشه و شخصیت انسان لیست "تغییر و اصلاح" در این عرصه بر اساس ذیل عمل خواهد کرد:

    1ـ تدوین برنامه های رسانه ای بر اساس اصل آزادی اندیشه و شفاف سازی

    2ـ مصون نگه داشتن شهروندان به ویژه نوجوانان از فساد، غرب زدگی و تهاجم فرهنگی و مقابله با روابط مخرب فرهنگی

    3ـ ایجاد بستری مناسب برای فعالیت اصحاب رسانه و توجه به حق ملت در دانستن حقیقت

    4ـ متوقف ساختن دخالت دستگاه های امنیتی در خصوص اعطای پروانه ساخت مراکز انتشارات، تحقیقات، نشریه ها و نهادهای نظرسنجی

    5ـ بالابردن سطح فرهنگ و آگاهی جامعه از طریق انجام وظایف و مسئولیت های محوله به بخش فرهنگ و رسانه

    6ـ فعال سازی رسانه های گروهی و رهایی آنان از بند گروه و حزب گرایی و تقویت امر شفاف سازی در برنامه های آن

    7ـ تاسیس نهادهای عمومی و گسترش ساخت موسسات ویژه میراث و تاریخ معاصر فلسطین و مقدسات آن.

    8ـ جهت بخشی به رسانه های گروهی به منظور توسعه جامعه فلسطین و تقویت پایداری و مقاومت آن و همچنین تنظیم رسانه ها به گونه ای که به معرفی صادقانه مقاومت ملت فلسطین بپردازند و نیز اعطای فرصت به سیاست مداران و اندیشمندان و خبرنگاران برای مطرح کردن موضوعات مختلف به طور آزاد و بدون لطمه وارد کردن به اصول ملی

     

    11ـ امور زنان، کودکان و خانواده ها

    1ـ حمایت از کودکان و تاکید بر حق آن ها در رشد و تغذیه و تربیت و آموزش مناسب

    2ـ زنان فلسطینی در جهاد و مقاومت و ساخت و توسعه جامعه شریک یکدیگر هستند

    3ـ تضمین حقوق زنان و تصویب قوانین برای حمایت از حقوق زنان و تلاش برای مشارکت شان در امر توسعه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی

    4ـ حمایت از زنان از طریق تربیت اسلامی و آگاه ساختن آنان نسبت به حقوق حقه خود و تاکید بر برخورداری زنان از شخصیت مستقلی که اساس آن عفت، وقار و پایبندی به دین اسلام باشد

    5ـ فعال ساختن نهادهای بانوان به عنوان بخشی از نهادهای جامعه.

    6ـ تاسیس واحدهای آموزشی در روستاها در زمینه بافت فرش و قالی به منظور ایجاد فرصت های شغلی برای زنان روستایی.

    7ـ حمایت از توانمندی های زنان در فعالیت های عمومی و نشان دادن نقش آنان در آبادانی و توسعه جامعه.

    8ـ حمایت از ثبات و آرامش خانواده از طریق اموری همچون:

    ـ توسعه قوانین ویژه زنان شاغل با هدف ایجاد ثبات در خانواده و حمایت و سرپرستی نوزادان .

    ـ حمایت از خانواده هایی که خانه های شان تخریب و فرزندان شان تحت تعقیب و یا بازداشت قرار گرفته اند

    ـ تاسیس درمانگاه ها و بیمارستان های مناسب به منظور گسترش بهداشت عمومی خانواده ها به ویژه بهداشت زنان و کودکان

    ـ حمایت زنان در برابر تمامی مسائلی که به شخصیت شان لطمه وارد می سازد و مبارزه با هر گونه تعامل با زن به عنوان کالای تبلیغاتی یا فعالیت های غیر قانونی دیگر

     

    12ـ امور جوانان

    1ـ تاسیس نهادهای ویژه جوانان و توسعه نهادهای موجود به منظور حفظ شخصیت سالم آنان و تشویق فرهنگ گفت و گو در میان جوانان

    2ـ حمایت از باشگاه های وزرشی و فرهنگی و متوقف ساختن هر گونه دخالت در امور جوانان و مبارزه با مسائل منفی موجود در این باشگاه ها

    3ـ حمایت از جوانان خلاق در تمامی عرصه ها و فراهم ساختن فرصت های شغلی و خلاقیت برای جوانان

    4ـ تلاش برای حمایت و مصون نگه داشتن جوانان از تمامی عوامل بزه کاری و انحرافات اخلاقی

    5ـ فراهم ساختن فرصت های شغلی مناسب با روحیات جوانان به ویژه دانش آموختگان دانشگاه

    6ـ توسعه عرصه مشارکت جوانان در فعالیت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری هدفمند

    7ـ حمایت از تیم های مختلف ورزشی به منظور مشارکت در مسابقات داخلی، عربی، اسلامی و جهانی و تاسیس سالن ها و ورزشگاه ها

     

    13ـ مسکن

    1ـ اختصاص دادن برخی اراضی عمومی برای تشکیل روستاها و شهرک های مسکونی و توزیع آن در میان افراد کم درآمد به ویژه خانواده های فقیر، شهید، اسیر و کسانی که خانه های شان تخریب شده است.

    2ـ کاهش مشکلات مربوط به مسکن برای اشخاص کم درآمد و کاهش معضل ازدحام جمعیت در منازل مسکونی به ویژه در نوار غزه و برخی مناطق کرانه باختری

    3ـ تاسیس مجتمع های مسکونی سازمانی وابسته به نهادهای عمومی مانند مدارس، بیمارستان ها، دانشگاه ها و دیگر نهادهای عمومی.

    4ـ توزیع عادلانه مجتمع های مسکونی خیریه و تشویق افراد نیکوکار برای مداومت در حمایت از این طرح ها

    5ـ تاکید بر فعال ساختن بخش  ساختمان سازی از طریق فراهم کردن بستری مناسب برای سرمایه گذاری در طرح های مسکونی و پروژه های ساختمان های عمومی. مهمترین بازخورد این اقدام عبارتند از:

    ـ حل معضل بیکاری در میان فلسطینیانی که برای "اسرائیل" کار می کنند به ویژه این که اکثر این افراد دارای مهارت و تجربه کافی در زمینه ساختمان سازی و جذب ده ها هزار کارگر به خصوص کارگران با مهارت پایین تر را دارا می باشند.

    ـ کاهش اجاره بهای ساختمان های که در اختیار دولت قرار می گیرند تا از این رهگذر، بودجه صرف دیگر اولویت ها شود.

    ـ توسعه خدمات اجتماعی از طریق احداث ساختمان های جدید و توسعه ساختمان های موجود به ویژه در زمینه آموزش و امور بهداشت و درمان.

    6ـ احداث مساکن برای کارمندان دون پایه و اقشار کم درآمد از طریق قسط بندی بدون بهره و حمایت از معاملات مسکن و حل مشکلات مردم.

    7ـ توجه به اجرای طرح های زیربنایی در شهرها و روستاها

     

    14ـ بهداشت و محیط زیست

    1ـ اصلاح نظام بیمه و بیمه کردن کلیه شهروندان به ویژه اقشار فقیر و نیازمند جامعه.

    2ـ تعیین جدول زمان بندی شده برای رسیدن به خودکفایی در امور پزشکی در تمامی عرصه ها به منظور جلوگیری از هدر دادن سرمایه ها به علت درمان در خارج

    3ـ توسعه خدمات مراکز درمانی و بهداشت عمومی به منظور تسهیل در امر درمان و کاهش محنت های شهروندان در روستاها و شهر های کوچک

    4ـ ارائه و توسعه خدمات درمانی عمومی برابر با خدمات بخش خصوصی

    5ـ تدوین برنامه های لازم برای توسعه ساخت بیمارستان های پیشرفته بر اساس نیازهای مناطق

    6ـ ایجاد توازن در تخصص و مهارت های بیمارستان ها و توزیع عادلانه توانمندی ها و امکانات پزشکی در تمامی مناطق

    7ـ ارائه کمک های مادی به پزشکان، پرستاران و کارکنان بخش بهداشت در مناطق دور افتاده و آن دسته از کارمندانی که دارای مهارت اندک هستند

    8ـ تشویق خدمات درمانی خصوصی و تخصصی

    9ـ توسعه بخش درمانی (پزشکان، داروخانه ها، پرستاران و اداره های درمانی) متناسب با نیازهای جامعه

    10ـ احداث مراکز درمانی مناسب برای مجروحان و جانبازان فلسطینی

    11ـ ساخت درمانگاه های مناسب و رایگان برای خانواده های شهدا، مجروحان، جانبازان و اسرا

    12ـ تلاش برای داشتن محیط زیستی سالم از طریق توسعه فرهنگ پاکیزگی و درخت کاری جاده ها و پارک ها و تشویق برای احداث پارک ها

    13ـ حمایت از محیط زیست و مهار بحران زیست محیطی از طریق هماهنگی با سازمان های بین المللی و مبارزه با آلودگی مستمر محیط زیست در اراضی فلسطینی که از اقدمات نظامیان و شهرک نشینان صهیونیست ناشی می شود و تلاش برای رسوا نمودن این اقدامات در محافل بین المللی

    14ـ حفظ پاکیزگی سواحل غزه برای گردشگری و مهار هر گونه تعدی به آن از قبیل انداختن زباله و جلوگیری از آلودگی های ناشی از ورود فاضلاب به دریا

    15ـ پیگیری تحقیقات صورت گرفته برای رهایی از بحران زیست محیطی ناشی از وجود مراکز بازیافت زباله ها در شمال نوار غزه و افزایش تعداد محل دفن زباله در نوار غزه و کرانه باختری و برپایی طرح هایی برای استفاده از آن ها.

     

    15ـ کشاورزی

    1ـ توسعه بخش کشاورزی و منابع دامی به منظور تامین مواد غذایی ملت فلسطین و توجه به تولیدات مازاد با هدف صادرات

    2ـ تقسیم اراضی و مشخص نمودن موارد استفاده آن ها مانند اراضی زیر کشت مرکبات، حبوبات، میوه جات و گل و غیره و تدوین قوانین لازم برای توسعه آن ها

    3ـ تشکیل مجدد اتحادیه کشاورزان و فعال سازی آن در تمامی استان های فلسطین به منظور اجرای برنامه ها و سیاست های کشاورزی جهت توسعه و پیشرفت این بخش مهم و حیاتی

    4ـ دادن وام کشاورزی به جای وام بدون بهره و حمایت از کشاورزان با اعطای کمک های غیر نقدی

    5ـ تقویت همکاری میان نهادهای ذیربط در بخش کشاورزی در عرصه سیاست گذاری، ساخت، تولید و بازاریابی و تلاش برای صادارات کالاهای فلسطینی به بازارهای عربی و بین المللی بر اساس توافقنامه های مربوط

    6ـ اجرای طرح توسعه فراگیر روستا به عنوان روشی برای توسعه کشاروزی از طریق فراهم ساختن زیرساخت های ضروری طرح های کشاورزی

    7ـ توسعه طرح های تولید مواد غذایی به منظور استفاده از تولیدات مازاد و تلاش برای توسعه کیفیت دانه، بذر، سموم دفع آفات و کودهای شیمایی ساخت داخل

    8ـ توجه به منابع دریایی و حمایت از حقوق صیادان

    9ـ سازماندهی به واردات و بازاریابی و استفاده از سموم دفع آفات و داروهای کشاورزی و دام پزشکی و قانون مند کردن استفاده از کودهای شیمایی و ارائه خدمات آموزشی در بخش کشاورزی

    10ـ حمایت از اصلاح اراضی و کشاورزی و آبیاری

    11ـ تلاش برای توسعه منابع حیوانی و کاستن شکاف میان عرضه و تقاضا

    12ـ نظارت بر عملکرد سازمان آب های ساحلی به منظور تحقق منافع ملی

     

    16ـ اقتصاد و امور مالی

    خداوند می فرماید:«والذین أنفقوا ولم یسرفوا ولم یقتروا وکان بین ذالک قواما» (الفرقان: 67) و در سوره ای دیگر می فرماید:«یمحق الله الربا ویربی الصدقات» (البقره: 276)

     

    1ـ رسیدن به استقلال و خودکفایی اقتصادی و عدم برقراری هر گونه روابط اقتصادی با رژیم صهیونیستی و رهایی از وابستگی به آن و تلاش برای برخورداری از یک واحد پول ویژه فلسطین

    2ـ بازنگری در قوانین اقتصادی و مالی و توسعه آن

    3ـ فراهم ساختن شرایط حقوقی و اجرایی مناسب به منظور توسعه سرمایه گذاری ها و وضع قوانین اقتصادی الحاقی و پویا مانند قانون منع احتکار و گمرک

    4ـ تلاش برای ایجاد اقتصادی پایدار و تشویق برای رسیدن به خودکفایی و استقلال و دوری از هر گونه مظاهر اسراف و سهل انگاری و مخالفت با طرح های غیر تولیدی یا طرح هایی نظیر تفریح گاه های شبانه و سالن های قماربازی که بنیان های اجتماعی و اخلاقی را نابود می کند.

    5ـ ارائه طرح ها پس از بررسی لازم در مناطق مختلف و توسعه دایره منطقه ای و انسانی این طرح ها به منظور حمایت از آن و کاهش احتمال حمله و محاصره آن توسط رژیم صهیونیستی.

    6ـ بازنگری در قراردادهای اقتصادی بین الملل و توسعه آن مانند:

    ـ قرارداد اقتصادی پاریس

    ـ قرارداد تجارت آزاد با ایالات متحده آمریکا

    ـ قرارداد مشارکت با اتحادیه اروپا

    ـ قرارداد همکاری اقتصادی با مصر و اردن

    7ـ توسعه روابط اقتصادی و تجاری با جهان اسلام از طریق قراردادهای تجاری ویِژه به منظور توسعه اقتصاد فلسطین و کمک به آن برای عدم وابستگی اقتصادی به رژیم صهیونیستی

    8ـ تدوین برنامه ها و سیاست های اقتصادی (مالی، پولی، شغلی، تجاری، صنعتی و کشاورزی) که در طول چهار سال مجلس آینده، برای تحقق توسعه اقتصاد پایدار، تقویت پتانسیل ها، حمایت از قشرهای آسیب پذیر، حفظ همبستگی اجتماعی و تثبیت قیمت ها و دستمزدها تلاش می کند و در نهایت باعث از بین بردن فقر و کاهش میزان بیکاری و جلوگیری از رشد تورم و تحقق رشد اقتصادی و بهبود وضعیت معیشت شهروندان فلسطینی می شود.

    9ـ توسعه زیر ساخت ها متناسب با بخش های صنعتی و کشاورزی و خدمات عمومی و تاکید بر آموزش و تربیت نیروهای کارآمد با توجه به نیازهای بازار و در نتیجه حل معضل وابستگی به اقتصاد "اسرائیل" در زمینه کاریابی.

    10ـ حفظ املاک و دارایی های عمومی و استفاده از آن ها به طوری که منافع نسل کنونی و آینده را در بر بگیرد. این مساله نیازمند اجرای برنامه ای آینده نگر به منظور اصلاح امور مالی و اداری در کلیه نهادها و دستگاه های تشکیلات خودگردان و استفاده بهینه از کمک های بین المللی به منظور تحقق اهداف توسعه پایدار به دور از هر گونه اسراف و سوء استفاده و نیز تحقق عدالت اجتماعی

    11ـ بازنگری در قیمت های گاز و فراورده های نفت، آب، برق و تلفن، به منظور کاهش مشکلات شهروندان

    12ـ توجه به بخش های تولیدی از طریق اجرای نتایج به دست آمده از تحقیقات نوین علمی به ویژه نتایج تحقیقاتی که توانمندی های داخلی اقتصاد فلسطین را بالا می برد

    13ـ تنظیم سیاست های تجاری و گمرکی فلسطین به گونه ای که باعث رشد و توسعه اقتصاد شده و در راستای اهداف تجارت خارجی فلسطین باشد.

    14ـ اصلاح مجدد قانون مالیات بر درآمد، به منظور کاهش مشکلات افراد کم درآمد و اصلاح مالیات های غیر مستقیم در اقتصاد فلسطین و کاهش مالیات ارزش افزوده متناسب با سطح توسعه فلسطین

     

    17ـ کار و کارگر

    1ـ احترام، توسعه و حمایت از سندیکاها و جمعیت های فنی و حرفه ای و متخصص

    2ـ تلاش برای مشخص کردن حداقل دستمزد بخش های مختلف کارگری به منظور فراهم سازی سطح مطلوبی از زندگی سعادتمندانه

    3ـ اجرای طرحی ملی مبتنی بر توسعه توانمندی های داخلی اقتصاد فلسطین و استفاده بهینه از اموال عمومی (کمک های داخلی و بین المللی) برای مقابله با پدیده بیکاری

    4ـ انتشار فرهنگ کارگری و آگاهی و روشنگری در زمینه حقوق و وظایف کارگران در تمامی بخش ها با استفاده از تمامی وسایل مشروع

    5ـ برخورداری کارگران تمامی بخش ها از بیمه درمانی

    6ـ توسعه قوانین مربوط به کار، اتحادیه های کارگری و توسعه این اتحادیه ها به منظور تضمین حقوق کارگران و حق آنان در فعالیت های صنفی همگام با تحولات کنونی و تحقق عدالت در میان تمامی کارگران

    7ـ سازگاری حقوق و دستمزد کارگران با میزان تورم در جامعه

     

    18ـ راه سازی و گذرگاه ها

    1ـ ساماندهی به وضعیت جاده ها بر اساس استانداردهای نوین

    2ـ احداث راه های جدید میان شهرها و روستاها با در نظر گرفتن حق شهروندان در دریافت زیان های احتمالی ناشی از ساخت مسیرهای ارتباطی

    3ـ تاکید بر ارتباط جاده ای آزاد و فعال میان کرانه باختری و نوار غزه

    4ـ بازگشایی گذرگاه آزاد میان اراضی فلسطینی و مصر و اردن و مخالفت با هر گونه مداخله خارجی در هر منصبی که باشد

    5ـ تلاش برای بازگشایی بندر و فرودگاه غزه با هدف توسعه اقتصاد فلسطین و خدمت رسانی به فلسطینیان در زمینه ارتباط آنان با داخل و خارج

     

    پایان

    انتفاضه مبارک الاقصی حقایق جدیدی را در فلسطین به وجود آورده است. این انتفاضه توافقنامه "اسلو" را پشت سر گذاشته است، ضمن آنکه طرف های مختلف از جمله رژیم صهیونیستی در خصوص ناکامی این توافقنامه اعتراف کرده اند.

    ملت فلسطین اکنون بیش از پیش هوشیار، متحد و باتجربه هستند. حماس امروز قدم در عرصه انتخابات گذارده است و به یاری خداوند و همکاری با انسان های غیور و شریف توانسته است مقاومت را تقویت کند و آن را در دل و جان مردم تثبیت نماید.

    برادر و خواهر رای دهنده! این برنامه ماست که آن را به شما ارائه نموده ایم و ما اکنون برای رسیدن به آرمان های فلسطین در کنار شما تلاش می کنیم و دست در دستان شما نهاده ایم و برای تحقق این مهم هرگز مدعی اعجاز نیستیم، اما با کمک یکدیگر بسان امتی واحد و آزاد و آگاه در راه تحقق طرح ملی و اهداف بزرگ خود از هیچ تلاشی دریغ نخواهیم کرد.

    رای دهندگان فلسطینی! بدانید که خداوند سبحان اجر کارهای نیک را می دهد و منزلت آن را بالا خواهد برد. لیست ما شامل نمایندگانی امین، توانا و کارآمد است که خالصانه برای خدا، ملت و مساله فلسطین خدمت می کنند. بر همین اساس مطمئن باشید که این افراد به وعده ها و شعارهای خود عمل خواهند کرد.

    برادر و خواهر رای دهنده فلسطینی:

    هنگام انداختن رای خود درون صندوق مسئولیت خود در برابر خداوند را به یاد آرید... شما مسئول انتخاب نمایندگان خود هستید؛ چرا که نماینده مورد انتخاب شما هنگامی که درباره دین، وطن و آینده سخن می گوید، گو این که به نیابت از شما سخن می گوید بنابراین در انتخاب خود دقت کنید تا خداوند و رسولش از شما خشنود باشد که «إن خیر من إستأجرت القوی الأمین»

     آری در انتخاب خود دقت کنید تا سعادتمند شوید و ملت شما نیز به اذن پروردگار خوش بخت شود..

     

    "اسلام تنها راه حل" شعار و روش ما در لیست "تغییر و اصلاح"

    برنامه ما راهی است برای ساخت جامعه ویران ناشی از اشغالگری و حمایت از مقاومت. برنامه ما راهی است برای تقویت وحدت ملی و اسلامی و رسیدن به آزادی کامل میهن و برنامه ما برنامه ای است برای  ملت و کل سرزمین فلسطین.

    «وقل اعملوا فسیری الله عملکم ورسوله والمومنون وستردون الی عالم الغیب والشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون) (التوبه 105)

    برادر و خواهر فلسطینی

    (رای تو امانتی است بر گردن تو پس جز به حق رای نده)   

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384 1:16

    اتاق های گاز در جنگ جهانی دوم ؛ واقعیت یا افسانه ؟


    اتاق های گاز در جنگ جهانی دوم ؛ واقعیت یا افسانه ؟

    این روزها بحث های زیادی در باره هولوکاست در رسانه ها گفته و شنیده می شود و این مسئله با نزدیکی به 27 ژانویه که روز آزاد سازی اردوگاه کار اجباری آشویتس در جنگ جهانی دوم است، می تواندجنجالهای فراوان ساختگی و بحث های رسانه ای را همچون گذشته به همراه خود یدک بکشد.

    خبرگزاری "مهر" - گروه بین الملل : هولوکاست که امروزه از آن به «مرغ تخم طلای» صهیونیسم نیز تعبیر شده است امروزه موافقین و مخالفین پر و پا قرصی دارد و یکی از ابعاد پیچیده آن اردوگاههای کار اجباری نازی ها و نحوه کشتار در این اردوگاهها بوده است.

    یهودیان بر این باورند که همکیشان آنها در این اردوگاهها در اتاق های گاز خفه می شدند و در کوره های آدمسوزی سوزانده و به خاکستر تبدیل می شدند و این مهمترین بعد جنجال بر انگیز این ماجراست که مورخین آن را به چالشی سخت کشانده اند.

    در همین موضوع شاید بتوان پروفسور روبر فوریسون و کتابش تحت عنوان "اتاق های گاز در جنگ جهانی دوم؛ افسانه یا واقعیت؟" را یکی از مهمترین افراد و آثاری دانست که این موضوع را با بحرانی عمیق رو به رو ساخته است.

    روبر فوریسون که خود استاد دانشگاه لیون درفرانسه بود می گوید : که من تا سال 1960 به واقعیت کشتار بزرگ در اتاق های گازاعتقاد داشتم. پس از 14 سال تفکرشخصی و سپس 4 سال تحقیق، همانند 20 تن ازنویسندگان تجدید نظرطلب در این موضوع، اطمینان یافتم که با یک دروغ تاریخی مواجه هستم. از اردوگاه آشویتس و بیرکنائو چندین مرتبه بازدید کردم . در اشتراتوف در آلزاس فرانسه و مجانک در لهستان مکان هایی را که به عنوان اتاق گاز معرفی می شدند، بررسی کردم.

    وی در ادامه می گوید: در مرکز اطلاع رسانی معاصر یهود در پاریس ، آرشیوها، دست نویس ها، عکس ها، شهادت های کتبی و هزاران سند دیگر را مطالعه کردم. برای یافتن پاسخ، بی وقفه از متخصصین و تاریخ دانان پرسش کردم. سال ها، اما بیهوده، به دنبال فقط یک بازمانده از بازماندگان جنگ جهانی دوم که به چشم خود "اتاق های گاز" را دیده باشد؛ به ویژه به کثرت مدارک ادعایی در این مورد وقعی نمی گذاشتم. حتی به یک مدرک، فقط یک مدرک راضی بودم، اما همین یک مدرک را هم نیافتم. در مقابل، آنچه یافتم، تعداد بی شماری مدارک مجعول بود؛ پس از آن با سکوت، مزاحمت، دشمنی و بالاخره افترا، توهین، محاکمه و ضرب و جرح مواجه شدم.

    وی در نشستی با خبرنگار مهر در باره عدم تحمل سازمان های یهودی در باره انتقاد چنین گفت : سال ها پیش من سفری به واشنگتن داشتم و درآنجا از موزه یادبود هولوکاست در واشنگتن که یکی از گرانقیمت ترین موزه های جهان به شمار می رود دیدار کردم. شما وقتی وارد این موزه می شوید به شما چنین القا می شود که آلمان و متحدین مسئول کشته شدن یهودیان هستند اما همین که به انتهای موزه می رسی صحنه ها با زرنگی تمام طوری طراحی شده است که به شما این نکته را به خوبی القاء می کند که مقصر اصلی آمریکا بوده است و آنها از این اقدام اهدافی دارند و می خواهند به آمریکائیها بگویند که مسئول هستند و الان باید جبران کنند.

    وی افزود: من از موزه بازدید کردم و در نهایت بر روی دفتری که در کنار پله ای برای یاد داشت های بازدید کنندگان گذاشته بودند نوشتم؛«من از موزه بازدید کردم و آن چیزی را که به دنبالش بودم در آن نیافتم»، در همین حین از رئیس موزه که در آن زمان «مایکل برنبائوم» بود درخواست ملاقات کردم و در همین حال نیز از دو جوان آمریکایی که از موزه بازدید می کردند درخواست کردم تا کنار من بیایند و واکنش رئیس موزه به اظهاراتم را شاهد باشند. یکی از افراد موزه به وی اطلاع داد که فردی به نام فوریسون می خواهد شما را ملاقات کند. وی که اسم مرا بسیار شنیده بود از شنیدن بازدید من از موزه یکه خورد و برای دیداربا وی به اتاق او راهنمایی شدم. درهمین حین شروع به بحث کردیم و استدلال های خود را در باره موزه و هولوکاست برای وی بیان کردم که ناگهان وی برآشفت و به من گفت می خواهی با مشت سوراخت کنم دو جوان آمریکایی با دیدن واکنش های مسئول موزه بسیار شگفت زده شدند .

    گرچه این تحقیقات منجر به اخرج فوریسون از دانشگاه و ضرب و شتم در اماکن عمومی گردید لیکن بسیاری از ابعاد مافیایی این موضوع را مشخص ساخت و یکی از مهمترین دست آوردهای این مسئله جعلی بودن اتاق های گاز موجود در اردوگاه های نازی ها می باشد.

    فوریسون دراثرخود که نوام چامسکی اندیشمند بنام یهودی برآن مقدمه نوشته است در 5 قسمت موضوع را مورد بررسی و مطالعه دقیق قرارمی دهد و دراین پنج قسمت سعی کرده تا با توجه به مطالعات خود بر روی اسناد به زبان های مختلف و در آرشیوهای مختلف عدم امکان وجود فیزیکی و عملی اتاق های گاز در آشویتس را مورد تائید قرار می دهد.

    به ندرت می توان شهودی را یافت که شجاعت لازم برای ذکر این عبارت را داشته باشد و بگوید که"من در زندان آشویتس بودم و به شما اطمینان می‌دهم که در آنجا اتاق گاز وجود نداشت". این شهود در دادگاه ها مورد اذیت و آزار قرار می‌ گیرند. حتی امروز هم درآلمان این ذهنیت وجود دارد که اگرعبارتی درحمایت ازتیز‌‌کریستوفرسن Thies Christopherson (که نویسنده کتاب فریبکاری آشویتس است وخود دراردوگاه بوده است) آورده شود، فرد متهم به افترا به مردگان شده ومورد مجازات قرار می‌گیرد.

    بلافاصله پس ازجنگ، آلمان ها، صلیب سرخ جهانی، واتیکان و دیگران این عبارت را بارها تکرار کردند که "هیچ چیز در مورد اطاقهای گاز نمی‌دانیم" اما با وجود این، این سؤال مطرح می شود که آیا می‌توان از اتفاقاتی که هرگز رخ نداده است، اطلاعی به دست آورد؟

    واقعیت این است که حتی یک اتاق گاز نیز در اردوگاههای کار اجباری آلمانی وجود نداشته است. عدم وجود اتاقهای گاز در آلمان نازی می‌تواند خبری مسرت‌بخش باشد. پنهان کردن این خبر برای آیندگان عادلانه نیست. همانطور که با دروغین خواندن "فاطیما" Fatima هیچ دینی مورد انتقاد قرار نمی‌گیرد، با این واقعیت هم که اتاقهای گاز آلمان نازی یک دروغ تاریخی است، هیچ گزندی به بازماندگان اردوگاههای کار اجباری وارد نخواهد آورد. صداقت وظیفة هر فردی است.

    نتیجه 40 سال تحقیق و تدوین محققین و مورخین این است که :

    "اتاقهای گاز" در دوران هیتلر هرگز وجود نداشته‌اند. نسل‌کشی (یا "قصد نسل‌کشی") یهودیان هرگز اتفاق نیفتاده است. به عبارت دیگر، هیتلرهرگزبه دلیل نژاد یا مذهب دستوریا اجازه کشتارکسی را صادر نکرده است. اتاقهای گاز و "نسل‌کشی" هر دو دروغ هستند. این دروغ، که اساس صهیونیستی دارد، موجب فریب سیاسی و مالی بسیاری به نفع کشور اسراییل شد.

    بسیاری از منابع موثق چنین استدلال می کنند که اصلی‌ترین قربانیان این پدیده، مردم آلمان (و نه دولتمردان آن) و همه مردم فلسطین هستند. قدرت عظیم سرویس اطلاعات روسیه و تبلیغات رسانه ای آمریکا، موفقیت این دروغ را تضمین کرد و آزادی بیان افرادی را که با آن به مخالفت برخاستند، از آنها گرفت.

    هواداران این دروغ خود می‌دانند که پایان آن فرا رسیده است، این افراد هدف و طبیعت تحقیق تجدیدنظرطلبانه را تحریف می‌کنند. آنها با "احیاء نازیسم" یا "مغلطه تاریخ" که واقعیتهای تاریخی هستند، مخالفند.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384 1:15

    هشدار به توطئه آمریکا برای ایجاد تفرقه میان لبنانی ها


    ابراز تاسف از مواضع اخیر ولید جنبلاط درباره مقاومت لبنان/ هشدار به توطئه آمریکا برای ایجاد تفرقه میان لبنانی ها/ تاکید بر ضرورت گفتگوی لبنانی ها برای حل مشکلات به دور از دخالتهای خارجی

    دبیرکل حزب الله لبنان با هشدار به توطئه آمریکا برای ایجاد اختلاف و تفرقه میان گروههای مختلف لبنانی و انتقاد از مواضع اخیر جنبلاط درباره سلاح مقاومت، گفتگوی داخلی میان همه لبنانی ها را تنها راه برای حل مشکلات به دور ازدخالتهای بیگانگان اعلام کرد.

    به گزارش خبرگزاری مهربه نقل ازروزنامه لبنانی الدیار،ولید جنبلاط اخیرا در جمع طرفدارانش در مختاره سلاح مقاومت را سلاحی پست دانسته و گفته ما قوی تر از سلاح پست مقاومت هستیم همچنانکه قوی تر از سلاحی هستیم که دعوت به آزاد سازی می کند، هرچند پس از واکنش قاطع لبنانی ها، جنبلاط مدعی شد که منظور سلاح مقاومت نبوده است.

    سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان تمایل و آمادگی این حزب برای ادامه گفتگوها با همه طیف های لبنانی برای دستیابی به یک راه حل درمورد بحران درهیئت دولت لبنان را اعلام کرد.

    دبیرکل حزب الله لبنان درجریان نشستش با جمعی ازاعضای هیئت شورای ملی اطلاع رسانی به مسئله گفتگو با دولت جهت حل بحران پرداخت و تاکید کرد:حزب الله آماده گفتگو با همه طرفهای لبنانی وبه گفتمان پایبند است، اما یک گروه سومی تلاش می کند تا این گفتگو را به شکست بکشاند و کشور را به بن بست شدید بکشاند،و ولید جنبلاط رهبر درزیها در راس این گروه می باشد.

    وی به انتقادها و سیاست انتقاد آمیز علیه حزب الله به رهبری جنبلاط اشاره وخاطر نشان کرد: " وی(جنبلاط) ازاوائل ماه گذشته همچنان به انتقاد ازمقاومت ادامه می دهد، هرچند که ما تصمیم گرفتیم به این انتقادها پاسخ ندهیم، ولی آنچه درروز شنبه اتفاق افتاد یک نوع تجاوز به پاک ترین چیزها یعنی سلاح مقاومت بود، بنابراین جنبلاط با انتقاد ازسلاح مقاومت، عملا لبنان را در پرتگاه جهنم قرار داده است."

    سید حسن نصر الله همچنین به گفتگو با سعد الدین الحریری نماینده پارلمان و فرزند رفیق حریری نخست وزیر اسبق لبنان اشاره کرد و گفت : "توافق صورت گرفته برای نخستین بارنقض شد و برای دومین بار این توافق در دولت فواد سنیوره نخست وزیر تحت شعارحاصل نشدن تفاهم با تمام گروههای موسوم به14 مارس نقض شد، اما حقیقت امراین است که آمریکا برای رد هر گونه توافق ومانع تراشی در گفتگو و به شکست کشاندن گفتگوها طرحهایی در دست اقدام دارد."

    دبیر کل حزب الله لبنان ازاینکه ولید جنبلاط نماینده پارلمان لبنان مسئولیت "اجرای شرطهای آمریکا را در برعهده گرفته" ابراز تاسف کرد.

    سید حسن نصر الله ازاینکه دیوید ولش معاون وزیرامورخارجه آمریکا درامورخاورمیانه برای تحریک لبنانی ها علیه یکدیگرو علیه حزب الله وسوریه به منطقه آمده، ابراز تعجب کرد و گفت: " متاسفم ازاینکه سلسله نشست ها و دیدارهایی با رهبران لبنانی برگزار شد درحالی که نشست با امیل لحود رئیس جمهوری ونبیه بری رئیس پارلمان رد شد."

    دبیرکل حزب الله لبنان با تاکید براینکه لبنانی ها هیچ چاره ای جز توافق ندارند وطرفهای لبنانی باید دیریا زود پای میزمذاکره بنشیند، تصریح کرد: "این گفتگوها در نهایت به توافق بین گروهها منجرخواهد شد، پس چرا ما باید بجای استفاده ازفرصت توافق فرصت نزاع را انتخاب کنیم ؟."

    سید حسن نصر الله درعین حال عملکرد نیروهای امنیتی دربیروت به هنگام تظاهرات روز شنبه را محکوم کرد و گفت : "حمله به دانشجویان و هر گروهی دیگر را محکوم می کنیم، زیرا با خشونت با آنها رفتار شد زیرا آنها تلاش می کردند تنها نظرو عقیده خودشان را به دولت بیان کنند."

    به گزارش مهر، دبیر کل حزب الله تاکید کرد: "هیچ کس موفق نخواهد شد، سلاح مقاومت را درداخل از مسیر خود منحرف کند و ما درک می کنیم که هدف اساسی ازانتقادها علیه ما منحرف کردن مقاومت از مسیر خود است."

    سید حسن نصر الله درپاسخ به سوالی درمورد طرح "میشل عون" نماینده پارلمان لبنان برای تشکیل دولت متحد ملی گفت :" اگربه توافق نامه های منعقد شده با سعدالدین الحریری مراجعه نشود، گزینه تشکیل دولت متحد ملی هست درغیر این صورت ما به سراغ برگزاری انتخابات پارلمانی زود هنگام خواهیم رفت."

    وی گفت :" آنچه که طی روزهای اخیرو درفاصله یک هفته گذشته ازاظهارات انتقاد آمیز وحمله به کرامت و شرافت مقاومت صورت گرفت،هیچ کس نمی پذیرد وهیچ کس درسکوت باقی نمی ماند. به همین علت حزب الله به ولید جنبلاط پاسخ داد، زیرا وی درمختاره به طورمستقیم ضمن انتقاد ازمقاومت، شرافت نیروهای حزب الله ومقاومت را زیرسوال برد و ما به هیچ عنوان آن را نمی پذیریم، اما با این همه ما وی را دشمن نمی دانیم وهیچ توجیهی برای قطع رابطه با وی نیست، بلکه ما آماده گفتگوهستیم و ما آماده گفتگو هستیم و چاره ای جز گفتگو نیست واین گفتگواست که در نهایت منجر به حصول توافق می شود."

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384 1:15

    کفیل نخست وزیری اسرائیل تیم هسته ای به مسکو اعزام می کند


    کفیل نخست وزیری اسرائیل تیم هسته ای به مسکو اعزام می کند

    ایهود اولمرت کفیل نخست وزیری رژیم صهیونیستی تصمیم دارد به منظور تحت فشار قرار دادن روسیه برای گرفتن موضع سخت علیه برنامه صلح آمیز هسته ای ایران هیئتی را به مسکو اعزام کند.

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل ازخبرگزاری فرانسه، یک مسئول بلند پایه رژیم صهیونسیتی اعلام کرد: هیئتی از مسئولان امنیتی و متخصصان در امور انرژی هسته ای اسرائیل عصر امروز به مسکو می روند تا فعالیت های هسته ای ایران را مورد بررسی قرار دهند.

    اعزام هیئت اسرائیلی به مسکو به دستور شخص ایهود اولمرت جانشین موقت آریل شارون( که همچنان در پی سکته مغزی در بیمارستان هداسا قدس اشغالی بستری است) صورت گرفت .

    مسئول بلند پایه دردفترنخست وزیررژیم صهیونیستی ادامه داد: تصمیم برای سفر این هیئت به روسیه دوماه پیش توسط آریل شارون نخست وزیر اسرائیل با هدف مبادله دیدگاهها و نقطه نظرات و اطلاعاتی درمورد میزان پیشرفت برنامه های هسته ای ایران اتخاذ شد.

    به گفته مسئول بلند پایه اسرائیلی، درتیم اعزامی به مسکو ژنرال ذخیره" گیورا ایلان" مشاورامنیت ملی،"جدعون فرانک " رئیس کمیته انرژی هسته ای و شماری دیگر از کارشناسان هسته ای و مسئولان امنیتی اسرائیل حضور دارند.

    تلاشهای رژیم صهیونیستی برای تحریک غرب و آمریکا بر ضد برنامه صلح آمیز هسته ای ایران در حالی است که این رژیم با داشتن زرادخانه ای با بیش از 300 کلاهک هسته ای بزرگترین خطر را علیه امنیت و صلح منطقه ای وجهانی ایجاد کرده است، اما درسایه حمایت های قدرتهای سلطه گر و معیارهای دوگانه آمریکا و غرب نه تنها برنامه تولید سلاحهای کشتارجمعی خود را متوقف نمی کند، بلکه به گسترش و توسعه آن نیز ادامه می دهد.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384 1:14

    آیا فلسطینیان سرزمین خود را به یهودیان فروخته اند؟!


    آیا فلسطینیان سرزمین خود را به یهودیان فروخته اند؟!

    این موضوع یکی از موضوعات مهمی است که فلسطینیان به ویژه دانشجویان و روشنفکران باید آن را خوب بفهمند و حقایق و ارقام آن را حفظ کنند. بدین دلیل که:

    این موضوع یکی از موضوعات مهمی است که فلسطینیان به ویژه دانشجویان و روشنفکران باید آن را خوب بفهمند و حقایق و ارقام آن را حفظ کنند. بدین دلیل که:

    1ـ بسیاری از عربها شایعه هایی را که از سوی یهودیان منتشر شده و توسط همفکران آنان رواج یافته است، باور کرده اند. مهمترین این شایعات این است که ملت فلسطین سرزمین خود را به یهودیان فروخته اند پس چرا از ما می خواهند سرزمینی را که پول آن را گرفته اند، آزاد کنیم؟! این سئوال بارها در کشورهای مختلف عربی به گوش شخص من رسیده است و متوجه شدم که آن شایعات در کشورهایی که برای آزادی فلسطین فعالیت می کنند رواج بیشتری دارد.

    2ـ منبع این شایعات نویسندگانی هستند که در اکثر روزنامه های منتشره در کشورهای عربی مطلب نوشته اند. آنها دروغهای زیادی را اشاعه داده و کوشیده اند به وجهه مبارزات فلسطینیان به هدف ایجاد بی تفاوتی در بین ملت خود لطمه بزنند. آنها آن قدر دامنه دروغهای خود را گسترده کرده اند که حتی آن را به نظامیان نیز تعمیم می دهند به طوری که گفته اند فلسطینیان یک افسر عربی را به قیمت پنج پوند و یک سرباز را به قیمت یک پوند به یهودیان فروخته اند.

    3ـ شماری از روزنامه های رسمی کشورهای عربی همچنان منبر نویسندگانی است که خود را در صف دشمنان این امت قرار داده اند، آنها در حمله به فلسطینیان و بدنام کردن آنها از هیچ امری فروگذار نیستند. مقاله ای را از یک نویسنده معروف در روزنامه عربی صاحب نامی خواندم که در آن به فلسطینیانی که با ملت عراق به سبب حمله آمریکاییها به آن ابراز همدردی کرده بودند، حمله کرده و گفته بود:"این ملت پست که زمینهای خود را به یهود فروخته اند..."

    4ـ این اتهام حتی در بین روشنفکران نیز رواج دارد. ما این مطلب را به هنگام گفتگو با روشنفکران عرب که در عربستان و کشورهای خلیج کار می کنند، می شنیدیم. یکی از آنها گفته بود:"شما هر آنچه را آزاد کردیم فروختید.... هر آنچه آزادش کردیم آن را فروختید.

    5ـ ترویج دهندگان این شایعه را هنگامی که مقاومت ملت فلسطین بر ضد یهود شدت می گیرد، اشاعه می دهند تا از این طریق هر گونه احساس همدردی ملی و عربی را با فلسطینیان از بین ببرند.

    6ـ ملت فلسطین که بیش از هشتاد سال است پرچم جهاد و مقاومت را بر دوش دارد و صدها هزار شهید را تقدیم این راه کرده است و هنوز هم می کند علی رغم ائتلاف دشمنان بر ضد آنها به تنهایی و استوار و شکیبا در میدان جهاد ایستاده اند، و این در حالیست که خویشاندانشان آنها را تنها گذاشته اند و حتی بر ضد آنها توطئه می کنند. این ملت استحقاق آن را دارد که با انصاف با آن برخورد و از آن دفاع شود. هر فرد منصفی که این ملت را می شناسد یا وصف آن را شنیده است، به این امر شهادت می دهد. ما در این باره فقط سخن هیتلر را در نامه وی به "المان سودیت" نقل می کنیم:"المان! فلسطینیان عرب را الگوی خود قرار دهید، آنها به طور همزمان با انگلیس بزرگ ترین امپراطوری جهان و یهودیان با شجاعت هر چه تمام تر مبارزه می کنند که در دنیا هیچ یار و یاوری ندارند در حالی که تمام آلمان از شما حمایت می کنند.

    7ـ سزاوار نیست که پژوهشگران و روشنفکران فلسطینی که ملتشان متهم شده است، نتوانند اطلاعات و حقایقی ارائه دهند که این اتهامات را رد کند.

    من از جنبه علمی و بی طرفانه به این موضوع می پردازم تا از فلسطینیان که شایستگی آن را دارند، دفاع کنم و اشتباهاتشان را به آنها گوشزد کنم. من این اطلاعات را از کتابها و اسناد موثقی به دست آورده ام.

    مساحت زمینهایی که تا سال 1948 به دست یهودیان بدون جنگ و خونریزی افتاد حدود 200 هزار هکتار بود یعنی معادل 8/8 درصد از مساحت فلسطین که دو میلیون هفتصد هزار هکتار است.

    یهودیان به این مقدار از زمینها به روشهای زیر دست یافته اند:

    روش اول:

    65 هزار هکتار از این زمینها که به دست یهودیان افتاده است بخشی از آن به سبب زندگی در فلسطین مانند بقیه اقلیتهایی که صدها سال در فلسطین زندگی کرده اند و بقیه آن به کمک والیان ترک فراموسونری که دولت اتحاد و ترقی آنها را بر فلسطین گمارده بود و بیش از 90 درصد از اعضای آن از یهودیان بودند، به دست یهودیان رسیده است. جمعیت اتحاد و ترقی بر ضد سلطان عبد الحمید توطئه و آن را برکنار کرد زیرا وی با تمامی پیشنهادهایی که از سوی یهودیان برای دستیابی به سرزمین فلسطین ارائه می شد، مخالفت می کرد. از جمله این پیشنهادها اعطای پنج میلیون لیره طلای انگلیسی به نفع شخصی وی و پرداخت تمامی بدهکاری دولت عثمانی که بالغ بر 33 میلیون لیره طلا بود، ساختن ناوگان برای حمایت از امپراطوری عثمانی به ارزش 120 میلیون فرانک طلا و اعطای 35 میلیون لیره طلا وام بدون بهره به منظور کمک به اقتصاد دولت عثمانی و تأسیس دانشگاه عثمانی در قدس.

    روش دوم:

    یهودیان با کمک دولت تحت الحمایه انگلیس مستقیماً به 66500 هتکار از زمینهای فلسطین دست یافتند که از راههای زیر به آنها داده شد:

    1ـ اعطای 30 هزار هکتار از سوی نماینده عالی رتبه انگلستان به آژانس یهودی.

    2ـ فروش 20 هزار هکتار به شکل صوری به آژانس یهودی از سوی نماینده عالیرتبه انگلستان.

    3ـ اهدای زمینهای سلطان عبد الحمید در منطقه های الحوله و بیسان ـ امتیاز الحوله و بیسان ـ به مساحت 16500 هتکار از سوی حکومت تحت الحمایه انگلستان به آژانس یهودی.

    روش سوم:

    یهودیان 60600 هکتار را از زمین داران لبنانی و سوری خریداری کردند. این زمین داران هنگامی که سوریه، لبنان، اردن و فلسطین یک کشور تحت حمایت دولت عثمانی محسوب می شد و به بلاد شام یا سوریه بزرگ معروف بود، به این زمینها دست یافته بودند. ترکیه شکست خورد و بلاد شام اشغال و به چهار دولت یا مستعمره تبدیل شد، سوریه و لبنان تحت اشغال فرانسه درآمد، انگلستان شرق اردن را اشغال کرد و فلسطین نیز به دولت تحت الحمایه انگلستان واگذار شد تا بنابر توطئه ای وطن ملت یهود درآید، بسیاری از مالکان سوری و لبنانی در یک کشور زندگی می کردند و زمینهای آنها در کشور دیگر قرار گرفت بسیاری از آنها فرصت را غنیمت شمردند و زمینهای خود را در فلسطین به یهودیانی فروختند که قیمتهای نجومی را برای آن می پرداختند، آنها با این پولها ساختمانهای مرتفع در بیروت، دمشق و مکانهای دیگر بنا کردند. اسامی خانواده هایی که این زمینها را فروخته اند به شرح زیر است:

    1ـ خانواده سرسق بیروتی ـ میشل سرسق و برادرانش 40 هزار هکتار را در دشت مرج ابن عامر که از حاصلخیزترین زمینهای فلسطین محسوب می شد و 2546خانواده فلسطینی در آن سکونت داشتند، فروختند. این خانواده های فلسطینی از روستاهای خود بیرون رانده شدند تا خانواده های یهودی که از اروپا و جاهای دیگر آمده بودند، در جای آنها ساکن شوند.

    2ـ خانواده سلام البیروتیه 16500 هکتار از زمینهای خود را به یهودیان فروختند. دولت عثمانی امتیاز آبادانی این زمینها را در اطراف دریاچه الحوله به آنها اعطا کرده بود تا پس از آن به کشاورزان فلسطینی بفروشند، اما آنها این زمینها را به یهودیان فروختند.

    3ـ خانواده بیهم و سرسق ( محمد بیهم و میشل سرسق) امتیاز دیگر زمینهای منطقه الحوله را به یهودیان فروختند. این زمینها برای آبادی و واگذاری به کشاورزان فلسطینی به این خانواده ها اعطا شده بود اما آنها این زمینها را به یهودیان فروختند.

    4ـ آنتون تیان و میشل تیان برادر وی زمین خود را به مساحت 535 هکتار که در وادی الحوارث واقع شده بود به یهودیان فروختند و یهودیان نیز بر همه زمینهای وادی الحوارث به مساحت 3200 هکتار مستولی شدند و به کمک انگلیسیها ساکنان آن را به این بهانه که نمی توانند اسناد مالکیت خود را بر این زمینها که از صدها سال پیش در اختیار داشتند، ارائه دهند، بیرون راندند.

    5ـ خانواده قبانی بیروتی 400 هکتار زمین را که در دشتهای قبانی واقع شده بود، به یهودیان فروختند و یهودیان نیز بر بقیه زمینهای آن منطقه سیطره یافتند.

    6ـ خانواده صباغ و خانواده توینی اهل بیروت روستاهای الهریج، دار البیضا و انشراح ـ نهاریا ـ را به یهودیان فروختند.

    7ـ خانواده های القوتلی و الجزائری و مردینی سوری بخش بزرگی از زمینهای صفد را به یهودیان فروختند.

    8ـ خانواده یوسف اهل سوریه بخش بزرگی از شرکت The Palestinian Land Developmek CompanY را به یهودیان فروخت.

    9ـ خیرالدین الاحدب، وصفی قدوره، ژوزف خدیج، میشل سرجی، مراد دانا، الیاس الحاج اهل لبنان مساحت زیادی از زمینهای فلسطین در مجاورت لبنان را به یهودیان فروختند.

    روش چهارم:

    علی رغم همه این شرایط که ملت فلسطین در آن قرار گرفت و قوانین ظالمانه ای که نماینده عالی رتبه انگلستان که در اصل یهودی بود، وضع کرد، اما مجموع زمینهایی که در طول سی سال از سوی فلسطینیان به یهودیان فروخته شد فقط 30 هزار هکتار بود که اکثر فروشندگان آن خائن تشخیص داده و بسیاری از آنها به دست فلسطینیان ترور شدند.

    عوامل سهل انگاری برخی از فلسطینیان و گرفتار شدن آنها در این اشتباه موارد زیر است:

    1ـ ناآگاهی فلسطینیان از اهداف یهودیان در ابتدای اشغال فلسطین توسط انگلیسیها، آنها مثل بقیه اقلیتها با یهودیان برخورد می کردند و این رفتار آنها نیز از دستورات دین اسلام سرچشمه گرفته بود که در آن بر خوش رفتاری با اقلیتهای دینی تأکید شده است.

    2ـ وضع قوانین انگلیس از سوی دولت تحت الحمایه که در آن نهایت تلاش برای فراهم کردن شرایط دستیابی یهودیان به این زمینها لحاظ گردید که از جمله آن قوانین، قانون سند تحت الحمایگی بود که در ماده دوم آن چنین آمده بود: دولت تحت الحمایه مسئولیت دارد فلسطین را از نظر سیاسی، اداری و اقتصادی طوری قرار دهد که برای تشکیل یک وطن ملی یهود آماده گردد.

    در یکی از مواد این قانون با فلسطین بر اساس مقتضیات برخورد می شود: به شرطی که قانونگذاری عمومی و اصول عدل و انصاف در فلسطین به مقداری که شرایط اجازه می دهد، اجرا شود و به هنگام اجرای آن اصلاحاتی که مقتضی احوال عمومی است رعایت گردد. در ماده دیگری از این قانون آمده است: از جمله دین اسلام به پادشاهان این اختیار را می دهد که زمینهای دولتی را به زمینهای پادشاهی تغییر دهند و بهتر است که نماینده عالی رتبه این اختیار را داشته باشد.

    3ـ وسوسه کردن فروشندگان زمین از سوی یهودیان، به طوری که آنها برای یک دونم از زمینها ده برابر عربها پول می پرداختند که این امر موجب شد کسانی که ضعیف النفس بودند در این ورطه گرفتار شوند.

    4ـ اشاعه فساد از سوی یهودیان و حمایت قوانین بریتانیا از آن مانند زنا و شرب خمر.

    ملت فلسطین کسانی را که این اشتباهات را مرتکب شده بودند گناهکار قلمداد و آنها را طرد یا تحقیر کرد و یا آنها را خائن دانست و بر بسیاری از آنها حکم اعدام اجرا کرد.

    روزنامه ها اخبار ترور اشخاصی را که زمینهای خود را به یهودیان می فروختند یا در زمینه فروش این زمینها واسطه گری می کردند، منتشر کرد که ما فقط به آنچه در شمارگان 28 و 29 ژوئیه روزنامه الاهرام در سال 1937 آمده است، اشاره می کنیم: فلانی در راه منزلش شبانه به ضرب گلوله به قتل رسید. وی برای فروش زمینهای به یهودیان واسطه گری می کرد. وی رئیس برخی از محافل فراماسونری بود که به نفع صهیونیستها فعالیت می کرد. گفته شد سبب ترور وی نقل مالکیت مساحت وسیعی از حاصلخیزترین زمینهای فلسطین به یهودیان بود. مسلمانان مسجد جامع حسن بیگ را در المنشیه بستند تا بر روی جنازه اش نماز خوانده نشود و جز چند نفر از نزدیکانش و چند نفر اعضای گروه فراماسونری کسی در تشییع جنازه اش حاضر نشدد. خانواده اش احتمال دادند که مسلمانان اجازه ندهند وی را در قبرستان آنها دفن کنند از این رو پیکر وی را به روستای قلقیلیا زادگاهش منتقل کردند و در آنجا نیز از دفن وی در قبرستان مسلمانان ممانعت به عمل آمد. برخی می گویند که وی در یکی از شهرکهای یهودی نشین به نام "بنیامینا" دفن گردید زیرا همسر وی یهودی بود. قبر وی شبانه نبش گردید و پیکر وی در 20 متری قبرش پیدا شد.

    بنابر آنچه پیش تر گفته شد 8/8 درصد از زمینهای فلسطین یعنی 200 هزار هکتار که تا سال 1948 به دست یهودیان افتاد بر خلاف آنچه روشنفکران گمان می کنند از طریق خرید از فلسطینیان صورت نگرفت بلکه اغلب آن از طریق والیان ترک فراماسونی و هدیه از سوی دولت بریتانیا و خرید از خانواده های سوری و لبنانی به یهودیان منتقل گردید. 30 هزار هکتار از این زمینها فقط از سوی فلسطینیان طی سی سال از طریق سیاستهای اقتصادی ظالمانه، فشار و وسوسه به یهودیان فروخته شد. یعنی فقط یک هشتم زمینهایی که یهودیان تا سال 1948 به دست آوردند منبع آن فلسطینیان بودند. دیدیم که چگونه یک خانواده لبنانی 40هزار هکتار را که بزرگترین معامله فلسطینیان در طول سی سال بود، در یک لحظه به یهودیان فروخت که اغلب این گروه نادر یا طرد شدند یا به قتل رسیدند.

    جامعه حتی در زمان حضرت پیامبر صلی الله علیه و سلم از افراد ضعیف النفس و منافق خالی نبود، انصاف نیست که به خاطر گناهی که این افراد انجام داده اند کل ملت فلسطین را گناهکار بدانیم به ویژه که ملت فلسطین این افراد را به سزای اعمال خود رساند.

    فداکاری و جانفشانی امروزه ملت فلسطین بعد از بیش از نیم قرن بر ضد اشغال زمینهای خود و اصرار آنها در مقاومت و جهاد و شهادت با وجود توطئه های بزرگی که علیه آنها صورت می گیرد بهترین دلیل بر پایبندی آنها بر باز پس گیری زمینهای خود و عدم چشم پوشی آنها از خاک مقدسشان می باشد.

    دکتر خالد خالدی رئیس بخش تاریخ و آثار دانشگاه اسلامی ـ غزه

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384 1:13

    دادگاه لاهه با ساخت فيلم مستند "ديوار نفرت" ساخت ديوار حايل در فلسطين را محکوم کرد


    دادگاه لاهه با ساخت فيلم مستند "ديوار نفرت" ساخت ديوار حايل در فلسطين را محکوم کرد

    ديوان بين المللي لاهه(ICJ) فيلم مستند جديدي را توليد کرده است که به شدت از ساخت ديوار نژاد پرستانه حايل توسط رژيم صهيونيستي در داخل سرزمينهاي فلسطيني انتقاد مي کند.

    به گزارش خبرگزاري قدس (قدسنا) اين فيلم مستند با نام " ديوار نفرت" (THE WALL OF HATE ) به زبان انگليسي به نمايش در آمده است.

    رويدادهاي اين فيلم مستند از اراضي فلسطين تقريبا در هفت دقيقه و 43 ثانيه به نمايش در آمده و دوربين فيلمبرداري اين ديوان بين المللي از تمامي استانهاي کرانه باختري فلسطين تصوير تهيه کرده است.

    به نقل از سايت "معا نيوز" فيلم ياد شده با تشريح وضعيت کشاورزان فلسطيني ساخت اين ديوار را منجر به مصادره هزاران دونم از سرزمينهاي فلسطيني مي داند و معتقد است که ادامه ساخت آن پيامدهاي خطرناکي بر حيات اجتماعي فلسطينيان دارد.

    فيلم ديوار نفرت در مدت زمان کوتاهش سعي دارد آثار منفي ساخت اين ديوار را بر حوزه آموزش ، بهداشت و اقتصاد مردم فلسطين به تصوير بکشد.

    اين فيلم که آمارهاي مهمي از خسارتهاي مادي ناشي از ساخت ديوار نژاد پرستانه حايل بر ملت فلسطين ارائه کرده است داراي موسيقي بسيار اندوهگين در طول هفت دقيقه نمايش فيلم است و گوينده متن عبارات پاياني خود را با جملاتي نظير " دست مريزاد به دمکراسي جديد " ، " دست مريزاد به عدالت کورکورانه" ، " دست مريزاد به مبارزه با تروريسم " و " دست مريزاد به مالياتهايي که به دولتتان مي دهيد" به پايان رسانده که اين آخري اشاره يي است به کمک هاي يي که غرب از محل مالياتهايي که از شهروندانش مي گيرد و به رژيم صهيونيستي مي دهد.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384 1:12

    صهيونيستي در 57 سال گذشته 1200 مسجد را تخريب کرده است

     

    مؤسسه عمران و آباداني اماکن مقدس اسلامي ( الأقصي) رژيم صهيونيستي را به ادامه جنايتهاي خود عليه اماکن مقدس مبني بر تخريب، تعطيلي و هتک حرمت مساجد و اماکن مقدس را ادامه مي دهد.

    به گزارش خبرگزاري قدس(قدسنا) بر اساس گزارش مؤسسه ياد شده، رژيم صهيونيستي از سال 1948 تا کنون بيش از 1200 مسجد را تخريب و بسياري از آنها را به اماکن تفريحي و قمارخانه ها تبديل کرده است.

    بر پايه اين گزارش رژيم صهيونيستي همچنين بسياري از املاک سازمان اوقاف اسلامي را مصادره کرده است، 16 مسجد را به نمايشگاه، موزه، رستوران و يا قمار خانه تبديل کرده است و 18 مسجد ديگر از جمله مسجد"اليعقوبي" در صفد، مسجد"العفولة" و مسجد "طيرة الکرمل" را به کنيسه ها و معابد يهودي مبدل ساخته است.

    بر اساس گزارش اين مؤسسه 41 مسجد از جمله مسجد "ام الفرج" در استان عکا در سال 1997 و مسجد"وادي الحوارث" در استان طولکرم در سال 2000، توسط رژيم صهيونيستي تخريب شده است.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384 1:12

    دحلان در برابر تفكر مقاومت


    دحلان در برابر تفكر مقاومت

    قدسنا؛ زماني كه حكومت خودگردان محمود عباس در فاصله كمتر از يك ماه مانده به انتخابات پارلماني فلسطين و به بهانه استقبال از سال نو ميلادي بر ديوارهاي رام الله و الخليل تمثال نمادين كودكي فلسطيني را در آغوش بابانوئلي قرمزپوش ترسيم كرد، مي شد تصور نمود كه در ذهن و دل سياست گذاران تشكيلات خودگردان چه مي گذرد.

    حكومت خودگردان در آخرين جمعه سال گذشته ميلادي جمعي از دانش آموزان و دانش جويان اين دو شهر را بسيج كرد تا در طرحي موسوم به «كشور زيباي ما» و با شعار حفظ محيط زيست به رنگ آميزي و نقاشي پياده روها بپردازند و لابد اگر ديوارنوشته اي هم بوي خون و آتش مي داد پشت آب و رنگ دلپذيري پنهان كنند تا ذهن جوانان فلسطيني با اين آلاينده هاي محيط زيست (!) بيمار نشود. غافل از آنكه هنوز كشوري در كار نيست كه بخواهد زيبا هم باشد.

    تقدير آن بود كه حمايت پنجاه درصدي از جنبش مقاومت اسلامي حماس در راي گيري هاي «فاتح» در خلال ماه گذشته، پرده از تمايلات ناگفته گردانندگان نمايش محيط زيست كنار زند. تمايلاتي كه جلوه بارزش در اظهارات روز دوشنبه محمد دحلان، چهره مشكوك جناح فتح، ظهور يافت.

    وي كه از چهره هاي اصلي فهرست فتح در حوزه خان يونس است، در اظهاراتي بي سابقه مدعي شد كه جناحش كماكان مورد حمايت همه اقشار و طبقات ملت فلسطين است و ”نژادپرستي“ و ”گروه پرستي“ هم نمي شناسد.

    دحلان، كه تا زمان استعفايش براي شركت در انتخابات پارلماني فلسطين، وزير امور شهري حكومت خودگردان بود و احتمالا طرح كشور زيباي ما زاييده ذهن اوست، تفكرات مقاومت مدارانه حماس را به باد انتقاد گرفت و از اينكه روند فتح در سي سال قبل و پيش از آن به استراتژي امروزين اين جنبش مبدل شده، شديدا اظهار ناخشنودي كرد. وي حماس را متهم كرد كه با عملكردش در انتخابات، مساله قدس شرقي را به بهاي چند راي بيشتر فروخته است و از همين حالا پيش از ورود به پارلمان فلسطين به دشمنان امتياز مي دهد.

    محمد دحلان را بايد از جمله سرخوردگان حركت مقاومت فلسطيني محسوب كرد. وي اگر چه زماني با خانواده اش از ماواي خود در شهر حمامه (نتزنيم فعلي در بخش صهيونيست نشين سرزمين هاي اشغالي) آواره شد، اما ظاهرا پنج سال اسارت پشت ميله هاي زندان رژيم اشغالگر در اوايل دهه هشتاد ميلادي براي درهم شكستن روحيه اين مرد كهنه كار جناح فتح كافي بود. امري كه در چرخش صد و هشتاد درجه اي وي بعد از انتفاضه اول در سال 1994 و پيوستن وي به خط مذاكره در كمپ ديويد دوم و نيز مذاكرات تابا ظاهر شد.

    در عين حال، اظهارات دحلان را مي توان بازتابي از سوداي قدرت موجود در سران جناح فتح دانست. عباس و دحلان، هر دو روياي جانشيني عرفات را در سر مي پروراندند. اما اقبال پنجاه درصدي به جنبش مقاومت اسلامي، اولي را به انزوا كشاند و دومي را به اعتراض و هر دو در يك روز. عباس دوشنبه گفت كه ديگر در پي انتخاب مجدد نيست و نتيجه انتخابات را حتي اگر به نفع حماس باشد مي پذيرد و دحلان به مواضع برنده احتمالي انتخابات آتي حمله كرد. عباس شايد ديگر ثمري در رقابت نمي بيند و مي انديشد تا دست كم چهره نيمه كاريزمايي را كه براي خويش دست و پا كرده از ورطه نتايج رسواكننده انتخابات پارلماني بيست و پنجم ژانويه برهاند. دحلان هم افسوس روزهايي را مي خورد كه مي توانست بيايد و او بر اريكه شيرين عرفات تكيه زند، ليكن نيامد و با جنب و جوش روزافزون مقاومت فلسطين ديگر ممكن نيست.

    مشاور امنيتي عرفات كه زماني بازيگر فقيد سياست فلسطين را به فساد مالي متهم مي كرد در كش و قوس تحولات فلسطين آموخته بود كه نبايد در فاصله چند روز به انتخابات پارلماني حركتي غيرمنطقي از خود بروز دهد. اما وقتي محمود زهار، سخنگوي حماس در غزه، روز يكشنبه اعلام كرد كه جنبش متبوعش در صورت پيروزي، قلب جوانان فلسطيني را با روحيه مقاومت آشنا خواهد ساخت، ديگر تاب نياورد و آنچه را در ذهن و دلش مي گذشت بر زبان آورد.

    دحلان پيش از اين نيز عناد خويش را با مقاومت فلسطين نشان داده بود، بخصوص در سركوب انتفاضه دوم و به گلوله بستن نيروهاي مقاومت در كوچه پس كوچه ها شهرك هاي فلسطيني نشين در ماه هاي نخست هزاره سوم ميلادي. ماجرايي كه باقيمانده محبوبيت اين عنصر تشكيلات خودگردان را هم بر باد داد.

    اظهارات روز دوشنبه دحلان را نبايد سرسري گرفت. افروختگي امثال وي خبر از جان گرفتن چندباره كلمه طيبه مقاومت فلسطين مي دهد. درختي كه به رغم مخالفانش روز به روز ريشه مي گستراند و هماره نويد نسلي نوين مي دهد. «آيا نديدي تمثيل خداوند را از كلمه طبيه به مثال درختي طيبه كه ريشه اش ثابت و ساقه هايش در آسمان اند و هرازچندگاهي به اذن خدا ميوه مي دهد؟» راست گفت خداوند بلند مرتبه و بزرگ.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384 1:11

    شهادت فرمانده گردانهای الاقصی در طولکرم


    شهادت فرمانده گردانهای الاقصی در طولکرم / ربوده شدن 8 فلسطینی درکرانه غربی

    نظامیان رژیم صهیونیستی صبح امروز فرمانده گردانهای شهدای الاقصی را درشهر طولکرم در کرانه غربی به شهادت رساندند.

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه ، منابع امنیتی فلسطین نام فرمانده گردانهای شهدای الاقصی وابسته به جنبش فتح را ثابت محمود عیادی 26 ساله اعلام کردند و گفتند: وی درجریان مبادله آتش با نظامیان اسرائیلی به شهادت رسید .

    بابه شهادت رسیدن این فلسطینی، شمار شهدای فلسطین از آغاز انتفاضه دوم مسجد الاقصی در2000 به 4 هزار و 933 نفر رسید .

    خبر دیگر اینکه نظامیان رژیم صهیونیستی شب گذشته در عملیاتی در کرانه باختری رود اردن 8 فلسطینی را ربوده و به منطقه نامعلومی بردند.

    منابع نظامی اسرائیل با تایید این خبرافزودند: فلسطینیان دستگیرشده تحت پیگرد نیروهای امنیتی اسرائیل بودند؛هنوز از سرنوشت آنها هیچ اطلاعی در دست نیست .

    آخرین اخبارها ازسرزمین های اشغالی حاکیست که ارتش اشغالگر قدس مرکز الخلیل را منطقه نظامی بسته اعلام کرد.

    درپی تظاهرات روز گذشته صدها شهرک نشین صهیونیست برای ورود به مرکزشهرالخلیل، سخنگوی ارتش اسرائیل، این منطقه را منطقه نظامی بسته اعلام کرد.

    سخنگوی نظامیان اسرائیلی دراطلاعیه ای اعلام کرد: بخش یهودی نشین منطقه الخلیل و راههای منتهی به آن منطقه نظامی بسته اعلام می شود و جلوگیری از سکونت اسرائیلی ها در شهر الخلیل تا 22 ژانویه ادامه دارد.

    وی افزود:صدها شهرک نشین اسرائیلی طی روزهای گذشته درتظاهرات خشونت آمیزدرمنطقه یهودی نشین الخلیل علیه نیروهای امنیتی و همچنین ساکنان فلسطینی تظاهرات کردند و خسارات فراوانی را به فلسطینیان وارد کردند.

    به گفته سخنگو، پس از این حوادث، فرمانده منطقه نظامی اسرائیل در کرانه غربی تصمیم گرفت از سکونت و ورود اسرائیلی ها و خارجی ها به این منطقه جلوگیری کند.

    وزیرجنگ رژیم صهیونیستی روزگذشته اعلام کرد: درتصمیم خود برای بیرون کردن شهرک نشینان یهودی که به طورغیر قانونی در الخلیل ساکن شده اند، جدی است.

    سخنگوی وزیر جنگ اسرائیل در بیانیه ای با اعلام این خبر افزود: موفاز در تصمیم خود برای بیرون کردن شهرک نشینان ساکن در بازار "جمله" جدی است وبه قانون شکنان اجازه ایجاد ترس و وحشت میان ساکنان این منطقه را نمی دهد.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • سه شنبه بیست و هفتم دی 1384 2:53

    يهوديان ونزوئلا از هوگو چاوز حمايت كردند


     

    خبرگزاری آریا- يك روزنامه فرانسوى در شماره امروز خود نوشت:« در پى سخنان "هوگو چاوز " رئيس جمهورى ونزوئلا كه در ماه دسامبر گذشته در محكوميت برترى طلبى فرصت طلبان جهان ايراد شد و در همين راستا، برخى‌ها آن را يهودستيزانه توصيف كرده‌اند، يهوديان اين كشور با رد ضد يهودى بودن اين سخنان، از رئيس كشورشان حمايت كردند.»

    روزنامه ليبراسيون در شماره امروز خود نوشت: «سخنان "هوگو چاوز" كه با شور و حرارت خاصى در محكوميت كسانى كه مسيح را به صليب كشيدند، كسانى كه "سيمون بوليوار" را از كشور اخراج كردند، "سانتا مارتا" را به شيوه خاص خود در كلمبيا به صليب كشيدند، و خلاصه آنكه اقليتى كه ثروت جهان را به خود اختصاص داده‌اند، اقليتى كه طلاى اين كره را به خود اختصاص داده‌اند، همچنان در جهان جار و جنجال به پا كرده و خبرساز مطبوعات كشورهاى منطقه است.»

    مركز يهودى سايمون ويزنتال كه مقر آن در لس آنجلس است نخستين نهادى بود كه به اين سخنان به اصطلاح يهودستيزانه واكنش نشان داد و بدون آنكه با نمايندگان جامعه يهوديان ونزوئلا مشورتى بكند چاوز را به يهود ستيز بودن متهم كرد.

    150 هزار نفر از جمعيت 22 ميليون نفرى ونزوئلا يهودى هستند.

    "فردى پرسنر" رئيس كنفدراسيون انجمن يهوديان ونزوئلا با ارسال نامه‌اي، دخالت‌هاى مركز سايمون ويزنتال را محكوم و تاكيد كرد سخنان چاوز به هيچ وجه آنگونه كه اين مركز ادعا مى‌كند يهودستيزانه نبوده است.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • سه شنبه بیست و هفتم دی 1384 2:52

    تاکید بر جلوگیری از فعالیتهای انتخاباتی حماس


     

    کابینه رژیم صهیونیستی سرانجام با مشارکت فلسطینیان ساکن قدس شرقی اشغالی در انتخابات پارلمانی فلسطینی در 25 ژانویه موافقت کرد اما این رژیم بازهم به حماس اجازه فعالیت انتخاباتی در قدس اشغالی را نداد.

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، یک منبع رسمی با اعلام این خبر افزود : اعضای کابینه رژیم اسرائیل با اجماع پیشنهاد ایهود اولمرت کفیل نخست وزیری این رژیم ( که در پی سکته مغزی شارون موقتا نخست وزیر شد) برای اجرای انتخابات در قدس شرقی تصویب کردند .

    قرار است انتخابات پارلمانی درقدس شرقی همانند انتخابات سال 1996 و انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان درسال 2005 برگزار شود.

    به موجب تصویب این پیشنهاد ساکنان قدس می توانند رای های خود را به دفاتر پست اسرائیل و یا حوزه های رای گیری که در نواحی نزدیک به شهر قدس برپا شده، بیندازند .

    اما ایهود اولمرت جانشین موقت آریل شارون نخست وزیر رژیم صهیونسیتی که همچنان پس از سکته مغزی در کما به سر می برد، باردیگر تاکید کرد که به جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) اجازه نمی دهد در رقابت های انتخاباتی در قدس شرقی شرکت کند .

    وکیل شارون گفت : تحت هیچ شرایطی به حماس اجازه ورود به قدس برای شرکت دررقابت های انتخاباتی را نمی دهیم .

    وی با اشاره به فشارهای آمریکا بر اسرائیل برای برگزاری انتخابات در قدس شرقی گفت : خودش به تنهایی این تصمیم را گرفته است.

    این در حالی است که حماس در واکنش به تصمیم رژیم صهیونیستی برای جلوگیری از فعالیتهای تبلیغاتی نامزدهای این جنبش در قدس شرقی تاکید کرد: این جنبش از پایگاه عظیم مردمی برخوردار است و از هر شیوه ممکن برای فعالیتهای تبلیغاتی در قدس استفاده خواهد کرد.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • سه شنبه بیست و هفتم دی 1384 2:52

    صهيونيسم و هولو كاست  حلقه آخر استعمار اروپا


    جام‌جم آنلاين - اشاره: سخنان «محمود احمدي‌نژاد» رييس جمهوري اسلامي ايران درباره افسانه بودن «هولوكاست» و همچنين لزوم انتقال «اسراييل» به اروپا، باب گفتمان جديدي را درباره نقش صهيونيست‌ها در سياست جهاني گشود.

    تا پيش از اين به دليل فضاي رعب‌آوري كه رسانه‌هاي يهودي، دستگاه‌هاي قضايي اروپا و سازمان‌هاي حقوق بشر درباره منع تشكيك در هولوكاست مطرح كرده بودند، كمتر كسي به خود جرات مي‌داد درباره صهيونيست‌ها و توسعه طلبي آنها سخني بر زبان بياورد.

    اما با سخنان احمدي‌نژاد، اين فضا تغيير كرد و بسياري از كساني كه حقايق را مي‌دانستند اما نمي‌توانستند دم برآورند، تصريح كردند كه اين سخن، نداي دروني و قلبي آنها بوده است. بسياري از مردم كشورهاي اسلامي و شخصيت‌هاي فرهنگي نيز اين سخنان را حرف دل همه مسلمانان دانستند.

    اكنون امريكا به صراحت ايران را به «كارشكني در صلح خاورميانه» متهم مي‌كند.

    بي‌شك اين صلح در سايه فراموش كردن هويت نامشروع صهيونيزم شكل گرفته بود اما سخنان احمدي‌نژاد، بار ديگر به صراحت مشروع نبودن صهيونيزم را به ياد همگام آورد و رشته‌هاي سست صلح دروغين را از هم گسست و جهان غرب را مسوول جنايات بي‌شمار صهيونيزم‌ها در فلسطين اشغالي معرفي كرد. بنابراين نبايد از آشفتگي و عصبانيت دنياي غرب در قبال سخنان احمدي‌نژاد تعجب كرد.

    راديو فرانسه برون‌مرزي در اين باره با «احمد هوبر» خبرنگار و كارشناس مسايل سياسي گفتگو كرده است كه مشروح آن را در زير مي‌خوانيد:

    س: آقاي احمدي نژاد، رييس جمهوري اسلامي ايران گفته است اگر هم يهوديان تحت فشار بوده‌اند اين فشار را غربي‌ها بر آنها اعمال كرده‌اند و همان‌ها بايد تاوان آن را بپردازند نه ملت مظلوم فلسطين، اين اظهارات را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

    ج: درست است احمدي‌نژاد حرف دل مسلمانان جهان و بسياري از آزادمردان غيرمسلمان را گفته است. اسراييل آخرين تجربه استعمار اروپا و به طور كلي دنياي غرب در جهان سوم است.

    آنها براي كمك به يهوديان، اسراييل را به وجود نياورده‌اند بلكه براي اين كه پايگاهي در خاورميانه داشته باشند، اسراييل را ايجاد كردند تا از آن طريق منطقه مهم نفت خيز خاورميانه را به كنترل خود درآوردند.

    «تئودور هرتزل» از بنيانگذاران اسراييل هم در اواخر قرن نوزدهم گفته است كه ما در فلسطين پايگاهي براي فرهنگ و تمدن اروپا عليه وحشي‌گري ايجاد خواهيم كرد، اين لحن آشكار استعماري است.

    به نظر من وقتي احمدي‌نژاد از ضرورت نابودي اسراييل حرف مي‌زند حق دارد، چرا كه اروپايي‌ها به يهوديان ستم كردند و بايد تاوان آن را بپردازند و نه مردم فلسطين و مسلمانان.

    مسلمانان سال‌هاي متمادي در كنار يهوديان و مسيحيان زندگي كرده‌اند. براي مثال در ايران هزاران سال است كه يهوديان، مسيحيان و مسلمانان در كنار هم زندگي مي‌كنند به نظر من احمدي‌نژاد حرف دل مسلمانان جهان را زده است.

    س: نظر شما درباره واكنش منفي رهبران اروپايي در قبال اظهارات آقاي احمدي‌نژاد چيست؟

    ج: آنان به دو دليل اين گونه موضع‌گيري مي‌كنند. دليل اول اين است كه سردمداران اروپايي بي‌اعتمادند. بسياري از نويسندگان غربي و حتي نويسندگان يهودي، سال‌ها قبل نظري مطابق با نظرات آقاي احمدي‌نژاد را ارايه كرده‌اند و از پنجاه سال پيش تاكنون كتاب‌هاي زيادي در اين باره منتشر شده است.

    دليل ديگر اين است كه غرب همواره به دنبال بهانه‌اي براي اعمال فشار به ايران مي‌گردد، چرا كه غرب از احمدي‌نژاد خوشش نمي‌آيد، زيرا او مهره آنها و به دنبال منافع غرب نيست. او براي منافع ايرانيان و مسلمانان كار مي‌كند.

    س: در غرب اجازه دارند خدا را انكار كنند، اما كسي جرات حرف زدن درباره هولو كاست را ندارد. آيا اين وضع از اداره جوامع غربي توسط محافل صهيونيستي حكايت ندارد؟

    ج: بله از جنگ جهاني دوم جناياتي بزرگتر از جنايات 45 ساله بلشويك‌ها و جنايات استعمارگران اروپايي صورت گرفته است.

    ولي كسي از اين جنايات حرفي نمي‌زند. اين جنايات را به دست فراموشي سپرده‌اند و فقط از هولوكاست دم مي‌زنند و اين اتفاق بدي است.

    آنها به دو دليل اينگونه عمل مي‌كنند ،‌ اول به خاطر آن كه بتوانند با اين جوسازي‌ها پايگاهي غربي در خاورميانه داشته باشند و آن را حفظ كنند و از طرف ديگر بر جنايات استعمارگران غربي سفيد پوست در جهان سوم كه صدها هزار نفر را به دام مرگ فرستادند سرپوش بگذارند. تلفات شش ميليوني يهوديان كه مدركي براي تاييد آن در دست نيست در قبال اين جنايت‌ها هيچ است.

    در غرب بسياري از مورخان نيز بر اين واقعيت صحه گذاشته‌اند. واژه هولوكاست يك دروغ است، اين واژه به زبان يوناني يعني قرباني كردن به وسيله سوزاندن. اما اكثر يهوديان كشته شده در دوران جنگ جهاني دوم، سوزانده نشده‌اند.

    نبايد فراموش كنيم كه جناياتي بسيار بزرگتر از قتل‌عام يهوديان رخ داده است، اما كسي از آن حرف نمي‌زند، چرا كه امريكايي‌ها و انگليسي‌ها و ساير سفيدپوستان غربي آن قتل‌عام‌ها را مرتكب شده‌اند.

    ****

    گفتگوي راديو اسپانيايي برون مرزي با نماينده جامعه مسلمانان آرژانتين

    راديو اسپانيايي برون مرزي نيز در مصاحبه با شيخ عبدالله مدينه نماينده جامعه مسلمانان آرژانتين، نظر وي را در اين خصوص جويا شده است:

    س: شيخ مدينه، به نظر شما چرا دولت‌هاي غربي نسبت به اظهارات آقاي احمدي‌نژاد درباره هولوكاست واكنش منفي نشان دادند و چرا اجازه نمي‌دهند درباره هولوكاست تحقيقاتي به عمل آيد؟

    ج: بديهي است كه اين واكنش منفي، نشانگر نفوذ شديد صهيونيسم بين‌المللي بر كشورهاي غربي است و زماني كه از منافع آنها سخن به ميان مي‌آيد آنها با تمام قدرت واكنش نشان مي‌دهند و اهانت مي‌كنند و ديگران را وادار مي‌كنند كه حقايق را باور نكنند و كساني را كه جرات دارند تا از صهيونيسم به بدي ياد كنند، بايكوت مي‌كنند.

    اظهارات آقاي احمدي‌نژاد، انجمن‌هاي صهيونيستي وابسته به اسراييل را به حركت و جنبش درآورده است، اين انجمن‌ها از بطن ملت آرژانتين نيستند، زيرا اكنون ديگر تمام ملت‌هاي امريكايي دريافته‌اند كه امريكا و اسراييل، رژيم‌هاي توسعه‌طلب و غاصبي هستند كه اقتصاد ملت‌هاي امريكاي لاتين را نابود مي‌كنند به همين دليل برخي گروه‌ها بيشتر از اظهارات آقاي احمدي‌نژاد حمايت كرده‌اند تا از گفته‌هاي اسراييل.

    به طور كلي بايد گفت در آرژانتين واكنش شديدي در مخالفت با سخناني آقاي احمدي‌نژاد ديده نشده است، بلكه برعكس ملت آرژانتين نسبت به سخنان آقاي احمدي‌نژاد آگاهند و مي‌دانند كه اين اظهارات درست است.

    حتي بسياري از فيلسوفان و نويسندگان نيز يا خود اظهارات آقاي احمدي‌نژاد را عنوان كرده‌اند و يا سخنان ايشان را تاييد نموده‌اند.

    بديهي است كه همه حتي دنياي غرب نيز مي‌دانند كه قربانيان هولوكاست شش ميليون نفر نيستند و بايد خاطرنشان كرد واكنش‌هاي مخالفي كه نسبت به اظهارات آقاي احمدي‌نژاد وجود دارد فقط از سوي سازمان‌هاي صهيونيستي است كه در خدمت رژيم اسراييل هستند ولي از سوي ملت آرژانتين و ملت‌هاي امريكاي لاتين واكنش زيادي نسبت به سخنان آقاي احمدي‌نژاد وجود نداشت.

    س: همانطور كه آقاي احمدي‌نژاد رييس جمهور ايران گفتند ، اگر اروپايي مرتكب اين جنايت شده‌اند ، چرا فلسطينيان بايد بهاي آن را بپردازند. شما درباره اين موضوع چه مي‌انديشيد؟

    ج: من نيز كاملا با سخنان دكتر احمدي‌نژاد هم عقيده هستم، زيرا تاريخ به ما نشان مي‌دهد كه اين غرب بوده است كه عليه صهيونيسم و يهوديان مرتكب جنايت هولوكاست شده است، پس چرا اكنون فلسطينيان مي‌بايست بهاي گناهي را كه غربي‌ها مرتكب شده‌اند، بپردازند؟ حتي اين ايده هم كاملا درست است كه رژيمي موسوم به اسراييل را بايد در اروپا ايجاد كنند و يا به آنجا انتقال دهد، نه اين كه ملتي را كه داراي حاكميت ملي است به تصرف خود درآوردند.

    زماني كه آقاي احمدي‌نژاد اظهار داشت كه بايد اسراييل از روي نقشه محو شود، بدون هيچ توجهي از سوي همه صداي اعتراض و مخالفت برخاست، در حقيقت بايد گفت واژه‌ها و كلمات، بيشتر آنها را تحت تاثير قرار مي‌دهد، تا اعمال و اقداماتي كه اسراييل عليه ملت فلسطين انجام مي‌دهد. اسراييل، رژيمي است كه مدتهاست كشتار مي‌كند و همواره خواستار بوده و هست كه فلسطين را از روي نقشه پاك كند و آنها را از سرزمين‌شان اخراج نمايد.

    آنها شهروندان فلسطيني را در سرزمين خودشان قتل‌عام مي‌كنند ، ولي هيچ كس در مورد اقدامات رژيم صهيونيستي عليه ملت فلسطين واكنش نشان نمي‌دهد.

    به اعتقاد من اگر سخنان دكتر احمدي‌نژاد را خوب بررسي و تحليل كنيم مي‌بينيم كه بدون ترديد ايشان حق دارند ، چرا بايد ملتي بي‌گناه ،‌ بهاي گناه غربي‌ها را بپردازد كه از صهيونيسم دفاع مي‌كنند ، فقط به اين دليل كه صهيونيست‌ها شرايط منطقه را برايشان مساعد مي‌نمايند تا بتوانند تمام خاورميانه را تحت كنترل و هدايت خود داشته باشند.كاملا روشن و واضح است كه آنها حتي بخش كوچكي از خاك اروپا را به اسراييل نخواهند داد زيرا غربي‌ها در همان منطقه به صهيونيست‌ها احتياج دارند.

    بنابراين از آنجايي كه اروپاييان مرتكب هولوكاست شده‌اند ،‌ خود آنها بايد بخشي از اروپا را به صهيونيست‌ها بدهند و نبايد فلسطينيان را به خاك و خون بكشند زيرا حتي اگر فرضا صهيونيست‌ها دچار رنج و بلا شده‌اند اين موضوع هيچ ارتباطي به فلسطينيان ندارد.

    س: رژيم صهيونيستي ادعا مي‌كند كه شش ميليون يهودي توسط نازي‌ها سوزانده شده‌اند آيا به نظر شما اين رقم اغراق‌آميز نيست؟

    ج: بله، بايد گفت كه تمام دنيا مي‌دانند كه اين رقم اغراق‌آميز است و هر بار كه آنها تبليغ مي‌كنند، اين رقم بيشتر افزايش مي‌يابد و امروز عملا هولوكاست وسيله‌اي شده است تا قربانيان ديروز، امروز خود قاتل شوند.

    در حقيقت هولوكاست شرايط مساعدي را براي اسراييل فراهم مي‌كند تا ثابت شود كه آنها مورد آزار و اذيت قرار گرفته‌اند و قتل‌عام شده‌اند تا به اين ترتيب بتوانند جنايت‌هاي خود را همچنان ادامه دهند. اما به عنوان مثال هيچ كس از صبرا و شتيلا و از اردوگاه‌ها، از آزار و شكنجه فلسطينيان و از ديوار حائلي كه مايه شرم است و فلسطين را تقسيم نموده است، سخن نمي‌گويد.

    رژيم صهيونيستي همواره با موضوع هولوكاست، هفتاد سال به عقب باز مي‌گردد و از موطن خود و از مخالفت احتمالي با يهوديت سخن مي‌گويد و تبليغ مي‌كند تا بتواند جنايت‌هايش را تداوم بخشد اما بايد گفت ، كساني كه از هولوكاست و اين كشتار صحبت و آن را تبليغ مي‌كنند ، ‌خود امروز قاتل هستند.

    ما همواره گفته‌ايم كه هيچ تفاوتي ميان نازيسم و صهيونيسم وجود ندارد، آنهايي كه فرضا قرباني بودند امروز قاتلان ملتي بي‌گناه هستند. به اعتقاد من آنها، اينقدر خوب و مقدس نيستند.

    اگر خوب توجه كنيم مي‌بينيم كه رقم شش ميليون يهودي قتل‌عام شده در هولوكاست كه اسراييل ادعا مي‌كند، اغراق‌آميز است از آن گذشته بايد گفت اين رقم هر چه كه باشد، بسياري از يهوديان، خود با رژيم نازي همكاري كردند تا يهوديان ديگر كشته شوند و اين بخشي از تاريخ است.

    س: رژيم صهيونيستي در حالي از مظلوميت يهوديان در هولوكاست سخن مي‌گويد كه ما شاهد نمونه‌هاي بسياري از كشتار مردم بي‌گناه توسط امريكا و عمال اين رژيم در سراسر دنيا، از جمله بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي، كشتار در ويتنام و به شهادت رساندن مردم فلسطين و عراق هستيم. به نظر شما چه كساني بايد پاسخگوي اين كشتارها باشند؟

    ج: اين موضوع فقط به مسلمانان مربوط نمي‌شود بلكه اينان بايد آن را نقد كنند، به ويژه سازمان‌هاي بين‌المللي نيز بايد اين اقدامات را نقد كنند و مسوولان رژيم اسراييل را به عنوان جنايتكاران جنگي، مجازات نمايند.

    با اين وجود غرب هيچ اقدامي نمي‌كند. ديگر جنايتكاران جنگي، جرج بوش و نيز ميلوشويچ، رييس جمهور سابق صربستان هستند كه هيچ كس نمي‌داند چه بر سر او آمده و آيا وي پس از كشتاري كه عليه ملت بوسني مرتكب شد، او را محاكمه كردند يا خير؟

    امروز رهبران كشورهاي ظالم، اين بيماران رواني، با آرامش زندگي مي‌كنند و غرب نه عليه آنها اقدامي مي‌كند و نه آنها را محاكمه مي‌نمايد.

    آنها ادعا مي‌كنند كه فقط ملت يهود قرباني شده‌اند، در حالي كه اينگونه نيست. تاريخ آنچه را كه در قرن بيست و يكم بر ملت مسلمان گذشت و همانطور كه شما هم اشاره كرديد بمباران هيروشيما ناكازاكي را به خوبي به ياد دارد ، بمباراني كه با گذشت سال‌ها هنوز باعث بروز بيماري و تغييراتي در نسل‌هاي مردم اين منطقه شده است. اما چه كسي به اين مسايل مي‌پردازد و به آنها اشاره مي‌كند؟ يا حتي دخالتي در آن مي‌نمايد؟ فقط آن را نفي مي‌كنند.

    در حالي كه مقامات رژيم اسراييل و قاتلين ديگر به هر گوشه از اروپا كه بخواهند مي‌روند و هيچ كس آنها را محكوم نمي‌كند و نمي‌توانند آنها را به عنوان جنايتكار جنگي دستگير نمايند، اما به راستي آنها جنايتكار جنگي هستند.

    هر چند ملت‌هاي غرب تحت حاكميت بوش زندگي نمي‌كنند اما اگر به آنچه در عراق مي گذرد و بوش انجام مي‌دهد به خوبي توجه كنند، در مي‌يابند كه تروريست‌هاي واقعي چه كساني هستند.

    امروز در عيد ميلاد مسيح جرج بوش، از صلح سخن مي‌گويد، اما وقتي به اطراف خود مي‌نگرد، كشتاري را كه در عراق و افغانستان مرتكب شده است، مشاهده مي‌نمايد.

    در حقيقت قتل‌عام غيرنظاميان و مردم بي‌گناه فقط به بهانه برقراري دموكراسي صورت گرفته است. اما به راستي چه كسي آنها را محاكمه مي‌كند؟ آيا غرب، اين رهبران را به عنوان جنايتكار جنگي دادگاهي خواهد كرد؟ حقيقتا كه غرب چنين نمي‌كند.

    به نظر من، تمام انسان‌هاي با ايمان بايد با كمك يكديگر، براي محاكمه آنها به پا خيزيم و دادگاه بين‌المللي بايد خواستار محاكمه آنها شود تا به عنوان جنايتكار جنگي زنداني شوند. آنها بايد در دادگاه جنايتكاران جنگي محاكمه شوند زيرا بدون ترديد آنها جنايتكار جنگي هستند.

    قدرت‌هايي همچون امريكا، رژيم صهيونيستي و متحدانشان كه امروز ادعا مي‌كنند قرباني شده‌اند، قرباني نيستند بلكه همان كساني هستند كه در جهان هرج و مرج ايجاد كرده‌اند، به هر حال ما مومنين اميدواريم كه هر چه زودتر، خداوند به حساب آنها رسيدگي كند و بدون ترديد، پروردگار درباره اين جنايتكاران داوري خواهد نمود.

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • سه شنبه بیست و هفتم دی 1384 2:50

    حماس خواستار مقابله با تصمیمات و اقدامات سرکوبگرانه رژیم صهونیستی علیه نامزدهای انتخاباتی این جنبش در قدس شد

      

    به دنبال تصمیم کابینه رژیم صهیونیستی مبنی بر جلوگیری از مشارکت کاندیداهای جنبش مقاومت اسلامی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین در شهر اشغالی قدس از طریق جلوگیری از تبلیغات انتخاباتی آنان در این شهر و صدور تصمیمی دیگر مبنی بر حذف نام این نامزدها از برگه انتخاباتی ستاد انتخاباتی قدس و نیز به دنبال اقدام روز گذشته نظامیان صهیونیست مبنی بر بازداشت کاندیداهای لیست "تغییر و اصلاح" در این شهر به نام های شیخ محمد ابو طیر، شیخ احمد عطون و شیخ محمد طوطح و ضرب و شتم آنان، یک مقام مسئول جنبش مقاومت اسلامی حماس اظهار داشت:

    تصمیمات اخیر رژیم صهیونیستی به مثابه جنایت و دخالتی آشکار و غیر قابل قبول در امور داخلی فلسطین بوده و بار دیگر ماهیت دموکراسی را آشکار کرد که آمریکا و همپیمانانش همواره از آن دم می زنند ؛ دموکراسی که خواهان به قدرت رسیدن کسی است که به القائات و دیکته های رژیم صهیونیستی تن در دهد و در عین حال با انتخاب آزادانه ملت فلسطین در انتخابات پارلمانی کاملا مخالف است.

    بر همین اساس ما از تشکیلات خودگردان و تمامی گروه های فلسطینی می خواهیم که به صراحت و قاطعانه این تصمیمات را محکوم و با آن به شدت برخورد کنند.

    ما همچنین بر اساس اطمینان کاملی که به ملت فلسطین و توانایی آن برای ابراز اراده خویش داریم، از این ملت می خواهیم که با نشان دادن اعتماد کامل خود به کاندیداهای لیست "تغییر و اصلاح" با این گونه تصمیمات شیطانی رژیم صهیونیستی به مقابله برخاسته و به جنایت جدید این رژیم غاصب در حق قدس و ساکنان آن، پاسخی کوبنده بدهد و تلاش این رژیم را برای محروم کردن حماس و لیست انتخاباتی وابسته به آن از کسب آرای اهالی قدس ـ که بر جانفشانی ها و ایثارگری های و فداکاری های حماس کاملا واقف است ـ ناکام گذارد.

    حماس بار دیگر تاکید می کند که به اصول و آرمان های خود، حقوق ملت فلسطین و ادامه راه مقاومت همچنان پایبند است و این گونه اقدامات سرکوبگرانه ذره ای در توان و اراده پولادین این جنبش و اعضای آن برای ادامه جهاد و جانفشانی و خدمت رسانی به میهن و قضیه عادلانه فلسطین، تاثیر نخواهد گذاشت.

     

     

    دفتر اطلاع رسانی جنبش مقاومت اسلامی حماس
    یکشنبه 15 ذی حجه 1426هـ.ق
    برابر با 15 ژانویه 2006م.   

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • سه شنبه بیست و هفتم دی 1384 2:49

    بیانیه مطبوعاتی دفتر حماس در تهران درباره اخبار منتشر شده در خصوص آمادگی این جنبش برای مذاکره با رژیم صهیونیستی

      

         دفتر جنبش مقاومت اسلامی حماس در تهران به اطلاع خبرگزاری ها، روزنامه ها و رسانه های گروهی جمهوری اسلامی ایران می رساند که اخیرا رسانه های صهیونیستی و برخی منابع حزبی رقیب حماس در چارچوب تبلیغات مسموم خود علیه این جنبش و مخدوش ساختن چهره درخشان آن اخبار بی پایه و اساسی را از زبان رهبران و مسئولان حماس مبنی بر آمادگی این جنبش برای مذاکره با رژیم صهیونیستی پس از انتخابات پارلمانی منتشر می کنند. در واقع هدف صهیونیست ها و برخی افراد منفعت طلب فلسطینی از این گونه تبلیغات مغرضانه تاثیرگذاری بر روند انتخابات و تامین منافع ناچیز حزبی و گروهی خود در انتخابات و جلوگیری از پیروزی مشی مقاومت و ترویج ایده سازش و تسلیم در میان فلسطینیان است.

        همچنان که رهبران حماس بارها تاکید کرده اند، این جنبش به هیچ وجه حاضر به مذاکره با دشمن صهیونیستی نیست و تنها از دهانه تفنگ با این دشمن سخن می گوید. لذا از رسانه های خبری جمهوری اسلامی ایران تقاضا می شود که در انتشار این گونه اخبار بی پایه و اساس نهایت دقت و هشیاری را رعایت کنند و در مقابل توطئه های دشمنان اسلام کاملا آگاه و بیدار باشند.  

      

    دفتر جنبش مقاومت اسلامی حماس در تهران
    1384/10/26

     

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • سه شنبه بیست و هفتم دی 1384 2:47

    شارون را خوب بشناسيم

     

    فرج ابوالعشة

    شارون در حالی که با آمبولانس به سمت شهر قدس حرکت می کرد، در میانه راه همه آن چیزی را که در معده حجیمش جای داده بود، استفراغ کرد و وقتی به بیمارستان رسید، از هوش رفت و پس از آن نیز بر روی برانکار به داخل اتاق عمل رفت. با انتقال شارون به اتاق عمل، اختیارات وی به ایهود اولمرت تفویض شد. چند عمل جراحی بر روی نخست وزیر بیمار رژیم صهیونیستی انجام شد و همچنان نیز حالش وخیم است و پزشکان می گویند که حتی در صورت رهایی از دام مرگ نیز دیگر قادر به حضور در عرصه سیاست نخواهد بود و این به معنای مرگ سیاسی شارون است.

    آری! آخرین بنیانگذار دولت نازیست و تروریست عبری دچار سکته کشنده انتفاضه شد. روزنامه های عبری زبان می نویسند که منابع نزدیک به پزشکان معالج شارون مسائل مختلفی را در سکته مغزی شارون دخیل می دانند. برخی ها بر این باورند، چون شارون در مرتبه اول بیمارستان را ترك کرد و به جای استراحت، سریعا به سراغ کارهای سیاسی اش رفت، به این سکته مغزی دچار شد.

    گروهی دیگر بر این باروند که تلاش های شارون برای اینکه حزبش دو یا سه کرسی پارلمان را از دست ندهد، بلافاصله پس از ترخیص از بیمارستان سریعا به محل کار آمد، غافل از اینکه این مسئله باعث می شود که تمامی حیات خود را از دست دهد.

    گروه سومی در این میان وجود دارند که می گویند مشکل مغزی شارون ناشی از فشار سنگین روانی بود که به دنبال کشف پرونده رشوه خواری خود و فرزندانش به وی وارد آمد، ولی در نظر من و فلسطینی ها عامل اصلی سکته شارون فشار انتفاضه بوده است، فشاری که بر اعصاب، مغز و ذهن این رهبر تروریست صهیونیست تاثیر گذارد، فشاری که باعث شد تا بر خلاف باورهای صهيونيست محورانه اش، برای اولين بار در تاريخ جنگ های صهيونيستي، با سرافكندگی از غزه خارج شود. آري! شارون كه هميشه عادت داشت ارتش ها و دولت های عربی را شكست دهد و می گفت: "بايد آن چنان عرب ها را در هم كوبيد كه ديگر ميل به جنگ در وجودشان كشته شود."، اين بار خوار و ذليل از غزه بيرون رفت.  

    شارون كه هدف نهايی اش، بيرون راندن كامل فلسطينی ها از كشورشان بود، وقتی فهميد كه اين كار غير ممكن است، به اين بسنده كرد كه شكستی سخت را به فلسطينی ها تحميل كند تا آنكه ملت فلسطين در برابر خواست و اراده دولت صهيونيست درباره شكل دولت فلسطينی كه البته در واقع هيچ مصداقی برای آن وجود نداشت، بپذيرد. دولت فلسطينی در تعريفی كه صهيونيست ها از اين دولت فلسطينی ارائه می دادند، عبارت بود از چند منطقه از هم جدا شده كوچك كه می توانست از حمايت های مالی بين المللی نيز برخوردار باشد؛ ولی ملت فلسطين اين مسئله را نپذيرفت و با وجود ترس و بزدلی جهان عرب، قدرت صهيونيست ها را در هم شكست و در مقابل درنده خويی های اشغالگران ايستادگی كرد تا جايی كه اين ايستادگی به سكته مغزی شارون انجاميد.

    آري! اگر روزی ابوعمار با سم صهيونيست ها كشته شد، امروز شارون با سم مقاومت و مخالفت فلسطينی ها با خواست و اراده دولت عبری می ميرد.

    امروز قصاب صبرا و شتيلا، كسی كه خون هزاران فلسطينی را بر زمين ريخته بود، خونريزی مغزی كرده و مغز و سيستم عصبی اش به طور كامل از كار افتاده و مغزش ديگر به توده گوشتی بی مصرف در بدنی مشلول بدل گشته است، توده گوشتی كه ديگر قادر به هيچ گونه تفكر و يا نطقی نيست.

    سكته مغزی شارون شادی دو دسته را به دنبال داشت. اولين گروه صهيونيست های راستگرايی بودند كه مرگ شارون را مرگ يك شيطان می دانستند و البته حق داشتند كه از مرگ شارون خوشحال شوند.

    دسته دوم نيز فلسطينی هايی بودند كه طبيعتا سكته مغزی شارون، سفاك بزرگ صهيونيست باعث خوشحالی آنان شد. شارونی كه بيش از نيم قرن خون فلسطينيان بی گناه را می ريخت. آغاز جنايت های شارون با كشتار "قبيه" در سال 1953 شروع شد، آن هنگامی كه اين ژنرال صهيونيست مسئوليت فرماندهی يگان 101 را به عهده داشت. يگانی كه 69 شهروند بی گناه فلسطينی كه بيشتر آنان را زنان و كودكان فلسطينی تشكيل می دادند، به خاك و خون كشيد و وقتی يكی از افراد اين يگان از شارون پرسيد: "آيا اينها دشمنان ما هستند؟ چند صد پناهنده مسكين و بی دفاع و شماری زن و كودك فلسطيني؟"

    شارون در جواب اين سرباز صهيونيست می گويد: "اينان روسپيانی هستند كه به دشمنان ما و كسانی كه قصد كشتار هموطنان ما را دارند، خدمت می كنند. اگر اين كار را با اردوگاه های فلسطينی نكنيم، به زودی به پناهگاه قاتلان ما تبديل خواهد شد."

    اين مسئله كاملا طبيعی است كه كودكان فلسطينی به خاطر سكته مغزی شارون در خيابان ها شيرينی ميان عابران و رانندگان خودروها پخش كنند و فرياد بزنند: "مرگ بر شارون، مرگ بر قصاب صبرا و شتيلا." يا اينكه دختران جوان فلسطينی هلهله شادی را به خاطر سكته مغزی شارون سر دهند و خودروهای فلسطينی مجهز به بلندگو - در حالی كه سرودهای انقلابی فلسطينی و ترانه های محلی فلسطينی از بلندگوهای شان پخش می شود – كوچه های اردوگاه پناهندگان "الرشيديه" را بپيمايند. به قول سامی ابوزهري، جهان در آستانه رهايی از يكی از برحسته ترين رهبران شرارت در جهان است.

    آري! اگر چه بيشتر رهبران جهان عرب، برای آنكه بيش از اين در نظر مردمان خود اعتبارشان را از دست ندهند، از هر گونه اظهار نظر در مورد سكته مغزی شارون خودداری كردند، ولی رئيس جمهور جوان ايران رسما و به صراحت موضع مردم كشورش را اعلام كرد و در حالی كه اخبار مختلفی در مورد وضعيت شارون وجود داشت، ابراز اميدواری كرد كه قصاب صبرا و شتيلا به اسلاف خونخوارش بپيوندد.

    پرسشی كه در اينجا مطرح می شود، پيش بينی های "حسنی مبارك" مبنی بر اينكه شارون تنها كسی بود كه می توانست چرخ صلح را به پيش ببرد، چه خواهد شد؟

    در حال حاضر، پس از اينكه ثابت كرديم كه مرگ شارون، باعث تاسف ملت های عربی و اسلامی نخواهد شد؛ بايد در ورای اظهارات صهيونيست ها كه مرگ احتمالی شارون را با مرگ بن گوريون مقايسه می كنند و حتی عده ای ديگر كه او را همچون پادشاهان اسطوره ای بنی اسرائيل می دانند، به بررسی واقعگرايانه مسئله بپردازيم.

    شارون از نظر مسلمانان، جامعه بشری و قوانين بين المللی يك جنايتكار به شمار می رود ولی در نگاه يهوديان به عنوان يك قهرمان اسطوری به شمار می رود. ضمنا اگرچه ده ها هزار "اسرائيلي" به دنبال بر ملا شدن پرونده جنايت های شارون در سال 1982 در تل آويو دست به تظاهرات زدند ولی اعتراض تظاهركنندگان به مسئله كشتار نبود بلكه مخالفت شان با شيوه كشتار بود. به هر حال شارون كه در كميته خاخام های يهودی نيز به خاطر جنايت های وحشيانه اش در صبرا و شتيلا محكوم و اين كميته با صدور دستوری خواستار عزل وی از منصب وزير جنگ شده بود، طولی نكشيد كه دوباره وارد عرصه سياست شد و انتخابش در سال 2001 به يك انتخاب متافيزيكی برای گزينش "داود منجي" بدل شد.

    مسئله ای كه در اينجا مهم می نمايد، بررسی شخصيت شارون با تكيه بر افكار و مواضعش و همچنين ميزان وابستگی اسرائيلی ها به اوست، البته تنها هدف در اين ميان شناسايی بهتر دشمن است نه اينكه همچون انيس منصور "فيلسوف برتر از نگاه سادات" به يك صهيونيست بدل شويد؛ بلكه بايد همچون شيخ حسن نصرالله با شناخت بهتر دشمن، راه بهتر شكست دادنش را فرا بگيريد.

    آري! بايد بررسی و قرائت تان از مسائل به گونه ای باشد كه بتوانيد مولفه های اصلی مقاومت كه باعث شد اين بولدوزر صهيونيست شهرك هايی كه با دستور خود بنا كرده بود، منهدم كند، را بيابيد.

    شارون چه به عنوان يك ژنرال و چه به عنوان يك سياستمدار پيوندی محكم با "استراتژی حفظ سنگر" داشت. به اين معنا كه هيچگاه سنگرش را رها نمی كرد، مگر اينكه به اين نتيجه برسد كه ديگر هيچ راهی برای حفظش وجود ندارد و در اين لحظه است كه سنگر را تسليم می كند و به سنگر بعدی پناه می برد. (يعنی اينكه امكان دارد كه پس از قدرت يافتن به سنگری كه از آن عقب نشسته باز گردد.) برای شارون صلح در زمانی معنا پيدا می كند كه دچار شكست شده باشد.

    بايد به اين نكته توجه داشت كه طرح شارون برای جداسازی غزه، بايد بر اساس استراتژی عقب نشينی تفسير شود كه اصل آن به استراتژی دژها در تلمود باز می گردد. خروج سربازان شارون از غزه تنها به معنای آن است كه به سنگر پشتی عقب می نشيند.

    بد نيست كه ملت های عربی ميان وزن تاريخی رهبران خود و صهيونيست ها از بن گوريون گرفته تا شارون مقايسه ای داشته باشند. شارون، ژنرال صهيونيستی بود كه تمامی حيات نظامی و سياسی خود را صرف دفاع از ملت و گسترش دولتش كرد. شارون، قهرمان ارتش "اسرائيل" در جنگ های 48، 67 و 73 و يورش سال 82 دولت عبری به لبنان بود. بعد از پايان جنگ ها، شارون به يك مهره سوخته بدل شد ولی طولی نكشيد كه دوباره صهيونيست ها دست به دامانش شدند و او را به عنوان "مرد امنيت" ملقب كردند. به نظر اشغالگران، شارون تنها كسی بود كه می توانست به انتفاضه پايان دهد و ارمغان آور امنيت برای يهوديان باشد و با وجود عمليات قهرمانانه گروه های فلسطينی در مناطق اشغالی 48 و 67 باز هم صهيونيست ها چشم اميد به شارون دوخته بودند كه بهترين نمود اين اعتماد را می توان در حمايت صهيوينست ها از حزب جديد شارون "كاديما" كه به معنای پيش به جلو است، يافت ؛ كاديما يعنی اينكه از غزه عقب نشينی می كنيم و در مقابل در الحاق قدس و ساخت شهرك های صهيونيست نشين در غزه پيشروی می كنيم. ناگهان موتور بولدوزر صهيونيست ها از كار افتاد، يك تحليلگر سياسی در اين باره می نويسد: ‹‹ تمامی شهروندان زن و مرد "اسرائيلي" ديروز (روزی كه شارون روانه بيمارستان شد) نفس های شان را در سينه حبس و انگشتان را در هم گره كرده و دست به درگاه خدا بردند تا نخست وزير بيمارشان را نجات دهد. ››

    اين نويسنده صهيونيست تاكيد می كند: ‹‹ درست است كه شمار زيادی از افراد دوست داشتند كه  شارون را دوست نداشته باشند و تير انتقاد را به سمتش نشانه بگيرند، ولی بعدها فهميديم كه شارون جزئی از ما و اقداماتش گويای رويكردها و ويژگی های قومی و ملی ماست. شارون در نظر خيلی ها هم يك قهرمان بود، هم يك بزدل؛ هم يك انسان بزرگ بود هم يك انسان حقير و هم يك انسان محبوب بود و هم يك انسان مبغوض. ››

    14 نخست وزير از زمان تشكيل دولت عبری در خدمت ملت، دولت و طرح صهيونيسم بوده، همانطور كه هميشه در معرض نقد و بازخواست بوده اند. اين در حالی است كه رهبران عرب تنها ملت خود را به سمت نابودی و فنا رهنمون بودند و بدون آنكه هيچ افتخار نظامی بيافرينند، تنها توده ای نشان نظامی را بر سر و سينه خود می آويختند. در اين ميان تنها اين رهبران مقاومت ملی از حسن نصرالله گرفته تا عرفات، شيخ احمد ياسين، دكتر رنتيسی و ديگر چهره های برجسته بودند كه به عرب ها اين اعتماد را بخشيدند كه می توان دشمن صهيونيستی را شكست داد و مقهور كرد.

    درست است كه شارون و "اسرائيلی ها" حاكمان عرب را به باد تمسخر می گيرند ولی همين ها وقتی صحبت از رهبران فلسطينی می شود، نگرانی خود را از آنان اعلام می كنند.

    صهيونيست ها دست از انتخاب راستگرايان و رهبران تندرو برنداشته اند و همچون گذشته مخالف برقراری يك صلح عادلانه هستند، مگر آنكه احساس كنند كه ملل عرب به ويژه در كشورهای همسايه فلسطين توانسته اند به حقوق دمكراتيك خود دست يابند و رهبرانی را انتخاب كرده اند كه مواضع شان در قبال "اسرائيل" و آمريكا بيان می كنند و منافع ملی و كرامت انسانی شان را حفظ و اين مسئله را نيز درك كنند كه در صورت كوتاهی در انجام وظايف، بايد جای خود را به ديگری بسپارند.    

     

    روزنامه "الشرق" چاپ قطر

    14/1/2006

     

  • ~ نوشته شده توسط سینا | موضوع: گزارشات | لینک ثابت |

  • سه شنبه بیست و هفتم دی 1384 2:46

    گريه بر شارون

    به قلم:عبدالباری عطوان

    احمد قریع ، نخست وزیر تشكیلات خودگردان تنها كسی نبود كه تاسف خود را از بیماری شارون ابراز داشت و به روزنامه نگاران گفت كه برای شفای شارون، نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس نماز می خواند؛ صائب عریقات مذاكره كننده ارشد تشكیلات خودگردان نیز طی اظهاراتی، نگرانی خود را از پیامدهای منفی عدم حضور سیاسی شارون بر جریان صلح اعلام كرد.

    این اظهارات نابخردانه و قرائت های نادرست از بازی های سیاسی، حكایت از ترویج تصویری دارد كه غرب از شارون درست كرده است. غرب از شارون تصویر مردی را ساخته كه در پی صلح است و تنها صهیونیستی است كه می تواند كشتی مذاكرات را به سمت ساحل تشكیل یك دولت مستقل فلسطینی بكشاند.

    در این میان، شاید بتوان گفت كه كودكان فلسطینی ساكن اردوگاه های شهر خان یونس در بیان احساسات خود و شمار زیادی از عرب ها و مسلمانان بسیار صادقانه عمل كردند و با پخش شیرینی، شادی خود از سكته مغزی شارون و مرگ سیاسی وی ابراز داشتند.

    در نگاهی به تاریخ می بینیم كه مسئولان دولت عبری و در راس آنها شارون به هیچ وجه در لحظه ای كه یاسر عرفات در بستر افتاده بود و با عوارض سمومی كه صهیونیست ها وارد بدنش كرده بودند، دست و پنجه نرم می كرد، برای او نماز نگذارند و برایش آرزوی سلامتی نكرده و حتی حاضر نشدند كه خوشحالی خود را از مرگ عرفات پنهان نگاه دارند چرا كه او را مانعی بر سر راه صلح می دیدند، مانعی كه باید در سریع ترین وقت و با استفاده از هر وسیله ممكن نابود كرد.

    شاید در نظر شمار زیادی از عرب ها و فلسطینی های غربزده، كار كودكان فلسطینی ساكن اردوگاه های آوارگان شهر خان یونس، كاری خلاف تمدن باشد ولی چه انتظاری می توان از افرادی داشت كه پدران، برادران، خانه ها و حتی چند تكه لباس ژنده ای را هم كه داشتند، در جریان حملات بی امان نظامیان تابع فرمان شارون و كشتارهای هولناكی كه این مقام خونخوار صهیونیست در طول شصت سال زندگی ننگین خود به راه انداخته بود، از دست داده اند.

    شارون، صهیونیست ها را نیز فریب داد. هنگامی كه به دروغ به آنها وعده تامین امنیت را داد. مسئولان آمریكایی و اروپایی را نیز فریب داد و این تفكر را در مغز آنان حك كرد كه شارون از یك گرگ وحشی به یك میش بی آزار تبدیل شده است و دوست دارد كه چند سال باقی مانده از عمرش را در راه اجرای نقشه راه صرف كند و سعی كرد كه عقب نشینی از غزه را اقدامی عظیم جلوه دهد.

    در نگاهی دقیق تر می بینیم كه صهیونیست ها پیش از آنكه شارون زمام امور را در اختیار بگیرد، از امنیت بیشتر و حتی از چهره بین المللی بهتری برخوردار بودند. شارون پس از دیدار شوم خود از بیت المقدس روی كار آمد، دیداری كه به انتفاضه دوم انجامید؛ انتفاضه ای كه باعث افزایش عملیات های نظامی علیه صهیونیست ها شد و كشته شدن نزدیك به هزار "اسرائیلی" و ضعف بخش جهانگردی و اقتصاد دولت عبری را با خود به دنبال داشت.

    شارون در صدد آن بود تا این توهم را در ذهن صهیونیست ها جای دهد كه با ساخت دیوار حائل و عقب نشینی از نوار غزه، می توان یهودی بودن دولت عبری و همچنین حفظ عرق یهودی "اسرائیل" را