تحولات "اسرائيل"
در میان آنارشیسم گسترده سیاسی که بر جهان عرب حکمفرما است ؛ ما از توجه به رخدادهایی که در حال حاضر در "اسرائیل" جریان دارد، غافل مانده ایم که بالطبع دلایلی نیز برای این مسئله وجود دارد. ما به صورت طبیعی این احساس را داریم که اهمیت پرداختن به مسائل داخلی مان هزاران بار مهم تر از پیگیری حوادثی است که در حال حاضر، در عرصه داخلی سرسخت ترین دشمن منطقه ای مان یعنی "اسرائیل" در جریان است ؛ ولی این دلیل نباید ما را از استنباط و بررسی مفهوم حوادث کنونی رژیم اشغالگر قدس باز دارد، چرا که این مفهوم به شکلی در پیوند و ارتباط با فضای منطقه ای و سرنوشت سیاسی ما می باشد (چه به عنوان یک امت و چه به عنوان کشورهای موجود در منطقه) ضمنا ارتباط و پیوند مذکور به اشکال مختلف بر مواضع و روابط بین المللی ما تاثیر می گذارد که از آن جمله موضع مان نسبت به رژیم اشغالگر قدس است و تفاوتی نیز نمی کند که این موضع گیری خودآگاه و یا ناخودآگاه باشد.
ادامه مطلب>>>
رهبران در سايه
جنگ بر ضد افغانستان و عراق تنها "پوسته" طرح هايي بود كه آنان براي ايجاد خاورميانه جديد به رهبري "اسرائيل" به اجرا درآوردند. نويسنده در اين مقاله با اشاره به نقش يهوديان در دولت بوش به معرفي برخي از آنان پرداخته است. پيش از جنگ هاي آمريكا در منطقه كه با حمله به عراق شروع شد، برخي از عرب ها نسبت به اين كه تعداد اعضاي يهودي در دولت جورج بوش كمتر از عهد دولت كلينتون است ابراز خوشنودي مي كردند. (در زمان كلينتون ديويد كوهين وزير دفاع و مادلين آلبرايت وزير امور خارجه از يهوديان سرشناس بودند). اما مدتي نگذشت كه همه چيز آشكار شد و همه دانستند كه اين دولت بازيگران پشت پرده بسياري دارد كه در مقايسه با تاريخ دولت آمريكا بي سابقه است. بسياري از اين بازيگران يهودياني هستند كه روابط بسيار مستحكمي با جنبش جهاني صهيونيسم به ويژه لابي صهيونيست آمريكا دارند. آنان از حوادث 11 سپتامبر براي فراهم كردن زمينه جهت سيطره آمريكا بر جهان بهره بردند. جنگ بر ضد افغانستان و عراق تنها "پوسته" طرح هايي بود كه آنان براي ايجاد خاورميانه جديد به رهبري "اسرائيل" به اجرا درآوردند
ادامه مطلب>>>
سيماي جهاني شدن اسلامي
عليرغم گذشت بيش از يك دهه از زايش و رويش پديده جهاني شدن(Globalism) يا در واقع، جهانيسازي (Globalization) ، هنوز زواياي مختلف آن در هالهاي از ابهام و ترديد قرار دارد كه سوالهايي را برميانگيزد، از جمله، جهاني شدن به چه معناست؟ و تاريخ پيدايش اصطلاح جهاني شدن يا جهانيسازي و پيشينه رويكرد و گرايش به آن از چه زماني است؟ آيا در اسلام، ميل به جهاني شدن وجود دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آيا جهاني شدن اسلام قابل اثبات است؟ و در صورت اثبات آن، مباني، ويژگيها، ساختار و ابزارهاي جهاني شدن اسلامي چيست؟ البته به بخشي از اين سوالات، توسط انديشمندان پاسخهايي داده شده است، اما اين پاسخها به علت تنوع و تعدد، ابهامها و اشكالهاي جديدي را به ميان آوردهاند. هدف از اين مقاله ارائه پاسخي روشن به پرسشهاي فوق است.
ادامه مطلب>>>
بسم الله الرحمن الرحیم
لازم بذکراست چنانچه گرافت یهودی صهیونیست برجسته میگوید گفتارخاخام ازپیامبربالاتراست
پس نمیتوان تصورکرداین گفتارهای جنون آمیز فقط وفقط متونی است که درکتابهای یهودمشاهده میشودوجنبه عملی اعتقادی واجرایی برای صهیونیستهاندارد
خاخامهاى يهودى طى سالهاى متمادى شرحها و تفسيرهاى خود سرانه وگوناگونى بر تورات نوشتند كه همه آنها را خاخام (يوخاس) در سال1500م جمعآورى نموده و به اضافه چند كتاب ديگر كه در سالهاى230 و500م نوشته شده بود به نام (تلمود) يعنى تعليم ديانت و آداب يهود را جمع آورى كرد.
اين كتاب نزد يهود بسيار مقدّس و در رديف (تورات) (عهد عتيق) قرار داد(1).
براى اينكه بيشتر به خود پرستى و آرمانهاى ضدّ انسانى يهود پى ببريم خوب است چند جملهاى از اين كتاب را به دقّت مطالعه كنيم:(2).
الف ـ روز دوازده ساعت است:
در سه ساعت اوّل آن خداوند شريعت را مطالعه مىكند.
و در سه ساعت دوّم احكام صادر مىنمايد.
در سه ساعت سوّم هم جهان را روزى مىدهد.
در سه ساعت آخر روز هم با حوت دريا كه پادشاه ماهيها است به بازى مىپردازد.
هنگامى كه خداوند امر كرد (هيكل) را خراب كنند خطا كرده بود به خطاى خويش اعتراف كرده و به گريه در آمد و گفت: واى بر من كه امر كردم خانهام را خراب كنند و هيكل را بسوزانند و فرزندان مرا تاراج نمايند.
خداوند، از آن كه يهود را به چنين حالى گذاشته سخت پشيمان است و هر روز لطمه به صورت خود مىزند و زار زار گريه مىكند، گاهى از چشمانش دو قطره اشك به دريا مىچكد و آن چنان صدا مىكند كه تمام اهل جهان صداى گريه آن را مىشنوند و آبهاى دريا به تلاطم و زمين به لرزه در مىآيد.
هرگز خداوند از كارهاى ابلهانه و غضب و دروغ بركنار نيست.
ب ـ قسمتى از شياطين، از فرزندان آدم هستند، آدم زنى داشت از شياطين به نام (ليليث) كه مدّت130 سال همسر آدم بود، شياطين از نسل او متولد شدند!!
(حواء) در اين مدّت130 سال جز شيطان فرزندى نزائيد زيرا او هم همسر يكى از شياطين شده بود.
انسان مىتواند شيطان را بكشد به شرط اين كه خمير نان عيد را نيكو به عمل آورد.
ج ـ ارواح يهود، از ارواح ديگران افضل است، زيرا ارواح يهود جزء خداوند است! همچنان كه فرزند جزء پدرش مىباشد، روحهاى يهود نزد خدا عزيزتر است زيرا ارواح ديگران شيطانى و مانند ارواح حيوانات است.
نطفه غير يهودى، مثل نطفه بقيه حيوانات است!
د ـ بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن نمىشوند، ولى جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است و جز گريه زارى چيزى عايد آنها نمىگردد زيرا زمينش از گل و بسيار تاريك و بدبو است.
پيامبرى به نام مسيح نيامده است و تا حكم اشرا يعنى (غير يهود) منقرض نشود، ظهور نخواهد كرد و هر وقت كه او بيايد زمين خمير نان و لباس پشمى مىروياند، در اين وقت است كه سلطه و پادشاهى يهود باز گشته و تمام ملّتها مسيح را خدمت خواهند كرد!
آن زمان هر يهودى، دو هزار و هشتصد برده و غلام خواهد داشت.
هـ ـ بر يهود لازم است، كه املاك ديگران را خريدارى كند تا آنها صاحب ملك نباشند و هميشه سلطه اقتصادى براى يهود باشد.
و چنانچه غير از يهودى بر يهود تسلط پيدا كند، يهود بايد بر خود گريه كند و بگويد: واى بر ما، اين چه ننگى است كه ما زير دست و جيره خوار ديگران شدهايم.
پيش از آن كه يهود نفوذ و سلطه كامل خود را بدست آورند لازم است جنگ جهانى برپا و دو ثلث بشر نابود شود، در مدّت هفت سال يهود، اسلحههاى جنگ را خواهد سوزانيد و دندانهاى دشمنان بنى اسرائيل به مقدار بيست و دو ذرع كه تقريبا هزار و سيصد و بيست برابر دندانهاى عادى مىشود! از دهانشان بيرون خواهد شد.
هنگامى كه مسيح حقيقى پا به عرصه وجود گذارد، يهود آنقدر ثروتمند و مال خواهند داشت كه كليد صندوقهايشان را بر كمتر از سيصد الاغ حمل نتوان كرد!
و كشتن مسيحى از واجبات مذهبى ما است و پيمان بستن با او، يهودى را ملتزم به اداء نمىكند.
رؤساى مذهب نصرانى و هركه دشمن يهود است بايد در روز سه مرتبه او را لعن كرد.
(يسوع ناصرى) كه ادعاى پيامبرى كرده و نصارى گولش را خوردند، با مادرش مريم كه او را از مردى به نام (باندار) به زنا آورده بود، در آتش جهنم مىسوزند.
كليساهاى نصارى كه در آن سگهاى آدم نما به صدا در مىآيند به منزله زباله خانه است.
ز ـ اسرائيلى در نزد خداوند بيش از ملائكه محبوب و معتبر است. اگر غير يهودى، يك يهودى را بزند چنان است كه به عزت الهيه جسارت كرده است و جزاى چنين شخصى جز مرگ چيز ديگرى نيست و بايد او را كشت.
اگر يهود نبودند، بركت از روى زمين برداشته مىشد و آفتاب ظاهر نشده و باران نمىباريد.
همچنان كه انسان بر حيوانات فضيلت دارد، يهود بر اقوام ديگر فضيلت دارند.
نطفهاى كه از غير يهودى منعقد مىشود، نطفه اسب است.
اجانب مانند سگ هستند و براى آنها عيدى نيست زيرا عيد براى اجنبى و سگ خلق نشده است.
سگ افضل از غير يهودى است، زيرا در اعياد بايد به سگ نان و گوشت داد، ولى نان دادن به اجنبى حرام است.
هيچ قرابت و خويشى بين اجانب نيست، مگر در نسل و خاندان الاغ قرابتى است؟
خانههاى غير يهودى به منزله طويله است.
اجانب دشمن خدا و مثل خنزير و قتلشان مباح است.
اجانب براى خدمت كردن يهود به صورت انسان خلق شدهاند.
يسوخ مسيح كافر است زيرا از دين مرتد گشت و به عبادت بُت پرداخت و هر مسيحى كه يهودى نشود بُت پرست و دشمن خدا خواهد بود، از عدالت خارج است و انسانى كه بر غير يهود كوچكترين ترحمى روا دارد، عادل نيست.
غش و خدعه كردن با غير يهودى منع نشده است.
سلام كردن بر كفار (كسانى كه يهودى نيستند) اشكال ندارد به شرط آن كه سِرّا او را مسخره كرده باشد.
ح ـ چون يهود با عزت الهيه مساوى هستند، بنا بر اين تمام دنيا و هرچه در اوست ملك آنها مىباشد و حقّ دارند كه بر آن تسلط كامل يابند، دزدى از يهودى حرام است و از غير يهودى جايز مىباشد، چون اموال ديگران مانند رملهاى دريا است و هركس زودتر برآن دست گذاشت او مالك است.
يهود مانند زن شوهردار هستند و همچنان كه زن در منزل به استراحت مىپردازد و شوهر، خرجى او را مىدهد بىآن كه در كارهاى خارج از منزل با او شركت كند، يهود هم به استراحت پرداخته و ديگران بايد آنها را روزى بدهند.
ط ـ هرگاه يهودى و اجنبى شكايت داشته باشند بايد حقّ را بجانب يهودى داد اگرچه بر باطل باشد.
براى شما جايز است كه مأمورين گمرگ را غش بنمائيد و براى او قسم دروغ خوريد... از خاخام (صموئيل) ياد بگيريد، صموئيل از مرد اجنبى كاسهاى از طلا به قيمت چهار درهم خريدارى كرد، در حالى كه فروشنده نمىدانست كه آن طلا است. با اين حال يك درهمش را دزديد!
ربودن اموال ديگران بوسيله ربا مانعى ندارد، زيرا خداوند شما را به ربا گرفتن از غير يهودى امر مىفرمايد.
به كسانى كه يهودى نيستند قرض ندهيد مگر آن كه نزول بگيريد در غير اين صورت، قرض دادن به غير يهودى جايز نيست و ما مأموريم كه به آنها ضرر برسانيم.
حيات و زندگانى ديگران ملك يهود است، چه رسد به اموال آنها! هرگاه غير يهودى احتياج به پول داشته باشد آن قدر بايد از او (ربا) و نزول گرفت كه تمام دارائى خود را از دست بدهد.
ى ـ غير يهودى هرچند صالح و نيكوكار باشد، او را بايد كشت.
حرام است غير يهودى را نجات بدهيد، حتّى اگر در چاهى بيفتد بايد فورا سنگى بر در آن گذاشت!
اگر يكى از اجانب را بكشيم مثل اين است كه در راه خدا قربانى كردهايم.
اگر يك نفر يهودى كمكى به غير يهودى بكند گناهى نابخشودنى مرتكب شده است.
و اگر غير يهود در دريا در حال غرق شدن است، نبايد نجاتش بدهى، زيرا آن هفت ملتى كه در زمين (كنعان) بودند و بنا بود يهود آنها را به قتل برساند همه آنها نابود نشدند و ممكن است آن شخصى كه در حال غرق شدن است از آنها باشد.
تا مىتوانيد از غير يهود بكشيد و اگر دستتان به كشتن او رسيد و او را نكشتيد، مرتكب خلاف شدهايد.
هلاك كردن مسيحى ثواب دارد و اگر كسى نمىتواند او را بكشد لااقل سبب هلاكتش را فراهم نمايد.
كسانى كه مرتد شوند، اجنبى و اعدامشان لازم است مگر آن كه براى خدعه به ديگران مرتد شده باشند.
ك ـ تعدّى كردن به ناموس غير يهودى مانعى ندارد، زيرا كفار مثل حيوانات هستند و حيوانات را زناشوئى نيست.
يهودى حقّ دارد، زنهاى غير مؤمنه را به غصب بربايد و زنا و لواط به غير يهودى عقاب و كيفرى ندارد.
كسى كه در خواب ببيند كه با مادرش زنا مىكند حكيم و خردمند خواهد شد و كسى كه ببيند كه با خواهر خود جمع شده است نور عقل نصيبش مىگردد.
براى يهودى مانعى ندارد تسليم اميال و شهوات خويش شود.
هرگاه يهودى در نزد زن خود با زنى زنا كند زن او حقّ ندارد مانع او شده يا آن كه بر عليه او شكايت كند.
لواط با زن جايز است، زيرا زن مانند گوشتى است كه آن را از بازار خريدارى مىكنيد و به هر طور كه بخواهيد آن را تناول مىكنيد.
ل ـ قسم خوردن جايز است، خصوصا در معاملات با غير يهود.
اصولاً قسم خوردن براى قطع نزاع تشريع شده است امّا نه براى كفّار، زيرا آنها انسان نيستند.
جايز است انسان شهادت زور بدهد، چنانچه لازم است اگر مىتوانيد بيست قسم دروغ بخوريد ولى برادر يهودى خويش را در معرض خطر قرار ندهيد.
بر يهود واجب است روزى سه مرتبه مسيحيان را لعن كنند و دعا كنند تا خداوند آنها را نابود سازد.
بر ما لازم است كه با نصارى، مانند حيوانات معامله كنيم.
كليساهاى نصارى، خانه گمراهان است و خراب كردن آنها ضرورى و واجب است.
م ـ ملّت برگزيده خداوند مائيم و لذا براى ما حيوانات انسانى خلق كرده است زيرا خدا مىدانست كه ما احتياج به دو قسم حيوان داريم، يكى حيوانات بىشعور مانند بهائم و حيوانات غير ناطقه و ديگرى حيوانات ناطقه و با شعور مانند مسيحيان و مسلمانان و بودائيان و براى آنكه بتوانيم از همه آنها به اصطلاح سوارى بگيريم، خداوند ما را در جهان متفرق ساخته است و لهذا ما بايد دخترهاى زيبا و خوشگل خود را به پادشاهان و وزرا و شخصيّتهاى برجسته يهود به تزويج در آوريم، تا بوسيله آنها بر حكومتهاى جهان، تسلط داشته باشيم!
گمان نكنم، آنچه نقل كرديم احتياج به توضيح و تعليق از ما داشته باشد زيرا خود بهترين معرف (يهود) است. چنانچه معلوم شد يهود يك حزب خطرناكى است براى فريب دادن مردم آن هم كه به صورت مذهب و آئين در آمده است(3).
گردانندگان امپراطوری
واین است صهیونیست دربین الملل وحال جای ان است تااساتید متعهد داشنگاه دست به کارشوند وفهرستی ازکارهای مطبوعاتی ونوشتارهای این افراد تهیه کنند وان شاالله به تمامی مسلمین جهان وبلکه تمامی انسانهای آزاد وآزاده اطلاع رسانی شود که افکار خودرادراختیار چه کسانی با چه اهداف پلیدی قرار داده اند:
موسسه کریستین ساینس مانیتور The Christian Science Monitor که یکی از موسسات مشهور خبری آمریکا می باشد ، در مطلبی تحت عنوان سیاستگذاران حکومت Empire Builder شورای تصمیم گیری12 نفره از افراد با نفوذ و با گرایشهای صهیونیستی (یهودیان و پروتستانهای افراطی) را معرفی کرده است.
نفوذ این شورا در آمریکا به حدی است که تمام سیاستهای داخلی و خارجی آمریکا، از جنگها و کودتاها در کشورهای مختلف گرفته تا سخنرانی اعضا دولت در یک جلسه چند نفره، همه و همه توسط این شورا تبیین و برنامه یزی می شود. حتی بوش بدون هماهنگی با این شورا عملی انجام نمی دهد و تصمیمی نمی گیرد. به طور کلی هر اتفاقی در آمریکا و یا هر نقطه از دنیا که به نحوی دولت آمریکا در آن دخالت داشته باشد توسط این شورا برنامه ریزی می شود..
ایروینگ كریستول
كریستول به عنوان پدر «نومحافظه كاری» شناخته میشود. وی عضو گروه «روشنفكران نیویورك» كه بیشتر از مهاجران یهودی اروپای شرقی تشكیل شده، بوده است. كریستول در سالهای پایانی دهه 30 میلادی در «citycollege» نیویورك تحصیل كرد. وی از 1947 تا 1952 مدیر تحریریه مجلهای انتقادی بود كه بعدها «neocaon bible» نام گرفت.در سالهای پایانی دهه 60، كریستول به لحاظ تمایلات سیاسی از چپ به راست تغییر مشی داد، چرا كه معتقد بود ضدیت با آمریكا در میان لیبرالها بیشتر وجود دارد. كریستول چارچوب روشنفكری نومحافظه كاری را با بنیانگذاری و نوشتن مقالاتی در نشریاتی مانند «The national intrest» و «The public intenes» بنا نهاد.
كریستول یكی از اركان فكری موسسه «American enterpise» است و كتابهای متعددی را از جمله «Neoconservatism The autobiagraphy of an Idea» (نومحافظه كاری، اتوبیوگرافی یك نظریه) تالیف نموده است. وی پدر ویلیام كریستول، سردبیر نشریه «standard weekly» است.
نرمن پدهرتز
پدهرتز كه یكی از پایه گذاران نومحافظهكاری به حساب میآید، در حوزههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و بینالمللی مطالعه كرده و قلم میزند. وی از سال 1990 تا 1995 سردبیر نشریه «commentary» بود كه توسط كمیته یهودیان آمریكا منتشر میشد. وی اخیرا دارای تمایلات سیاسی لیبرال شده، اما در دهه 70 رویهای مخالف داشته و عضو انجمنی كه توسط سناتور هنری جكسون دموكرات پایهگذاری شد، بوده است. پدهرتز مولف 9 كتاب است. از جمله كتاب «Breaking Ranks» كه در آن وی مدعی شده است كه بقای اسرائیل یكی از اولویتهای استراتژی نظامی آمریكا است.
وی با یك منتقد اجتماعی به نام «میج دكتر» كه به لحاظ فكری نیز به او نزدیك است ازدواج كرده و هر دو با هم به تاسیس «commitee on the present danger» در اواخر دهه 80 كمك كردهاند. پسر پدهرتز به نام جان، یكی از نویسندگان «نیویورك پست» است.
پل ولفوویتز
ولفووتیز، پس از سه سال خدمت در پست معاون وزیر دفاع و طراحی جنگ عراق، در سال 2005 توسط جورج بوش برای ریاست بانك جهانی انتخاب شد.
وی از سال 1989 تا 1993 به عنوان مشاور سیاسی وزیر دفاع، هدایت یك تیم 700 نفره را كه مسئولیتهای اصلی در مورد شكلدهی استراتژی نظامی آمریكا در پایان جنگ سرد را بر عهده داشتند، به دست گرفت. وی در این مسئولیت، با همكاری «لوئیس لایبی» در سال 1992 طرحی را ارائه كرد كه خواستار تسلط نظامی آمریكا بر آسیا و اروپا و مقابله مقدماتی با كشورهای مظنون به تولید سلاحهای كشتار جمعی بود. طرح وی پس از آنكه در رسانههای مطرح شد، چنان واكنش شكآوری را برانگیخت، وی مجبور به دوباره نویسی آن شد. پس از 11 سپتامبر بیشتر اعضای اصلی آن تیم سمتهای كلیدی تهیه استراتژی امنیتی آمریكا در سال 2002 را بر عهده گرفتند.
ولفورتیز در زمان جنگ 1991 خلیج فارس، از تز گسترش دامنه جنگ به تغییر رژیم صدام حمایت میكرد.
ریچارد پرل
پرل كه به خاطر مواضع سرسختانهاش در موضوعات مربوط به امنیت ملی به «شاهزاده تاریكی» شهرت دارد، یكی از تاثیرگذارترین نومحافظهكاران به شمار میرود.
پرل یكی از اصلیترین معماران برنامه «creatiue destruction»(تخریب سازنده) با هدف بازسازی ساختار خاورمیانه است كه با حمله به عراق آغاز میشود. وی بخشهای مهمی از این برنامه را در گزارش كلیدی كه در سال 1996 برای حزب دست راستی لیكود اسرائیل تهیه كرد، بیان كرده بود.
پرل به تاسیس دو مركز فكری بزرگ كمك كرده است: یكی مركز سیاست امنیتی «The center for security policy» و ديگری موسسه يهودی برای امنیت ملی «The jewish institute for national security». وی همچنین در موسسه «American Enterprise» نیز عضویت دارد و علاوه بر اشتغال در سمت مشاور بنیاد ضد تروریستی دفاع از دموكراسیها «Foundation for the Defence of Democracies»، یكی از مدیران روزنامه «اورشلیم پست» اسرائیل نیز هست.
داگلاس فیث
وزارت دفاع اعلام كرده كه فیث، تابستان امسال از سمت معاونت وزیر دفاع در امور سیاستگذاری كه پست غیرنظامی شماره 3 پنتاگون به حساب میآید و وی از ابتدای روی كار آمدن بوش در سال 2001 در آن مشغول به كار بوده، استعفا خواهد كرد. فیث در دولت ریگان نیز به عنوان دستیار وزیر دفاع در امور سیاستگذاری مذاكرات مشغول به كار بوده و پیش از آن نیز به عنوان مشاور مخصوص ریچارد پرل فعالیت داشته است. فیث قبل از ورود به پنتاگون به عنوان متخصص امور خاورمیانه در سالهای 1981 و 1982 در شورای امنیت ملی حضور داشته است. وی به حمایت از حزب دست راستی لیكود اسرائیل شهرت دارد. او به همراه پدرش كه در یك جنبش صهیونیستی جوان در زادگاهش یعنی لهستان فعالیت میكرد، از طرف سازمان صهیونیستی طرفداری از لیكود در آمریكا مورد تشویق قرار گرفت. وی در سال 1992 نایب رییس هیات مشاوران موسسه یهودی امنیت ملی بوده است. وی ریاست سابق مركز سیاست امنیتی را برعهده داشته و اكنون نیز یكی از مدیران این موسسه است.
لویس لایبی
لایبی هم اكنون مشاور امنیت ملی دیك چنی است. وی در پستهای متنوعی فعالیت داشته است. در دولت اول بوش، لایبی به عنوان معاون وزیر دفاع در سیاستگذاریهای جنگ فعال بوده است.
لایبی یكی از بنیانگذاران پروژه قرن جدید آمریكا «New American century» بوده و با همكاری پل ولفووتیز، ویلیام كریستول و رابرت كاگان گزارشی را در سال 2000 با عنوان «بازسازی استراتژی دفاعی آمریكا، نیروها و منابع برای قرن جدید»، تهیه كرد.
وی در سال 1992 یعنی زمانی كه دیك چنی وزیر دفاع آمریكا بود، در تهیه طرح جنجال برانگیز ولفووتیز به عنوان «راهنمای سیاستگذاری دفاعی» با وی همكاری كرد. هم اكنون لایبی به عنوان مشاور مركز مطالعات روسیه و آسیا ـ اروپا در بنگاه RAND فعالیت دارد.
جان بولتون
بولتون در فوریه 2005 به عنوان سفیر آمریكا در سازمان ملل انتخاب شد و در صورتی كه این سمت او توسط كنگره تایید شود، وی از معاونت وزارت امور خارجه در امور كنترل تسلیحات به سازمان ملل منتقل خواهد شد. جان بولتون پیش از تصدی این پست در وزارت خارجه آمریكا نایب رییس موسسه نومحافظه كار «American Enterprise» بوده و در دولتهای جورج بوش پدر و ریگان نیز سمتهای مختلفی را بر عهده داشته است.
بولتون معمولا ادعاهایی میكند كه كاملا توسط مجامع اطلاعاتی تایید نمیشود. وی در مارس ۲۰۰۲ در سخنرانی خود با نام «در پشت سر محور شرارت» سوریه، لیبی و كوبا را به عنوان كشورهایی كه به دنبال ساخت سلاحهای كشتار جمعی هستند معرفی كرد. در ژولای 2003 نیز CIA و سایر آژانسهای اطلاعاتی به شدت ادعاهای بولتون در مورد پیشرفت سوریه در برنامههای تسلیحاتی را رد كردند.
الیوت آبرامز
آبرامز در فوریه سال 2005 به سمت معاون دستیار رییسجمهور و معاون مشاور امنیت ملی در استراتژی دموكراسی جهانی منصوب شد. وی از دسامبر 2002 تا فوریه 2005 به عنوان دستیار ویژه رییسجمهور و مدير ارشد مطالعات خاور نزديك و شمال آفریقا فعالیت داشته است. آبرامز فعالیت سیاسی خود را از همكاری با سناتور هنری جكسون آغاز كرد و در دولت ریگان، سمتهای مختلفی را در وزارت خارجه بر عهده داشت. وی از سال 1990 تا 1996 عضو موسسه «Hudson» بوده و سپس ریاست مركز سیاست عمومی و اخلاق را بر عهده داشته است. وی همچنین در سمت ریاست كمیته آمریكایی آزادی بین المللی ادیان نیز فعالیت كرده است. در سال 1991، آبرامز به خاطر افشای اطلاعاتی از درون كنگره آمریكا در مورد ایران گناهكار شناخته شد، ولی جورج بوش پدر، او را در سال 1992 عفو كرد. آبرامز در سال 1980 با راشل دكتر، دختر نرمان پدهرتز و میج دكتر، ازدواج كرد.
رابرت كاگان
كاگان در زمینه استراتژی ایالات متحده و دیپلماسی قلم میزند. وی با همكاری ویلیام كریستول نومحافظه كار، پروژه «قرن جدید آمریكا» را در 1997 تهیه كرده و در سال 1998 نامهای جنجال برانگیز را خطاب به كلینتون مبنی بر لزوم تغییر نظام حكومتی عراق منتشر كرد.
وی پس از آنكه در سالهای 1984 و 1985 نطقهای وزیر امور خارجه وقت آمریكا را تهیه میكرد، توسط ایلیوت آبرامز در دفتر امور درون آمریكایی وزارت خارجه به كار گرفته شد. وی همچنین در نشریات «واشنگتن پست» و نشریه طرفدار صهیونیسم «weekly standard» نیز مقالاتی منتشر كرد.
مایكل لدین
گفته میشود لدین، كه بسیاری او را رادیكالترین نومحافظه كار آمریكا میدانند، مرتبا به كارل رو (karl Rove)، مشاور بلند پایه بوش، در امور مربوط به سیاست خارجی مشاوره میدهد.
لدین یكی از اصلیترین طرفداران تغییر رژیم ایران است. وی در سال 2001 موسسه «اتحاد برای دموكراسی در ایران» را پایهگذاری كرد.
مایكل لدين در دولت ریگان به عنوان مشاور وزیر امور خارجه آمریكا فعالیت داشت و هم اكنون نیز در موسسه نومحافظهكار «American Enterprise» با ریچارد پرل همكاری نزدیكی دارد. وی همچنین یكی از بنیانگذاران و عضو «موسسه یهودی امور امنیت ملی» است. وی در فاصله سالهای 1975 تا 1977 در مجله «New Republic» فعالیت داشته و سردبیر فصل نامه واشنگتن نیز بوده است. وی همچنین كتاب «جنگ علیه سردستههای ترور» را تالیف كرده و در آن از ایده تغییر نظام سیاسی در عراق، سوریه و عربستان سعودی حمایت كرده است.
ویلیام كریستول
ویلیام كریستول پسر بنیان گذار اندیشه نومحافظه كاری، یعنی ایروینگ كریستول، است. وی هم اكنون رییس پروژه «قرن جدید آمریكا» و سردبیر نشریه طرفدار صهیونیسم «weekly standard» است.
ویلیام كریستول نیز مانند فرانك جفنی و ایلیوت آبرامز ابتدا كار سیاسی را با سناتور هنری جكسون دموكرات آغاز كرد، ولی در سال 1976 مشی سیاسی خود را عوض كرد و جمهوریخواه شد. وی در دولتهای ریگان و جورج بوش پدر نیز سمتهایی را داشته است. كریستول از سال 1991 مرتبا خواستار تغییر رژیم صدام در عراق بوده و با همكاری «لورنس كاپلن» كتاب «جنگ علیه عراق: ستمگری صدام و وظیفه آمریكا» را تالیف كرده است. وی عضو هیات مشاوران «بنیاد دفاع از دموکراسیها»، که پس از 11 سپتامبر به یكی از كانونهای تولید اندیشه تبدیل شده، نیز میباشد.
فرانك جفنی
جفنی، بنیانگذار و رییس موسسه پرنفوذ «مركز سیاست امنیتی» كه سیاست اعلام شده آن «حفظ صلح جهانی از طریق قدرت آمریكا» است، میباشد. وی در سال 1987 به عنوان دستیار وزیر دفاع در سیاست امنیت بینالملل در دولت ریگان انتخاب شد و سپس به عنوان دستیار وزیر دفاع آمریكا در زمینه دفاع در برابر نیروهای اتمی و سیاست كنترل تسلیحات زیر نظر ریچارد پرل فعالیت داشت. او در «واشنگتن تایمز» و مجله «Defence News» و نیز روزنامه «Investors Business» مقالاتی منتشر میكند. وی همچنین در شورای سردبیری نشریات الكترونیكی «Jewishworldreview.com» ،«National Review online» و نیز «worldnetDaily.com»، كه هر سه از محافل نزدیك به صهیونیستها هستند، نیز عضویت دارد.
وی همچنین یكی از 25 نومحافظه كار اصلی مشاركت كننده در تدوین پروژه «قرن جدید آمریكا» به شمار میرود.
مشاور وزارت خارجه مصر در واکنش غیر مستقیم به انتقاد امارات از دبیرکل اتحادیه عرب؛
خطر عمده زرادخانه هسته ای اسرائیل است نه برنامه صلح آمیز ایران
یکی از مشاوران وزارت امور خارجه مصر تصریح کرد که نگرانی شورای همکاری خلیج فارس از برنامه هسته ای صلح آمیز ایران بی مورد است و زرادخانه اسرائیل خطر عمده برای امنیت منطقه است نه برنامه صلح آمیز هسته ای ایران.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شبکه خبری العالم، "عبد الله الاشعل" یکی از مشاوران وزیرامور خارجه وسفرای سابق مصر تاکید کرد: درواقع این زرادخانه هسته ای اسرائیل است که جهان عرب ر ا تهدید می کند، نه برنامه هسته ای صلح آمیز ایران.
الاشعل در واکنش به اظهارات عبد الله راشد النعیمی وزیر امور خارجه امارات گفت: ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که ایران قصد ندارد سلاحهای هسته ای در اختیارداشته باشد، بنابر این دستیابی ایران به انرژی هسته ای صلح آمیزهرگز با صدها کلاهک هسته ای اسرائیل برابری نخواهد کرد.
وزیرامور خارجه امارات ازعمرو موسی دبیر کل اتحادیه عرب که درپیام خود به اجلاس رهبران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از آنها خواسته بود به جای ایران بر خطرهسته ای اسرائیل تاکید کنند، انتقاد کرد.
عبد الله الاشعل دراین باره خاطرنشان کرد که عمرو موسی شاید ازاین زاویه نگاه کرده است که هدف ازمحور قراردادن نیروگاه هسته ای ایران، منحرف کردن اذهان ازخطرکلاهک های هسته ای اسرائیل است که جهان عرب رابه خطر انداخته است.
وی افزود: به گمان من اظهارات وزیر امور خارجه امارات نشانه یک نکته بسیار خطرناکی است وآن وجود اختلاف درجهان عرب برسرمنابع تهدیدها است ؛یا به عبارت دیگروزیر خارجه امارات قصد دارد بگوید که ایران کشورهای حاشیه خلیج فارس را تهدید می کند واین درحالی است که اسرائیل همه منطقه را تهدید می کند واین اختلاف نظرها به تحلیلی روشن ترنیاز دارد که منبع خطر واقعی کجاست.
مشاور سابق وزارت امور خارجه مصر با تاکید براینکه ایران با رویکردهای کنونی خود به اتحاد منطقه عربی کاملا خدمت می کند، ازایران خواست خود رابه کشورهای منطقه خلیج فارس نزدیک کند و به آنها اطمینان دهد که حامی این کشورها است و برای آنها خطرساز نیست و روابط خود را بااین کشورها محکم کند.
وی دراین باره گفت: در مقابل کشورهای حوزه خلیج فارس نیزباید به ایران اطیمنان بدهند که سکوی عملیات احتمالی آمریکا علیه ایران نخواهند بود.
سلام .
اول از همه بگم كه
به عنوان يك ايراني افتخار ميكنم كه رئيس جمهورم احمدي نژاده .
به عنوان يه آنتي صهيون افتخار ميكنم كه هم سنگرم احمدي نژاده .
به عنوان يك مسلمون افتخار ميكنم كه برادر ديني ام احمدي نژاده .
جناب دكتر براي من تداعي كننده ي اين آيه از قرآن هست كه :
محمد رسول الله و الذين معه اشداء علي الكفار و رحما بينهم .
متاسفانه در دوره هاي قبل رياست جمهوري و يا در سياست مردان كشورمون چنين خصلتي رو نديديم ! همش مصلحت ! همش گفتگو . همش صلح با پشت پرده ي شكست و... كه هيچ وقت نتونستيم نتيجه ي مناسب بگيريم .

الحمدلله كه يكي پيدا شد و بدون اينكه از دشمنان ترسي به دل راه بده حرف حقيقت رو بزنه . حرفي كه سالهاست امام رحمةالله زد و آقا داره ميزنه . و اون چيزي نيست جز مبارزه با صهيونيسم .
احمدي نژاد هم همگام با اجراي سياست هاي داخلي خود سياست خارجي رو في امان الله يا في امان وزارت خارجه رها نكرده .
(آخه دولت هاي قبلي يا فقط در داخل كار ميكردند و بيرون رو ول ميكردند و يا فقط به خارج ميچسبيدند و داخل رو ول ميكردند ) . (خودتون مي دونيد كدوم دولت به كدوم بيشتر اهمميت ميداد)
از همون اوائل روي كار اومدن احمدي نژاد توي محافل . جلسات . ديدار ها و... جناب دكتر ، مخالفت خودش رو نسبت به صهيونيسم و وجود اين غده ي سرطاني اعلام كرد .
اين اواخر هم رسانه هاي خارجي با زير ذره بين قرار دادن حرفهاي دكتر شديدا به دنبال اين هستند كه جناب دكتر در مورد محكوميت اسرائيل حرفي بزنه تا سريعا كشورهاي خارجي بيانيه هاي خودشون رو مبني بر محكومي ايران صادر كنند و در جريانات هسته اي از اونها (سوء) استفاده كنند ولي جناب دكتر با تكرار حرفهاي خودش نشون داد كه هيچ ابايي از بيانيه ها و حرف و حديث هاي دشمنان خارجي و صد البته داخلي نداره .
وقتي برخي از همين كشورهاي به اصطلاح دوست و يا همين به اصطلاح دوستان داخلي كه بلندگوهاي دشمن هستند هم ابراز نگراني ميكنند در مورد مواضع ضد صهيونيستي رئيس جمهور به نظرم امام خميني رو از ياد برده اند . (كه البته بعضي از اونها هنوز هم كه هنوزه سنگ امام و انقلاب رو به سينه ميزنند ولي يه بار هم صحيفه رو باز نكردند.)
امام خميني حدودا 24 سال پيش (يعني در نهم دي 1360) خطاب به همين افراد و كشورها گفته :
« به چه مناسبتي بعضي از كشورهاي منطقه ، اسرائيل را رها كرده اند و به ايراني كه از اسلام و قرآن دفاع ميكند حمله مي كنند ؟ امروز نفت (رگ حيات قدرتهاي بزرگ )در دست ماست . پس چرا بايد تحت فرمان ابرقدرتها قرار گيرند ؟ اين براي اين است كه رشد سياسي ندارند . بحمدلله ايران امروز مستقل است و هيچ قدرتي در ايران دخالت ندارد و تمام هم و غم قدرت ها هم همين است كه چرا نمي توانند در ايران دخالت كنند . ....»
خب امام 24 سال پيش حرف الان و حرف سياست روز كنوني جامعه ي ايران و منطقه رو زد . و اينكه به جاي محكوميت ايران ، اسرئيل رو محكوم كنيد !
چون جنايت كار اسرائيل است .
سمبل تروريسم ، اسرائيل است .
صهيونيسم نماد پليدي هاست .
.
مسئله اي هم كه اخيرا شده تيتر روزنامه ها و خبرگزاري ها و رسانه هاي داخلي و خارجي . افسانه ي هولوكاست هست .
استفاده از لفظ واقعه ، در اينجا صحيح نيست چون واقعه يعني اتفاقي كه به وقوع پيوسته و واقعيت داره ولي هلوكاست چيزي جز افسانه نيست .
من قبلا در وبلاگ در اين زمينه مطالبي نوشته بودم كه ميتونيد براي خوندن اون روي اينها كليك كنيد 1 .2. 3. 4
و اما كمي تشريح موضوع !
بعد از جريانات روز قدس و عقب نشيني رژيم صهيونيستي از غزه . عدم امكان خلع سلاح حزب الله . شكل گيري موج ضد صهيونيستي در منطقه . لغزش پايه هاي صهيونيسم در جهان و حرفي كه احمدي نژاد در مورد حذف اين غده ي سرطاني از جهان زد . صهيونيست ها دست به اقدامي زدند مبني بر اينكه خود را در جوامع جهاني مظلوم تر جلوه دهند تا شايد از اين ترفند (مظلوم نمايي)كه قرن هاست آن را جنايات خود را در پس اين پرده مخفي ميكنند بيشتر استفاده ببرند و اون چيزي نبود جز اعلام روز جهاني هولوكاست .
تل آويو 27 ژانويه (فكر كنم 7 بهمن) رو به عنوان روز جهاني هولوكاست پيشنهاد كرده تا يك سند تاريخي براي مظلوم نمايي خود دست و پا كند .
همانطور كه در سالهاي گذشته با فشار لابي هاي خود در اروپا و با نفوذشان در امريكا چنين قاوني را تصويب كردند كه اگر كسي واقعه ي هولوكاست را تكذيب كند و يا آن را زير سوال ببرد و يا از شدت فاجعه كم جلوه نمايي كند و يا به هر صورتي باعث تشويش اذهان در اين رابطه شود و آن را قبول نداشته باشد و ترددي در دل راه دهد مرتكب جرم بزرگي شده و به چندين هزار دلار (يا يورو) و چنيدن ماه حبس محكوم ميشود !!!!!
واقعا اين قانون نمايانگر اين است كه يهود پرستي در ميان اينها چه رواجي دارد . (شايدم گوساله پرستي)!!!!
براي كذب محضي چون هولوكاست سالگرد ميگيرند . بيانيه ميدهند . قانون تنظيم ميكند . ولي ......
ولي اگر صدام به ايران حمله كرد به وي كمك ميكنند .
اگر صدها هزار ايراني شهيد شد به وي كمك ميكنند .
اگر هواپيماي حامل صدها ايراني در خليج فارس مورد حمله قرار گرفت سكوت ميكنند .
اگر دو شهر ژاپن با خاك يكسان شد به امريكا دست مريزاد بگويند .
اگر بوسني تبديل به كشتارگاه شد از صرب ها حمايت ميكنند .
اگر هزاران هزار افغاني كشته شوند مشكلي پيش نمي آيد .
اگر در چچن مسلمانان در خون غلط زدند ، همه چيز عادي است .
اگر در جنوب لبنان جوي خون به راه افتاد ، كك كسي گزيده نميشود .
اگر در فلسطين اشغالي روزانه ده ها خانه ويران شود و اهالي آن در زير آوار جان دهند و كودكان به واسطه ي گلوله هاي اسرائيلي به يكديگر دوخته شوند ، جاي نگراني نيست !
اما خدا نياورد روزي كه كسي در مورد هولوكاست ترديدي به دل راه دهد .
گناهي مرتكب مي شود عظيم. جنايتي بي حد و حساب .
اگر شارون فقط در روز اول عمليات خود عليه جنوب لبنان بيش از 300 فرون بمب افكن راهي لبنان بكند و فقط در اردوگاه صبرا و شتيلا 40000 غير نظامي اعم از كودك و زن را از دم گلوله بگذراند ، محكوم نيست بلكه نامزد درايفت جايزه ي صلح نوبل است !

ولي اگر احمدي نژاد بگويد كه هولوكاست افسانه بوده ، مرتكب جنايتي شده كه جهان و جهانيان به روي خود نديده اند .
اين است دموكراسي جهاني . اين است حقوق بشر ! اين است دهكده ي جهاني كه صهيونيست ها ميخواهند كدخداي آن باشند .
احمدي نژاد خطاب به اروپاييان (مخصوصا آلمان –اتريش –لهستان) گفت كه اولا هولوكاست و افسانه اي مشابه آن كذبي محض است . ثانيا اگر شما اصرار داريد تا آن را به خود و مردم خود بقبولانيد و به واسطه ي آن يهود را مظلوم بخوانيد و داشتن يك كشور واحد را حق آنها بدانيد چرا فلسطين و فلسطينيان بايد تقاص آن را پس بدهند ؟
چرا از كيسه ي خليفه مي بخشيد ؟ يكي از ايالات خود را در اختيار يهوديان قرار دهيد .
مگر تعداد يهوديان جهان بيشتر از 14 مليون نفر است ؟
در شهري چون تهران فقط 10 مليون انسان زندگي ميكند و در استان تهران 15 مليون نفر ! آيا ايالتي در آلمان و يا كشور هايي كه مدعيند هولوكاست واقعيت داشته نميتواند جوابگوي يهوديان سرتاسر عالم باشد ؟
(گر من هم يك مسيحي صهيونيست بودم خب قبول نمي كردم . !
چرا تا وقتي جايي مانند فلسطين باشد و تا وقتي مسلماناني بدون وحدت در زمين هستند از خودم مايه بگذارم ؟چرا تا زمانيكه هر كشور مسلمان ساز خود را ميزند و باج هم ميدهد ، از آنها سوء استفاده نكنم ؟مگر ناخوشم كه يهوديان عالم را در كشور خود جمع كنم ؟)
آيا غير اين است ؟
اروپايي كه هيچ وقت از حضور يهوديان در خود روي خوشي نديده و هميشه وجود يهوديان باعث خرابكاريها و جنايات زيادي در ميانشان ميشده حق دارد كه تمام هم و غم خود را به كار گيرد تا جايي چون فلسطين را براي يهوديان دست و پا كند تا براي هميشه از شر آنها در امان باشد و از وجود آنها خالي ! .
ولي من به اروپاييان و تمامي كساني كه چنين عقيده اي دارند اعلام ميكنم كه نه تنها بدينوسيله در امان مي مانيد بلكه روز به روز و لحظه به لحظه گور خود را با دستان خود خواهيد كند .
«اللهم اشغل ظالمين بالظالمين »
خارجي. سياسي. فلسطين.
نماينده جمهوري اسلامي ايران در كميته چهارم سازمان ملل در نيويورك، مواضع تهران را درباره اعمال ناقض حقوق بشر اسرائيل در فلسطين اشغالي و ديگر مناطق اشغالي عربي تشريح كرد.
بهگزارش روز چهارشنبه خبرنگار ايرنا، "حسين ملكي" كه در كميته ويژه سياسي (كميته چهارم) سازمان ملل صحبت ميكرد، به جنايات اسرائيل از جمله قتل عام فلسطينيان، خصوصا كشتار زنان بيپناه و كودكان بيدفاع فلسطيني و همچنين جنايات و اعمال غيرانساني، اعمال تبعيض در حق مردم فلسطين خصوصا ساكنين سرزمينهاي تحت اشغالي اشاره كرد.
وي در ادامه، از دولتهاي غربي سووال كرد كه چرا دائما بهفكر بهانهجويي نسبت به كشورهاي مستقل دنيا و محكوم كردن آنان به بهانههاي واهي نقض حقوق بشر بوده اما چشمان خود را روي اين همه ظلم، جنايت، مصائب وارده بر مردم فلسطين و اعمال غيرانساني و تراژدي انساني ايجاد شده توسط رژيم صهيونيستي در حق فلسطينيان، خصوصا زنان و كودكان فلسطيني ميبندند.
نماينده جمهوري اسلامي ايران در ادامه پرسش خود افزود: چرا اين دولتها از اين همه سبعيت و شقاوت آشكار، بيرحمي، رفتارهاي غيرانساني و نقض مكرر حقوق بشر در سرزمينهاي اشغالي، توسط رژيم غيرقانوني اسرائيل كه نام آن مترادف است با كشتار، اشغال، غصب و بيعدالتي، چشم پوشي ميكنند و وراي اين همه دوگانه عمل كردنها چه منطقي نهفته است.
ملكي افزود: شايد در نظر غرب همه انسانها از جمله زنان و كودكان فلسطيني نبايد از حقوق بشر برخوردار باشند.
وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به سانسور خبري در غرب نسبت به جنايات رژيم صهيونيستي، خطاب به رسانهها در غرب گفت: رسانههاي غربي هميشه از كاه كوه ميسازند، اما حقايق مسلم را در فلسطين اشغالي ناديده گرفته و حتي به نفع ظالم گام برميدارند.
نماينده ايران در كميته چهارم سياسي ملل متحد سپس ضمن اشاره به عدم وجود آزادي براي روزنامهنگاران فلسطيني در سرزمينهاي اشغالي، از دبيركل سازمان ملل خواست كه تدابيري براي دسترسي آنان به اخبار و اطلاعات وهمچنين حضور در صحنههاي حوادثي كه در سرزمينهاي اشغالي رخ ميدهد، بيانديشد و زمينه لازم را براي دسترسي مردم جهان به اخبار و اطلاعات و حقايق موجود ايجاد نمايد.
---> مواضع. ايران. حقوق بشر. اسراييل. سازمان ملل. ايرنا.
× گالری تصاویر
× قبله نخستين
×
×
×
×
×
×
×
×
×
×
×
×
کلیه حقوق مادی و معنوی محفوظ است


